وحی و لغزشگاه های نوگرایان

وحی و لغزش‌گاه‌های نوگرایان

وحی و لغزش‌گاه‌های نوگرایان

بسم الله الرحمن الرحیم

ادیان آسمانی مبتنی بر بنیادی اساسی می‌باشند که عنصر استوار و جوهر و روح آن‌ها قلمداد می‌شود و آن مسئله‌ وحی الهی است، بنابراین معنای الهی بودن ادیان آن است که خداوند متعال آن‌ها را نازل فرموده و به افرادی از بشر وحی کرده تا به هم‌نوعان خود برسانند و انسان‌ها هیچ تاثیری در این دیانت ندارند جز آنکه آن را دریافت داشته و بدان عمل کنند.

حقیقت وحی در عقاید اسلامی مبتنی است بر اینکه وحی، اعلام و خبررسانی از جانب الله متعال به یکی از مخلوقاتش به ‌واسطه‌ی فرشته‌ی وحی است که مفاهیم تشریعی و دینی که خداوند از بندگانش در زمین می‌خواهد بدان عمل کنند و قوانینش را بپذیرند را بدان‌ها می‌رساند.

این امر بیانگر آن است که پدیده‌ی وحی از چهار امر اساسی تشکیل شده است: مُرسِل (ارسال‌کننده) که الله متعال است، واسطه در رساندن رسالت که در اصل جبرئیل است، دریافت‌کننده‌ی رسالت که پیامبر  ج در زمین است و درون‌مایه‌ی رسالت که دین نازل‌شده با شرایع، قوانین و احکام مختلف آن می‌باشد.

بنابراین منبع وحی در نگرش اسلامی و یگانه سرچشمه و آغازگر آن، الله متعال است نه کسی دیگر.

این معنا در قرآن کریم بسیار صریح است و از قوی‌ترین و آشکارترین مفاهیم در آیات آن و از صریح‌ترین نصوص قرآنی که بر این مفهوم تاکید می‌کند این آیه است که می‌فرماید:

﴿۞وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحۡيًا أَوۡ مِن وَرَآيِٕ حِجَابٍ أَوۡ يُرۡسِلَ رَسُولٗا فَيُوحِيَ بِإِذۡنِهِۦ مَا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ عَلِيٌّ حَكِيمٞ٥١[الشورى: ٥١] «هیچ انسانی را نسزد که الله با او سخن بگوید مگر از طریق وحی (به قلب) یا از پس پرده‌ای (از موانع طبیعی) و یا این که خداوند، قاصدی را (به نام جبرئیل) بفرستد و او به فرمان آفریدگار آنچه را که خدا می‌خواهد (به پیامبران) وحی کند. وی والا و کاربجا است».

این آیه در کمال صراحت دلالت دارد بر اینکه الله متعال منبع وحی است و اوست که شیوه و طبیعت وحی را مشخص می‌دارد و پیامبران که انسان هستند تنها دریافت‌کننده‌ی وحی می‌باشند.

و چون این‌گونه است وحی در نگرش اسلامی واقعیتی مستقل از وجود پیامبر  ج و از مشاعر و عواطف اوست، و پیامبر تولیدکننده‌ی وحی نیست و هیچ تاثیری در ایجاد و تعیین طبیعت آن ندارد بلکه تنها وحی را از الله متعال دریافت می‌نماید و وظیفه‌اش منحصر در حفظ وحی و تبلیغ آن به مردم بر حسب اوامر خداوند به کاملترین وجه ممکن است.

این امر ضرورتا بدان معناست که نبوت، رویدادی اکتسابی نیست که پیامبر (نبی) بتواند آن را با اجتهاد و تلاش و هوش و شیوایی خود کسب نماید بلکه انتخاب و گزینشی از جانب الله متعال برای یکی از بندگانش است.

و چون وحی منبعی بجز الله متعال ندارد این امر در نگرش اسلامی بدان معناست که حقیقت وحی، خارج از زمان و مکان است و نیز بدان معناست که اساس وحی تحت تاثیر عوامل زمانی ـ مکانی قرار نمی‌گیرد چرا که منبع و نازل‌کننده‌اش والاتر و چیره بر تمام شرایط زمانی و مکانیِ خلق‌شده است.

و این امر نیز ضرورتا بدان معناست که قرآن، محصولی فرهنگی و تاثیرپذیرفته از شرایط پیرامونی جایی که پیامبر در آن می‌زیست و یا متاثر از قوم وی در آن زمان نمی‌باشد؛ چرا که قرآن از جایی غیر از دیار عرب‌ها بر آنان نازل شده و منبع آن خدایی است که علم او بر همه چیز احاطه دارد.

این حقایق متعلق به وحی بر علمای متقدم اسلام پوشیده نبوده است چنانکه از حقیقت وحی سخن گفته‌اند و به بحث و بررسی آن از جهاتی چند پرداخته‌اند: از جهت مفهوم وحی، دلایل عقلی دال بر ممکن بودن وحی از جهت عقل، همچنین دلایل عقلی مبنی بر تحقق یافتن وحی در یک پیامبر معین و نیز از جهت مقتضیات و طبیعت و ماهیت وحی سخن به میان آورده‌اند و به بررسی نگرش‌های اشتباهی پرداخته‌اند که برخی از مردم پیرامون وحی مطرح کرده‌اند و اقدام به نقد آن نگرش‌ها و پرده‌افکنی از اشتباهات موجود در آن‌ها نموده‌اند.[١]

آنان میراثی عظیم پیرامون این مسائل و امور دیگر بر جای نهادند و تمام مخالفان وحی را در ترازوی نقد و بررسی دقیق قرار دادند؛ چه کسانی که اصل ممکن بودن وجود وحی را انکار می‌کردند همانند برهماییان و ماتریالیست‌ها (ماده‌گرایان) یا کسانی که نزول وحی بر پیامبر  ج را منکر می‌شدند همانند یهود و نصاری و دیگران، یا چه آن‌ها که به نزول وحی بر محمد  ج اقرار می‌کردند اما آن را به نیروهای روانی و بلاغی تفسیر می‌کردند همچون فلاسفه دین‌باور و دیگران.[٢]

بحث و پژوهش در مورد وحی و حقیقت آن نزد علمای مسلمان متوقف نشده است؛ زیرا هنگامی که نصارا و مستشرقان به طرح اعتراضات و شبهات علیه نبوت پیامبر  ج پرداختند و در راستای تردیدپراکنی در حقیقت وحی نازل‌شده بر وی تلاش کردند تعداد بسیاری از علماء و اندیشمندان مسلمان اقدام به مقابله با این هجوم نمودند و آن اعتراضات و شبهات را رد کردند و خلل و عیوب معرفتی و منهجی موجود در آن‌ها را آشکار کردند و در سطحی وسیع پیرامون وحی و مسائل مربوط بدان سخن به میان آوردند و نوشته‌های انبوهی را در این باب تقدیم امت نمودند.

[١]- نگاه: معجم الموضوعات المطروقه فی التألیف الإسلامی، عبد الله الحبشی، (۲/۱۲۵۶) و (۲/۱۳۳۸).

[٢]- نگاه: تثبیت دلائل النبوه، القاضی عبد الجبار، وإثبات نبوه النبی، أبو الحسن الیزیدی، والصفدیه، ابن تیمیه، وغیرها.