* راه دوازدهم: طلب علم برای شهرت
بعضی را شیطان از راه طلب علم و توسعه و فراخی در آن میفریبد. قصدش آن است که مفتی شود و فتوی دهد، یا عالمی شود که نامش برده و ذکر گردد، یا نویسنده و مصنفی شود که کتبش رایج پیدا کند، یا دعوتگری شود که مردم در اطراف او جمع شوند؛ در صحیح مسلم از نبی ج روایت است که اولین کسانی که آتش آنان را میسوزاند سه گروه هستند، و از جمله: «...وَرَجُلٌ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَعَلَّمَهُ، وَقَرَأَ الْقُرْآنَ، فَأُتِيَ بِهِ، فَعَرَّفَهُ نِعَمَهُ، فَعَرَفَهَا. قَالَ: فَمَا عَمِلْتَ فِيْهَا؟ قَالَ: تَعَلَّمْتُ الْعِلْمَ وَعَلَّمْتُهُ، وَقَرَأْتُ فِيْكَ الْقُرْآنَ، قَالَ: كَذَبْتَ، وَلَكِنَّكَ تَعَلَّمْتَ، وقَرَأْتَ الْقُرْآن لِيُقَالَ: هُوَ قَارِيءٌ، فَقَدْ قِيْلَ، ثُمَّ أُمِرَ، فَسُحِبَ عَلَى وَجْهِهِ حَتَّى أُلْقِيَ في النَّارِ....» [۲۷].
(و نیز مردی است که علم آموخته و آن را تعلیم داده و قرآن را تلاوت کرده است، آورده میشود و خداوند نعمتهایش را به او نشان میدهد، آن را میشناسد؛ خداوند به او میگوید: با این نعمتها چه عملی انجام دادهای؟ میگوید: علم آموختم و آن را یاد دادم و برای رضای تو قرآن خواندم، میگوید: دروغ گفتی، علم آموختی تا گفته شود: عالم است! و قرآن خواندی تا بگویند: قاری است و گفته شده است؛ سپس در مورد او فرمان صادر میگردد و بر روی صورتش کشانده میشود و تا در دوزخ انداخته میشود).
و مانند این درباره مجاهد و صدقه دهنده برای ریا و شهرت خواهی گفته شده است.
سپس مانند این انسان، کسی است که دارای مقام و منزلتی علمی میباشد، از وی از مسئلهای سوال میشود، وی آن مسئله را نمیداند و درک نمیکند، بنابراین، میترسد بگوید: " الله اعلم = خدا داناتر است"، یا " لا ادري = نمیدانم "، چون جایگاه و هیئت او در نزد مردم سقوط میکند، پس به وی بدگمان میشوند، از او روی برمیگردانند، عوام میگویند: چگونه این را نمیدانی در حالی که چنین منزلتی داری؟! پس شیطان و نادانان او را مغرور میسازند تا جایی که با نادانی فتوی میدهد، لذا گمراهِ گمراه کننده به دوزخ میافتد.
برای همین وقتی یکی از اهل علم به منبر رفت، از وی سوال شد، گفت: " لا ادري = نمیدانم ". یکی از حاضرین گفت: اینجا مقام لا ادري نیست، اینجا مقام علما میباشد. گفت: من به اندازه علم خویش ترفیع یافتم، اگر به اندازه نادانی خود ترفیع مییافتم، به آسمان میرسیدم. امام مالک/ گفته: «هرگاه عالم کلمه نمیدانم را ترک کند، با جنگاور و جنگ روبرو میشود».
[۲۷] ـ به روایت بخاری (۱۹۰۵) از حدیث ابوهریرهس.