۱- حجة الوداع
دعوت و تبلیغ پیامبر جبه مرحلهی نهایی خود رسیده بود و تمامی شبه جزیرهی عربستان با دستورات و تعالیم اسلام آگاهی پیدا نموده بودند و حتی این دعوت به خارج از شبه جزیرهی عربستان گسترش یافته بود. پیامبر جهم به خاطر گسترش اسلام بسیار شادمان و خوشحال بود و احساس رضایت مینمود و این رضایت نتیجهی سختیها و زحمتهایی بود که پیامبر جو مسلمانان از همان ابتدای بعثت در جاهای مختلف از جمله: در شعب ابیطالب، هجرت به حبشه، سفر طائف، جنگ بدر، جنگ اُحد و غیره متحمل گردیده بودند؛ اما هنوز هم میبایست دستورات و قوانین اسلام در تمامی مراحل زندگی انسان جای خویش را باز مینمود و راه را برای پذیرش مشتاقان آن باز مینمود.
پیامبر جهم در حال سپری نمودن آخرین روزهای مبارک زندگی خود بودند؛ بنابراین تصمیم به زیارت خانهی خدا گرفتند.
پیامبر جدر روز شنبه، بیست و پنجم ذی قعدهی سال دهم هجری از مدینه به قصد زیارت مکه خارج گردید و مسلمانان زیادی – که تعداد آنان از صد هزار نفر تجاوز مینمود – همراه ایشان رهسپار مکه گردیدند. پیامبر جنماز ظهر را در ذی الحلیفه خواند و نماز عصر را چون مسافر بودند، دو رکعت خواندند و در آنجا شب را به صبح رساندند. سپس به راه خود ادامه دادند تا اینکه به ذی طول رسیدند و بعد از نماز صبح به مکه داخل شدند.
پیامبر جوقتی که وارد مسجد الحرام شد، خانهی کعبه را طواف نمود وسعی بین صفا و مروه را انجام داد؛ اما از احرام خارج نشد؛ چون ایشان از آغاز قربانی همراه خویش آورده بودند و به همراهانشان که قربانی همراه خود نیاورده بودند، دستور داد که احرامشان را احرام عمره در نظر بگیرند و خانهی کعبه را طواف نموده و سعیِ بین صفا و مروه را به جا آورند، آنگاه از احرام خارج شوند.
پیامبر جروز هشتم ذیحجه به طرف منی حرکت کردند و نمازهای پنجگانهی روز بعد را در صحرای منی به جا آوردند. و بعد از آن به سوی عرفات راه افتادند و خطبهی مشهور خودشان را در آنجا ایراد فرمودند؛ پیامبر جبعد از حمد و ثنای پروردگار چنین فرمود:
«هان، ای مردمان! سخن مرا بشنوید شاید سالهای دیگر شما را نبینم. باید شما حرمت خونها و مالهایتان را همانند این روز و این ماه و این شهر حفظ نمایید. کسی که امانتی نزد او باشد، باید امانت را به صاحبش بازگرداند. رباخواری ایام جاهلیت از بین رفته است و بعد از این کسی نمیتواند سود مالش را که از طریق ربا به او تعلق گرفته است، مطالبه نماید و اولین ربایی که آن را حرام اعلام مینمایم، ربای عمویم، عباس بن عبدالمطلب است.
خونهایی که در جاهلیت ریخته شده است، از میان رفته است و کسی حق ندارد مطالبهی آن خونها را نماید و نخستین خونی که مطالبهی آن را از میان برداشتهام، خون عامر بن ربیعه بن الحارث است.
هان، ای مردم! شما را به خیر و نیکی در مورد زنان سفارش میکنم که بجز خیر چیزی به آنان نگویید!
ای مردم! پس از من پیامبری دیگر نخواهد آمد و پس از شما امتی دیگر نخواهد بود. هوشیار و آگاه باشید که خدایتان را پرستش کنید و نمازهای پنجگانهتان را به جای آورید و یک ماه روزه بگیرید و زکات اموالتان را با میل و رغبت بپردازید و به زیارت خانهی خدا بروید و از زمامدارانتان فرمان برید تا به بهشت خداوندی داخل شوید.
ای مردم! من شما را به دو چیز سفارش میکنم و آن را در میان شما باقی میگذارم که اگر به آن دو عمل نمایید، هیچ وقت گمراه نخواهید شد و آن دو چیز: کتاب الله و سنت من است.
پیامبر جآنگاه رو به مردم کرد و فرمود: آیا من رسالت خود را به شما رساندم؟ مردم گفتند: آری، پیامبر جتا سه بار این جمله را تکرار نمود و مردم نیز گفتند: آری، آنگاه پیامبر جفرمود: اللَّهُمَ أشهَد«بار خدایا شاهد باش». و در بیابان عرفات کسی که سخنان پیامبر جرا با صدای بلند به مردم میرساند، ربیعة بن امیه بن خلف بود.
پس از اینکه پیامبر جاین خطبه را ایراد فرمود، این آیه نازل شد:
﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا﴾[المائدة: ۳].
«امروز دینتان را برای شما کامل گردانیدیم و نعمتم (اسلام و ایمان) را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما انتخاب کردم».
پیامبر جپس از خطبهی حجةالوداع، نماز ظهر و عصر را خواندند و در مِنی وقوف عرفه را به جا آوردند، و بعد از غروب آفتاب عازم مزدلفه شدند و میت مزدلفه و نماز صبح را در آنجا خواندند و تمامی اعمال حج را به جای آوردند، و برای طواف رکن به مکه رفتند و به منی برگشتند و بعد از رمی جمرات روزهای یازدهم و دوازدهم وسیزدهم، اعمال حجشان در مکه کامل شد و به مدینه بازگشتند.
این سال را به مناسبت این حج شکوهمند و به خاطر ابلاغ تکمیل دین و به خاطر آخرین حج پیامبر جو خداحافظی با مردم از طریق نزول آخرین سورهی قرآن، حجةالوداع نامیدهاند.