١- موضع وی در برابر حجاج بن یوسف
حسن بصری معتقد به خروج علیه حاکمانِ مسلمانِ گنهکار و نافرمان نبود، چنانکه گروهی از مسلمانان نزد وی آمده و در مورد خروج علیه حجاج سوال نموده و میگفتند: ای ابوسعید، در مورد این طاغوت که دست به خونریزی و ریختن خونهای حرام و گرفتن اموال حرام زده و چنین و چنان کرده، چه میگویی؟ حسن گفت: من معتقدم با وی نجنگید. اگر عملکرد وی و کارهایی که انجام داده و میدهد، کیفری از سوی خداوند باشد، شما نمیتوانید با شمشیر آنرا دفع کنید. و اگر آن ابتلا و آزمایشی از سوی خداوند باشد پس صبر کنید تا خداوند داوری کند و او بهترین داوران است. اما آنها حسن را ترک کرده و با وی موافقت نکردند. پس بر علیه حجاج خروج نموده و همگی کشته شدند[٨].
و بر این اساس بود که حسن میگفت: «اگر زمانیکه مردم از سوی پادشاهشان مورد آزمایش و ابتلا قرار میگیرند، صبر کنند، چیزی نمیگذرد که راه بر آنان بازشده و مصیبت از ایشان برداشته میشود، اما آنها صبر نکرده و به شمشیر روی آورده و بر آن اعتماد میکنند؛ و اینگونه به خدا سوگند، هرگز روز خوش نمیبینند»[٩].
اما با این همه، حجاج چندین بار قصد کشتن حسن بصری نمود، اما خداوند متعال حسن را از گزند او حفظ کرد. باری حجاج در پی حسن فرستاد -درحالیکه تصمیم به کشتن وی گرفته بود- که حسن را نزد وی آوردند؛ چون حسن حاضر شد، گفت: «ای حجاج، میان تو و آدم چند پدر وجود داشته است»؟ حجاج گفت: فراوان. حسن گفت: «آنها کجایند»؟ حجاج گفت: همگی مردهاند. پس حجاج سرش را با خفت و خواری پایین انداخته و حسن خارج شد[١٠].
و این از حکمت حسن در امر دعوت بود، زیرا خروج بر علیه زمامداران و حکام مسلمان - و لو اینکه فاسق باشند - سبب شر و فساد و فتنه بزرگ و ریخته شدن خون بیگناهان میگردد، اما حسن با چنین موضعی مانع چنین مفاسدی شد.
[٨]- نگا: الطبقات الكبرى، ابن سعد (٧/١٦٣ – ١٦٥)؛البدایة والنهایة، ابن كثیر (٩/١٣٥).
[٩]- نگا: طبقات ابن سعد (٧/١٦٤).
[١٠]- نگا: البدایة والنهایة (٩/١٣٥).