بیان چهار مسالهی مهم دربارهی توبه
پیش از پایان به بیان چهار مسالهی مهم دربارهی توبه خواهیم پرداخت:
مسالهی نخست:
گناهانی که توبه از آنها واجب است متفاوتند...
بزرگترینِ آنها شرک به خداوند است...
مانند کسی که برای قضای حاجاتش غیر الله را به فریاد میخواند و برای از بین رفتن سختیها اولیا را به یاری میخواهد یا نزد قبرها ایستاده از صاحب قبر برای برطرف ساختن نیازهایش خواهش میکند...
خداوند متعال میفرماید:
﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ ٥ وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ ٦﴾[الأحقاف: ٥-٦].
«و کیست گمراهتر از آن کس که به جای الله کسی را میخواند که تا روز قیامت او را پاسخ نمیدهد و آنها از دعایشان بیخبرند (۵) و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انکار ورزند»...
***
از دیگر کارهای شرکآمیز آویزان کردن مهرهها و تعویذهای شرک آمیز به خود یا کودکان یا بر خانه و اتوموبیل برای دفع چشمزخم و دیگر بلاها است...
پیامبر خدا جمیفرماید: «هر کس تمیمهای به خود آویزان کند شرک آورده است»...
***
همینطور قسم خوردن به غیر خداوند...
بنابراین سوگند یاد کردن به کعبه و امانت و شرف و برکت فلان کس و جان فلانی و جاه و مقام پیامبر و ولی و پدر و مادر، همه حرام است...
امام احمد روایت کرده که پیامبر جفرمود: «هر کس به غیر خداوند قسم یاد کند شرک ورزیده است»...
هر کس سهوا چنین سوگندی را به زبان آورد، کفارهاش چنین است که بگوید: لا اله الا الله... چنانکه بخاری روایت نموده که رسول الله جفرمود: «هر کس سوگند یاد کرد و گفت: قسم به لات و عُزّیٰ، پس بگوید: لا اله الا الله»...
***
به کار گرفتن ساحران و کاهنان و فالگیران از بزرگترین گناهان است...
اما سحر و جادوگری از بزرگترین گناهان کبیره است و بلکه ممکن است به حد کفر برسد...
رفتن به نزد ساحر جایز نیست و رسول خدا جمیفرماید: «هر کس به نزد کاهن یا پیشگویی رفت و او را راستگو پنداشت، به آنچه بر محمد نازل شده کفر ورزیده است»...
و در روایت مسلم آمده که پیامبر خدا جفرمود: «هرکس به نزد پیشگویی رفت و دربارهی چیزی از او پرسید نمازش تا چهل روز پذیرفته نمیشود»...
مراجعه به فالهای ماهیانه در روزنامهها و مجلات یا تماس تلفنی با کسانی که ادعای دانستن غیب دارند یا پرسیدن از آنان نیز همه حرام است و جایز نیست...
***
از بزرگترین گناهان که حتی جزو کفر به شمار میآید، ترک نماز است...
رسول خدا جمیفرماید: «میان شخص و کفر و شرک، ترک نماز است»...
و اگر تارک نماز را کافر بدانیم معنایش این است که احکام مرتد بر وی اعمال میشود... در آن صورت صحیح نیست به او همسر [مسلمان] داده شود و اگر زنی به عقد او در آید در حالی که نماز نمیخواند، عقدش باطل است، و اگر پس از عقد نکاح نماز را ترک کند نکاحش فسخ میشود و همسرش بر وی حلال نخواهد بود، و اگر حیوانی ذبح کند، قربانیاش خورده نمیشود چرا که حرام است. و حق وارد شدن به مکه را ندارد، و اگر کسی از خویشاوندان مسلمانش بمیرد از وی ارث نمیبرد چرا که حقی در میراث ندارد و اگر بمیرد غسل و کفن نمیشود و بر وی نماز گزارده نمیشود و همراه با مسلمانان [در مقابر آنان] دفن نمیشود و روز قیامت همراه با کفار محشور خواهد شد و وارد بهشت نمیشود و خانوادهاش اجازه ندارند برایش دعای رحمت و مغفرت کنند، چرا که وی کافر است...
***
زنا از بزرگترین گناهان پس از شرک و قتل است... خداوند متعال میفرماید:
﴿وَلَا تَقۡرَبُواْ ٱلزِّنَىٰٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةٗ وَسَآءَ سَبِيلٗا ٣٢﴾[الإسراء: ٣٢].
«و به زنا نزدیک نشوید، چرا که آن همواره کاری زشت، و بد راهی است»...
در دوران ما بسیاری از درهای فاحشه باز شده است... خودنمایی زنان و اختلاط و مجلات بیبند و باری و فیلمهای مستهجن...
خداوندا رحمت و لطفت را خواهانیم و از تو میخواهیم خودت ما را بپوشانی و از گناه محفوظ داری...
قلبهای ما را پاک گردان و ما را از فحشا دور ساز و میان ما و گناهان مانع قرار ده...
***
از دیگر گناهان، خوردن مال مردم و رباخواری است...
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ ٱلرِّبَوٰٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٢٧٨ فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ فَأۡذَنُواْ بِحَرۡبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ﴾[البقرة: ٢٧٨-٢٧٩].
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله پروا کنید؛ و اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقی مانده است رها کنید (۲۷۸) اگر (چنین) نکردید، بدانید به جنگ با الله و فرستادهی وی، برخاستهاید».
همین آیه در بیان زشتی این جنایت نزد خداوند کافی است...
رسول خدا جمیفرماید: «خداوند خورندهی ربا و دهندهی آن و نویسندهی [قرارداد ربوی] و دو شاهد آن را لعنت نموده» و فرمود: «آنان با هم مساویاند»...
و در مستدرک حاکم با سند صحیح آمده رسول خدا جفرمود: «ربا هفتاد و سه باب است که سادهترین آن مانند این است که مرد با مادرش ازدواج کند، و بدترین ربا [بردن] آبروی مسلمان است»...
در مسند امام احمد با سند صحیح آمده که رسول خدا جفرمود: «درهمی از ربا که انسان دانسته میخورد، بدتر از سی و شش بار زنا است»...
پس تقوای الله را پیشه سازید و اگر مؤمنید آنچه از ربا باقی مانده را ترک کنید...
***
از دیگر گناهان، نوشیدن مشروبات مست کنده یا استفاده از مواد مخدر است...
رسول خدا جمیفرماید: «بر خداوند متعال است که نوشندهی مسکرات را از طینة الخبال بنوشاند» گفتند:ای پیامبر خدا؛ طینة الخبال چیست؟ فرمود: «عرق اهل آتش» یا «عصارهی اهل آتش»..
و نزد طبرانی با سند صحیح روایت است که پیامبر خدا جفرمود: «هر کس در حالی بمیرد که معتاد به نوشیدن خمر است همانند یک بت پرست به دیدار خداوند میرود»...
در زمانهی ما مست کنندهها تنوع بسیاری یافتهاند و نامهای زیادی دارند... بیر و عرق و شامپاین و دیگر نامها...
***
از دیگر گناهان گوش سپردن به ترانهها است...
رسول خدا جدر حدیثی که بخاری به صورت معلق در صحیح خود آورده، فرموده است: «بیشک از امت من کسانی خواهند بود که زنا و حریر و خمر و آلات موسیقی را حلال خواهند شمرد»...
و نزد ترمذی با سند صحیح روایت است که رسول خدا جفرمود: «بیشک در این امت فرو رفتن و سنگباران و مسخ رخ خواهد داد... و آن هنگامی خواهد بود که خمر بنوشند و زنان آوازهخوان برگیرند و از آلات موسیقی استفاده کنند»...
آنچه باعث شده این بلا در دوران ما بیشتر شود وارد شدن موسیقی در بسیاری از وسایل از جمله ساعتها و زنگها و اسباب بازی کودکان و کامپیوترها و گوشیها تلفن همراه است...
و دیگر گناهان که لازم است اهل آن مورد نصیحت قرار گیرند:
﴿كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾[آل عمران: ١١٠].
«شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید...».
مسالهی دوم:
بعضی از مردم وقتی میخواهند از یک گناه، مثلا شنیدن حرام توبه کنند، شیطان به آنها میگوید: نمیتوانی از این گناه توبه کنی در حالی که گناه دیگری مثل کشیدن سیگار را مرتکب میشوی یا در مورد نماز سهل انگار هستی... یا باید همهی گناهان را یک جا ترک کنی یا اینکه خودت را خسته نکنی...
اما این تصور باطلی است... چرا که هر گناه توبهی خود را دارد و مثلا ممکن است انسان از زنا توبه کند، با وجود آنکه گناهان دیگری را انجام میدهد...
اما شایسته است که برای توبه از همهی گناهان تلاش کند...
بدان که مرتکب شدن دوبارهی یک گناه پس از توبهی از آن به معنی باطل شدن توبهی او نیست و بنده در صورت مرتکب شدن دوبارهی گناه نباید مایوس شود و به گناهان باز گردد، بلکه دوباره هرچه سریعتر توبه کند...
از رسول خدا جبا سند صحیح روایت است که فرمود: «بندهای نیست که گناهی را انجام دهد سپس برخیزد و وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند، سپس از خداوند آمرزش بخواهد، مگر آنکه خداوند او را مورد آمرزش قرار خواهد داد»... سپس این آیه را تلاوت فرمود که:
﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُواْ ٱللَّهَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ لِذُنُوبِهِمۡ وَمَن يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمۡ يُصِرُّواْ عَلَىٰ مَا فَعَلُواْ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ١٣٥﴾[آل عمران: ١٣٥].
«و آنان که چون کار زشتی کنند یا بر خود ستم روا دارند، الله را به یاد میآورند و برای گناهانشان آمرزش میخواهند و چه کسی جز الله گناهان را میآمرزد و بر آنچه مرتکب شدهاند با آنکه میدانند [که گناه است] پافشاری نمیکنند»...
مسالهی سوم:
توبه پنج شرط دارد:
نخست: دست کشیدن فوری از آن گناه...
دوم: پشیمانی از انجام گناه...
سوم: عزم جدی برای عدم انجام دوبارهی آن گناه...
چهارم: بازگرداندن حق کسانی که به آنان ستم شده یا طلب حلالیت از آنها (در صورتی که آن گناه مربوط به حقوق دیگران باشد)...
پنجم: اینکه توبه در وقت مهلت باشد... بنابراین توبه در هنگام مرگ پذیرفته نیست، و انسان نمیداند کی مرگش فرا میرسد... همینطور توبه هنگام طلوع خورشید از مغرب (پیش از قیامت) پذیرفته نمیشود...
مسالهی پایانی:
از مهمترین عوامل پایداری بر توبه، ترک کردن جایی است که انسان در آن مرتکب گناه شده است...
همینطور دوری از دوستانی که انسان را به یاد گناه میاندازند یا او را به انجام گناه تشویق میکنند...
در صحیحین داستان مردی روایت شده که دستانش به خون بیگناهان آلوده بود تا جایی که نود و نه تن را کشت...
سپس خواست توبه کند... اما شک کرد... آیا خداوند توبهی او را خواهد پذیرفت؟ او کسی است که کودکان را یتیم کرده... زنان را بیوه کرده... خانهها را از هم پاشیده...
دربارهی داناترین اهل آن سرزمین پرسید... او را به سوی مردی عابد راهنمایی کردند...
نزد او رفت و گفت نود و نه تن را کشته؛ آیا میتواند توبه کند؟
راهب نگاهی به او انداخت... دید او در حق بندگان ستم کرده و دست به فساد بسیاری زده به طوری که قلبش سخت شده و گناهش بسیار... پس در پاسخش گفت: نه... توبهای نداری!
او نیز عصبانی شد و او را نیز کشت و صد نفر را کامل کرد!
از آنجا رفت... باز به فکر توبه افتاد و دربارهی داناترین مرد آن سرزمین پرسید...
او را به سوی عالمی راهنمایی کردند.. نزد او رفت و گفت که صد نفر را کشته است... آیا میتواند توبه کند؟
عالم گفت: آری... چه کسی میتواند بین تو و توبه فاصله اندازد؟!
اما باید به فلان سرزمین بروی که در آن مردمی اهل عبادت زندگی میکند و همراه آنان به عبادت خداوند مشغول شو... و هر گز به سرزمین خود باز نگرد که سرزمین بدی است...
آن مرد توبه کار به راه افتاد... به نیمهی راه که رسید مرگش در رسید و جان داد...
فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب دربارهی اینکه کدامشان روح او را تحویل گیرند مجادله کردند...
ملائکه رحمت گفتند: او توبه کرده بود و با قلب خود به سوی خداوند میرفت...
ملائکه عذاب گفتند: او هیچ کار نیکی انجام نداده است!
ملک الموت به شکل انسانی نزد آنان آمد... او را به عنوان داور قرار دادند...
گفت: میان این دو سرزمین را اندازه گیرید... به هر سرزمین نزدیکتر باشد به همانجا تعلق دارد...
خداوند به آن سرزمین وحی کرد که دور شو و به این سرزمین وحی کرد که نزدیک شو...
فاصلهی آنها را اندازه گرفتند پس آن را به سرزمینی که میخواست به آنجا رود نزدیکتر دیدند... در نتیجه فرشتگان رحمت روح او را قبض کردند...
ببین آن عالم به شخص گناهکار چه گفت؟ گفت: سرزمینت را ترک کن که آنجا سرزمین بدی است...
همینطور هر کس میخواهد از زنا توبه کند باید از اماکنی که در آن اختلاط است دوری کند... و هر کس میخواهد از ترک نماز یا شنیدن ترانهها یا خوردن ربا یا انواع شرک و همهی این گناهان توبه کند باید همهی کسانی که او را در انجام این گناهان یاری میدهند ترک گوید...
از خداوند متعال با توسل به نامهای نیکش خواهانم که ما را آنچنان از خشیت خود برخوردار سازد که میان ما و گناهان فاصله افتد... و ما را چنان طاعت خود عطا کند که به بهشت او برسیم... و گناهان ما و زیادهروی ما را بیامرزد و ما را به واسطهی حلالِ خود از حرامِ خود و با فضل خود از دیگران بینیاز سازد... و توبهی ما را بپذیرد و گناه ما را پاک سازد... او شنونده و اجابت کنندهی دعا است... و درود و سلام خداوند بر آن پیامبر امی، محمد و بر اهل بیت و یاران او و الحمد لله رب العالمین.
به قلم دکتر محمد بن عبدالرحمن العریفی
[١] به روایت طبرانی و بزار. منذری میگوید: سند آن خوب و قوی است. ابن حجر میگوید: بر اساس شرطِ صحیح است. [٢] اصل این داستان را بخاری روایت کرده است.