اسلام از دیدگاه عقل

اصل سببیت

اصل سببیت

از انسانهای دورۀ اول گرفته تا امروز سؤالهایی ذهن بشر را به سوی خود جلب کرده است؛ آرزو دارد بداند که بدو وجودش از چه زمانی بوده و تا چه زمانی این کرۀ خاکی را اشغال نموده است؟ می‌خواهد بداند از کجا آمده و به کجا می‌رود؟ گاه گاهی خیالات، انسان را چنان از دایرۀ حواس خارج کرده و انسان ناخودآگاهانه و در حین جنون مارک «خودم بوجود آمدم» را بر پیشانی‌اش می‌زند گاهی اندیشه به او می‌گوید: از رحم مادر یا از نطفه پدر پای به این جهان نهاده است، لیکن انسان به این زودی باز نمی‌آید و تلاش پیگیر برای پی بردن به آغاز آفرینش تلاش دارد و دنبال پیداکنندۀ اساسی و بنیادینی که همۀ سببها به سوی او برمی‌گردند و مرجع همه اسباب است می‌رود و به جستجو دربارۀ آن می‌پردازد.

ما اگر به پیرامون و اطراف خودمان نگاه کنیم و دقیق بررسی نمائیم می‌بینیم که فرزند از پدر پیدا می‌شود باران از ابر فرو می‌ریزد و هر چیز منسوب به طرف سببی هست، ماشین به سوی سازنده، هواپیما به سوی مخترع، کشت به سوی کشاورز و همین طور هر چیز دیگر، ما تا بحال پدیده‌ای بدون سبب ندیده‌ایم یا چیزی بدون سازنده ندیده‌ایم؛ برای همه ثابت است که هر پدیده پدید آورنده و هر موجود ایجادکننده و هر حادثه محدث و هر مسبب سببی و هر معلول علتی در کنار خودش دارد بنابراین جهان هم باید ایجادکننده‌ای داشته باشد و پدید آورند و صانع جهان جز خدا نمی‌تواند باشد و گسترش دانش به این اصل مسلّم کمک می‌کند و هر کس می‌تواند از این اصل به اندازۀ علم و دانش خود استدلال کند؛ چنانکه یک عرب بادیه‌نشین و صحرانشین این حقیقت را در غالب این الفاظ ریخته است: «مدفوع شتر بر وجود شتر گواهی می‌دهد، و جای پای بر وجود رهگذر؛ آیا شب دیجور و سیاه و روز روشن و درخشان و آسمان با این همه برج و با روها دال بر وجود آفریدگار نیست؟!».

این صحرانشین با فطرت خود به اصل سببیت پی برده است.