دوم: توحید علمی اعتقادی (توحید علم و اعتقاد)
۱- اصل در اسما و صفات: اثبات آنچه خدا و یا رسول خداصبرای خداوند ثابت کرده اند، بدون هیچ تمثیل و چگونگی، و نفی آنچه خدا و یا رسول خداصاز خدا نفی کرده اند، بدون هیچ تحریف و دگرگونی چنان که خداوند میفرماید: ﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ ١١﴾[الشوری: ۱۱].
«برای او هیچ مانند نیست، و او شنوا و بیناست».
با ایمان به معنای الفاظ و جملات آشکار و محکم قرآن، و آنچه بر آن دلالت میکند.
۲- مانند کردن خداوند به چیزهایی که در این دنیا وجود دارد و بیتوجهی به برخی از اسما الله و صفات او، کفر است.
ولی تحریف که اهل بدعت آن را تفسیر میگویند بعضی از آن کفر است مانند: تفسیرها و تأویلهای گروه باطنیه.
و بعضی از آن بدعت و گمراهی است، مانند تفسیرهای کسی که صفات خدا را نفی میکند.
و بعضی از این تحریفها غیر عمدی و سهوی و به طور اشتباه پیش میآید.
(تأویل: گردانیدن کلام، بر خلاف ظاهر معنی کردن آن، تفسیر باطن کلام).
(تمثیل: توصیف کردن، توضیح دادن، چیزی را چنان تصویر کنیم و شرح دهیم که گویا آن را میبینیم).
۳- وحدت وجود، و اعتقاد و حلول، و داخل شدن خدا در چیزی از مخلوقات خود، با اتحاد و پیوستگی خدا به آن چیز، (و اعتقاد به این که خداوند به چیزی وابسته است) همه اینها کفری است که انسان را از دایره اسلام خارج میکند.
۴- ایمان به فرشتگان کرامبه طور کلی ایمان به آن چه با دلیل به طور مفصل و مشروح ثابت شده است، و از نامها و صفات و اعمال بوسیله آنچه به آن مکلف شدهاند.
۵- ایمان به تمامی کتابهای آسمانی، و این که قرآن مجید بهترین آنهاست، و آن نسخ کننده و جانشین آن کتابهاست، و این که کتابهای پیش از آن دست خوش تحریف شده اند، و اطاعت از دستورات خدا که در قرآن آمده واجب است، ولی در کتابهای قبل از آن، این چنین نیست.
تحریف: کج کردن، گردانیدن، تغییر و تبدیل دادن، و تغییر دادن کلام از شکل و معنی اصلی خود، بعضی حروف کلمه را عوض کردن، و تغییر دادن معنی آن.
۶- ایمان به پیامبران و فرستادگان خدا ـ صلوات الله علیهم ـ و اینکه بهترین انسانها هستند، و کسی که ادعای غیر از این بکند کافر است.
هر کس نشانهها و دلیلی برای انتخاب خود از طرف خدا آورده باید به آن ایمان آورد، به بقیه آنها همه باید ایمان داشته، و این که محمدصبهترین آنها و خاتم الأنبیاست، و خداوند او را برای تمامی بشریت فرستاده است.
۷- ایمان آوردن به این که بعد از محمد صکه خاتم الأنبیاء والمرسلین است، بر هیچ کس دیگری وحی نازل نشده، و هرکس بر خلاف این اعتقاد داشته باشد، کافر است.
۸- ایمان به روز آخرت و آنچه از اخبار صحیح و علامت و نشانهها و پیش آمدهای آن آمده است.
۹- ایمان به سرنوشت، خیر و شر آن، همه از جانب خداست، و ایمان به این که خدا همه چیزها را، و اتفاقات را قبل از این که رخ دهد میداند، و آن را در لوح المحفوظ نوشته است، و هر چه بخواهد، میشود، و هر چه نخواهد، نمیشود، و هیچ چیز خود به خود اتفاق نمیافتد، مگر این که خدا آن را بخواهد، و خداوند بر همه چیز قادر و تواناست، و او آفریننده همه چیزهاست، و آنچه بخواهد میکند. ﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾.
«هر چه بخواهد (آن را در کمال قدرت و اختیار) انجام میدهد».
۱۰- ایمان آوردن به آنچه ما آنها را ندیدهایم ولی وصف آنها در اخبار و احادیث و قرآن آمده است مانند: عرش خداوندی، و کرسی، و بهشت، و دوزخ، و خوشی قبر و عذاب آن، و پل صراط، و ترازوی اعمال، و غیر از اینها، بدون هیچ تفسیر و تغییری در آنها.
۱۱- ایمان به شفاعت پیامبرص، و شفاعت پیامبران دیگر، و فرشتگان، و افراد صالح، و غیر از اینها در روز قیامت، چنانکه شرح آنها در احادیث صحیح آمده است.
۱۲- و این که مؤمنان خداوند را در روز قیامت در بهشت و در زمین محشر میبینند حق است، و کسی که آن را انکار کند و یا تفسیر نماید منحرف و گمراه است، و دیدن خدا در دنیا برای هیچکس ممکن نیست.
۱۳- کرامات اولیاء و صالحین حق است، و هر امر خارق العاده از کرامات نیست، بلکه ممکن است برای ثابت کردن و آگاه کردن و راهنمایی و یا برای امتحان باشد، و ممکن است از تأثیر شیطان و گمراهان باشد، و میزان و معیار درست یا اشتباه بودن آنها این است که آیا این کرامات در قرآن یا سنت پیامبرصآمده است یا نه؟
۱۴- مؤمنان همه از أولیاء و دوستان خدایند، ولی ایمان آن درجه دوستی آنها را با خدا مشخص مىکند.