رهنمودهای رسول الله در مورد احكام جنائز

رهنمودهای رسول الله ج در مورد نماز ميت

رهنمودهای رسول الله ج در مورد نماز ميت

از جمله رهنمودهای ایشان زمانی که جنازه‌ای را به خدمت ایشان می‌آوردند تا بر وی نماز بخواند این بود که می‌پرسیدند آیا بدهی‌ای به گردنش است یا خیر؟

اگر بدهی به گردنش نبود بر وی نماز می‌خواندند، در غیر این صورت نماز نمی‌خواندند و به اصحاب اجازه می‌دادند که بر آن جنازه نماز بخوانند، چرا که چنانچه انسان بدهکار باشد و از دنیا برود، بعد از مرگ در گرو بدهی‌اش می‌باشد و به بهشت وارد نمی‌شود تا اینکه بدهی‌اش را ادا کنند و نماز ایشان به منزله شفاعت در حق میت بود و شفاعت ایشان نیز قطعاً مورد قبول اللهأواقع می‌شد، اما زمانی که اللهأاز مال دنیا به ایشان عطا فرمود، بدهی میت را ادا می‌فرمود و سپس بر وی نماز می‌خواندند و مال میت را برای میراث بران می‌گذاشت.

امام باید نکات زیر را در نماز جنازه رعایت کند:

اول: اینکه نماز جنازه در مصلایی که مخصوصاً جهت خواندن نماز جنازه ساخته شده است باشد؛ و اگر در مسجد خوانده شود نیز مانعی ندارد اما افضل و بهتر آن است که در مصلا خوانده شود؛ و نماز جنازه را آنگاه که جنازه بر زمین گذاشته شد باید خواند.

دوم: اینکه نماز جنازه در آن اوقات سه‌گانه‌ای که خواندن نماز در آن نهی شده، خوانده نشود مگر زمانی که اهل علم تشخیص دهند که ضرورت ایجاب می‌کند خوانده شود؛ و این اوقات سه‌گانه عبارتند از: وقتی که خورشید طلوع می‌کند تا مقداری بالا آید، زمانی که خورشید در وسط آسمان است تا زوال کند، و زمانی که خورشید در آستانه غروب قرار می‌گیرد تا غروب کند. چنانچه در حدیث عقبة بن عامر که در ادامه می‌آید خواهیم دید.

توجه: بسیاری از تشییع کنندگان جنازه عادت کرده‌اند که جنازه خود را نزدیک غروب به خاک می‌سپارند، در حالی که-چنانچه در باب بعدی بیان خواهد شد-رسول الله ج از این کار نهی فرموده‌اند. همچنین از صحابه نیز روایت شده که از این کار نهی می‌کردند؛ چنانچه امام بیهقی روایت می‌کند که: هنگامی که خورشید رو به زردی رفته و نزدیک غروب شده بود، جنازه‌ای در قبرستان بصره آورده شد اما نماز بر وی خوانده نشد تا خورشید غروب کرد، آنگاه ابوبرزهسدستور داد تا منادی ندا دهد و مردم را جهت خواندن نماز با خبر سازد، آنگاه نماز اقامه شد و در حالی که انس بن مالک و ابوبرزه که هر دو از صحابه رسول الله ج بودند در بین مردم حضور داشتند، ابتدا نماز مغرب به امامت ابوبرزه خوانده شد سپس بر جنازه نماز خواندند. (شیخ آلبانی این اثر را حسن دانسته است). «احکام جنائز» (۱۶۶).

یک تذکر مهم: اگر زمانی که مردم در قبرستان در انتظار آماده شدن میت جهت خاک سپاری بودند و در این هنگام وقت نماز فرض فرا رسید، باید از قبرستان خارج شده و برای ادای فریضه نماز به مسجد خارج قبرستان بروند؛ چرا که در احادیث متعددی رسول الله ج از خواندن نماز در قبرستان نهی فرموده‌اند، از جمله آن احادیث، حدیث عبدالله بن عمرو بن‌عاص است که می‌فرماید: «أنَّ رَسولَ الله ج نهى عن الصلاةِ في المقبرة».

ترجمه: (رسول الله ج از خواندن نماز در قبرستان نهی فرمودند). (شیخ آلبانی آن را در کتاب «صحیح موارد الظمآن» صحیح دانسته)

سوم: هر قدر تعداد انسانها بیشتر باشد، برای میت بهتر و پرمنفعت تر است، و هر گاه تعداد به صد نفر رسید، شفاعتشان در حق میت قبول می‌شود؛ چنانچه رسول‌الله ج می‌فرماید: «ما مِنْ ميِّتٍ يُصلِّي عليهِ أُمَّةٌ مِنَ المُسْلِمِينَ يبلُغُونَ مئَة كُلُّهُم يشْفَعُونَ له إِلا شُفِّعُوا فيه».

ترجمه: اگر جماعتی از مسلمانان که به صد نفر برسند بر مرده‌ای نماز بگزارند و همۀ آنها برای مرده شفاعت و طلب آمرزش کنند، شفاعت آنها در مورد او قبول واقع و وی بخشوده می‌شود. (به روایت امام مسلم).

چهارم: مستحب است که پشت سر امام در سه صف و ما فوق آن قرار گیرند. چنانچه از مالک بن هبیرهسروایت است که رسول الله ج فرمودند: «مَا مِن مُسلِمٍ يَموتُ فَيُصَلي عَليهِ ثَلاثَة صُفُوفٍ مِنَ المُسلِمين إلاّ غُفِرَ لَه».

ترجمه: هر مسلمانی که بمیرد و سه صف از مسلمانان بر وی نماز گزارند، گناهانش بخشیده می‌شود. (به روایت ابوداود و شیخ آلبانی آن را حسن دانسته است).

پنجم: حاکم یا نماینده‌اش برای نماز خواندن بر جنازه مستحق تر از ولی میت می‌باشد؛ و اگر حاکم یا نماینده‌اش حضور نداشتند افرادی که در قرائت قرآن از همه ماهرترند امامت بدهند و سپس به همان ترتیبی که در حدیث آمده است، چنانچه می‌فرماید: «يَؤُمُّ القْوَمْ أَقْرَؤهُمْ لِكِتابِ الله تعالى فإنْ كَانُوا في الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَعْلَمُهُمْ بالسّنّةِ فَإنْ كَانُوا في السُنّةِ سَواءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً فإنْ كَانُوا في الهجرة سَوَاءً فأَقْدَمُهُمْ سِلْماً، ولا يَؤُمّنّ الرَّجُلُ الرَّجُلَ في سُلْطَانِهِ ولا يَقْعُدُ في بَيْتِهِ عَلى تَكْرمَتِهِ إلّا بإذْنِهِ».

ترجمه: افرادی که در قرائت قرآن از همه ماهرتر هستند، امامت بدهند، اگر همه در قرائت با هم برابر بودند، کسی که در سنت از دیگران آگاهتر است؛ اگر همه در علم به سنت برابر بودند، کسی که در هجرت از دیگران پیشی گرفته، اگر در هجرت هم برابر بودند؛ کسی که زودتر از دیگران مسلمان شده است. و کسی حق ندارد در حیطه قدرت کسی دیگر (بدون اجازه اش) امامت دهد، و در خانه اش بر مکان مخصوصی که می‌نشیند، ننشیند؛ مگر با اجازه اش. (به روایت امام مسلم).

ششم: اگر میت مرد باشد امام کنار سرش می‌ایستد و اگر زن باشد کنار شکمش می‌ایستد.

هفتم: و چهار تکبیر، یا پنج تکبیر، یا شش تکبیر، یا هفت تکبیر و تا نه تکبیر می‌تواند بگوید؛ زیرا همه آنها از رسول‌الله ج ثابت شده است.

توجه: مازاد بر چهار تکبیر جزو سنت های متروکه بشمار می‌رود. لذا شایسته است که علما در تطبیق آن بکوشند و بوسیله آموزش دادن به مردم و تطبیق آن بصورت عملی بین مردم منتشر کنند که ان شاءالله مأجور خواهند بود.

هشتم: در تکبیر اولی دستهایش را بلند می‌کند؛ همچنین می‌تواند در تمامی تکبیرها دستهایش را بلند(رفع یدین) کند. و برای مقتدیان لازم است که در کیفیت تکبیر از امام پیروی کنند، چنانچه امام هنگام گفتن تکبیر دستهایش را بلند کرده آنها نیز دستهایشان را بلند کنند و اگر چنین نکرد آنها نیز نباید دستهایشان را بلند کنند.

نهم: بعد از تکبیر اولی سوره فاتحه و یک سوره دیگر خوانده می‌شود.

دهم: پس از تکبیر دوم صلوات ابراهیمی خوانده می‌شود.

یازدهم: و بعد از تکبیر سوم بطور خلاصه برای میت دعا کرده می‌شود و دعاهایی که از رسول الله ج ثابت شده از قرار زیر است:

اول: «اللهُمَّ، اغْفِرْ لَهُ وَارْحَمْهُ وَعَافِهِ وَاعْفُ عَنْهُ، وَأَكْرِمْ نُزُلَهُ، وَوَسِّعْ مُدْخَلَهُ، وَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّهِ مِنَ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَ الثَّوْبَ الْأَبْيَضَ مِنَ الدَّنَسِ، وَأَبْدِلْهُ دَارًا خَيْرًا مِنْ دَارِهِ، وَأَهْلًا خَيْرًا مِنْ أَهْلِهِ، وَزَوْجًا خَيْرًا مِنْ زَوْجِهِ، وَأَدْخِلْهُ الْجَنَّةَ وَأَعِذْهُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ».(به روایت امام مسلم).

دوم: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنَا وَمَيِّتِنَا، وَشَاهِدِنَا وَغَائِبِنَا، وَصَغِيرِنَا وَكَبِيرِنَا، وَذَكَرِنَا وَأُنْثَانَا، اللَّهُمَّ مَنْ أَحْيَيْتَهُ مِنَّا فَأَحْيِهِ عَلَى الْإِسْلَامِ، وَمَنْ تَوَفَّيْتَهُ مِنَّا فَتَوَفَّهُ عَلَى الْإِيمَانِ، اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ، وَلَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُ». (به روایت ابوداود و ترمذی و ابن ماجه، و شیخ آلبانی آن را صحیح دانسته است).

دوازدهم: و بعد از تکبیر چهارم دعایی مخصوص میت است مانند این دعا[ها] که می‌گویی:

اول: «اللَّهُمَّ إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ فِي ذِمَّتِكَ، وَحَبْلِ جِوَارِكَ، فَقِهِ مِنْ فِتْنَةِ الْقَبْرِ وَعَذَابِ النَّارِ، وَأَنْتَ أَهْلُ الْوَفَاءِ، وَالْحَقِّ، فَاغْفِرْ لَهُ وَارْحَمْهُ، إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ». (به روایت ابوداود، و ابن ماجه و شیخ آلبانی آن را صحیح دانسته است).

دوم: «اللَّهُمَّ عَبْدُكَ، وَابْنُ أَمَتِكَ، احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ، فَإِنْ كَانَ مُحْسِنًا فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ، وَإِنْ كَانَ مُسِيئًا فَتَجَاوَزْ عَنْهُ».(به روایت طبرانی و حاکم آن را صحیح دانسته است). (سپس هر دعایی که بخواهد می‌تواند بکند).

سیزدهم: و اگر بخواهد که نماز را با پنج تکبیر یا بیشتر بخواند، این دعا را نیز بخواند: «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ». (امام احمد روایت کرده و شیخ آلبانی آن را صحیح دانسته است).

چهاردهم: سپس همانطور که در نمازهای فرض سلام می‌دهد، دوبار سلام می‌دهد، چنانچه عبدالله بن مسعودسمی‌فرماید: «ثَلَاثٌ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَفْعَلُهُنَّ تَرَكَهُنَّ النَّاسُ، إِحْدَاهُنَّ التَّسْلِيمُ عَلَى الْجِنَازَةِ مِثْلُ التَّسْلِيمِ فِي الصَّلَاةِ».

ترجمه: سه خصلت است که رسول الله ج آن را انجام می‌دادند و مردم آن را ترک کرده‌اند، که یکی از آن سه خصلت سلام نماز جنازه بمانند سلام نمازهای فرض است. (امام بیهقی با سند حسن آن را روایت کرده است).

همچنین جایز است که تنها به سلام اولی اکتفا شود؛ چنانچه ابو هریرهسمی‌فرماید: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَلَّى عَلَى جِنَازَةٍ، فَكَبَّرَ عَلَيْهَا أَرْبَعًا، وَسَلَّمَ تَسْلِيمَةً وَاحِدَةً».

ترجمه: رسول الله ج بر جنازه‌ای با چهار تکبیر و یک سلام نماز خواندند). (دارقطنی روایت کرده و شیخ آلبانی آن را حسن دانسته است). و تنوع در سلام نماز جنازه سنت است.

پانزدهم: سنت است که سلام نماز جنازه بصورت سرّی باشد و در این امر امام و مقتدیان با هم برابرند؛ چنانچه سعد بن سعد بن حنیف انصاریسمی‌فرماید: «ثم یسلم سرا في نفسه حین ینصرف، والسنة أن یفعل من وراءه مثلما فعل إمامه».

ترجمه: و آنگاه که می‌خواهد نماز را به پایان برساند بطور سرّی سلام می‌دهد و برای مقتدیان نیز سنت است که همانند امامشان عمل کنند. (امام شافعی در کتاب «الأم» روایت کرده و شیخ آلبانی آن را صحیح دانسته است).

شانزدهم: چنانچه کسی[از مقتدیان] به علت تأخیر، بعضی تکبیرات نماز را از دست داد، اگر ترس از این نداشته باشد که جنازه را بلند کنند، می‌تواند قضای تکبیرات از دست داده را به جا بیاورد و سلام دهد و اگر همراه امام نیز سلام دهد مانعی ندارد.

هفدهم: کسی که نماز جنازه از او فوت شد، به همان شیوه که بر جنازه نماز خوانده می‌شود، بر قبر نماز بخواند.

***