همسران پاک پیامبر و فلسفه تعدد آنها

گفتاری کلی پیرامون فلسفه تعدد همسران پاک پیغمبرج

گفتاری کلی پیرامون فلسفه تعدد همسران پاک پیغمبرج

بسیار دوست داشتم تا در این خصوص جزوه جداگانه‌ای بنویسم، گرچه در این موضوع کتاب‌های زیادی نوشته شده است، اما این موضوع در بین این نوشته‌ها پراگنده شده و در اینجا و آنجا بگونه‌ای پخش گشته که به آسانی دست‌یابی به آن میسّر نیست، مخصوصاً برای جوانان روشنفکر. بنابراین، این جزوه را به این امر اختصاص دادم تا در دسترس مردم بوده و از این موضوع مهم که بسا مدت‌ها در معرض سئوال سئوال‌کنندگان و اراجیف یاوه‌گویان قرار گرفته، اطلاع یابند. پس با این جزوه آنانی که اهل سعادتند به راه صواب هدایت یافته، آنانی که اهل ضلالتند به گمراهی فرو می‌روند. همان کسانی که جهل و نادانی یا تعصب جاهلی چشمان‌شان را کور کرده تا جایی که این کینه‌توزه و حسادت و توطئه برعلیه اسلام آنان را به جای رسانده که به ذات مقدس رسول اکرمجطعنه زده و به خطا و تهمت و دروغ و بهتان گمان کردند که «ازدواج پیامبر با آن تعداد زنان فقط برای ارضای انگیزه‌های شهوانی و اشباع هوا‌های نفسانی» بوده است.

و نتوانستند این را درک کنند که رسول امین جتنها فردی بود که همه چیزش را در راه دعوت مردم بسوی خدا بخشید و برای رسیدن به این هدف بلند از دنیا و همۀ مال و منال آن کناره گرفت؛ و برای پیشبرد و انتشار این دین بین مردم هر راه ممکن را پیمود. و در راستای همین هدف بود که با این همه زنان ازدواج کرد، و یکی از علت‌های این ازدواج محکم‌کردن ستون‌های ساختمان دین و ثابت‌نمودن پایه‌های اسلام بود، و بدین وسیله عظمت این پیامبر امین و دوراندیش و همچنین لطف و رحمت او به مردان و زنان مؤمن، برای مردم باانصاف و عادل آشکار شد.

رسول خدا جبعد از وفات خدیجه نیازی به ازدواج با این زنانی که ازدواج کرد، نداشت. چرا که او دوران شگوفای جوانی خود و عصاره عمر گرانبهایش را با او سپری کرده بود، و اگر حرص و ولع او برای دعوت اسلامی نمی‌بود هرگز با این زنان وصلت نمی‌فرمود.

و همین حرص به دعوت اسلامی او را وادار کرد تا پیوند دامادی با کسانی ایجاد نماید که آنان توانستند تکیه‌گاهی برای او شده و نیرویش چندین برابر گردد. مخصوصاً بعد از این که دو رکن عظیم از ارکان پیروزی و پشتیبانی و حمایت خود را از دست داد، یعنی بعد از فقدان عمو و همسرش، این از یک جهت؛ اما از جهت دیگر مهر و شفقت و دلسوزی و رحمت آن حضرت با زنانی شوهر از دست داده و بی‌یار و یاور وصلت نمود.

اگر نیروی هوا و هوس و عشق و شهوت، قدرت و تسلطی بر قلب مبارک حضرت مصطفی جمی‌داشت، قبل از نبوت هرزنی را که می‌خواست به زنی می‌گرفت، در حالی که او در آن زمان در ابتدای جوانی و کمال نیرومندی بود و هیچ قانونی نمی‌توانست بین او و بین خواسته‌های نفسانیش مانع شود، و یا هیچ راه و رسمی او را از برآورده کردن نیازهای شهوانی بازدارد و یا از استفاده‌کردن او از لذایذ متاع دنیا جلوگیری کند. مخصوصاً که آن حضرت جاز این جهت مورد رغبت شدید مردم بود، یعنی همه علاقه‌مند بودند هرزنی را تقدیم او کنند به دلیل شهرتش در اخلاق پسندیده و رفتار حمیده و خصلت‌های نیکو و جمال و زیبایی شایسته و اوج قدرت و جوانمردی، اما آن حضرت جهرگز این کار را نکرد و قبل از نبوت با هیچ زنی از زنان دلخواسته وصلت ننمود. در صورتی که در عنفوان جوانی بود که مردمان عرب آن روز بر حسب عادت زنان زیادی را می‌گرفتند، تا جایی که گاهی اوقات بعضی‌شان در یک زمان بین ده تا بیست زن داشت.

پیغمبر خدا جقبل از نزول دین اسلام بجز با حضرت خدیجه با احدی ازدواج نکرد و تمام دوران جوانی و قسمتی از دوران کهولت خود را با او سپری کرد، و سه سال قبل از هجرت آن زمانی که حضرت خدیجه و فات کرد در حالی که بیست و پنج سال از عمرش را با او گذرانده بود، کم کم شروع به وصلت با زنان دیگر نمود، و این زیاد زن‌گرفتن پیامبر جچیز جدیدی در زندگی پیامبر نبود تا منافقان کوردل بگویند که بله «آن ارزش و مقام نبوّتی که محمد ادعای آن را داشت، خودبخود باید مانع زیاد زن‌گرفتنش می‌شد».

آری، این سخن زمانی درست بود که او تنها فردی از مجموعه پیامبران باشد که این کار را کرده است! در حالی که او تنها فردی از پیامبران نبوده که این کار را کرده، بلکه بسیاری از پیامبران دیگر ازدواج‌های متعددی داشته‌اند و این هیچ ایراد و اشکالی بر آنان نبوده، بلکه این سنت الهی در میان بندگانش است.

برای مثال، دو نفر از پیامبران بزرگوار حضرت داود و حضرت سلیمان بودند که با زنان بسیاری وصلت کردند، در صورتی که برای این کارشان هیچ عاقلی از عاقلان جهان، پیامبری و نبوت و شریعت و آنچه از کتاب آسمانی آورده بودند، انکار نکردند.

نه تنها منزلت نبوتی که رسول اکرم جمردم را بسوی آن دعوت فرموده، بین او و زیاد زن‌گرفتنش حایل نمی‌شود، بلکه حتّی او را به این کار فرا می‌خواند. چرا که دعوت بسوی یک عملی که نیاز به تبلیغ دارد، و تبلیغ‌کردن نیز نیاز به تعداد دعوت‌کننده دارد تا این دعوت در بین مردم پخش شود.

همچنین منزلت هر دعوت این است که باقی و جاوید بوده و در بین مردم انتشار یابد.

پس هرگاه دعوتگران کثرت پیدا کردند و زیاد شدند، توجه مردم بسوی آن دعوت زیاد شده و کار آن دعوت بالا گرفته و نامش بر سر زبان‌ها می‌افتد و طرفداران و پشتیبانان آن دعوت چندین برابر می‌گردند. مخصوصاً آن دعوت‌های صادقانه‌ای که به همراه خود عناصر بقا و جاودانگی اش را دربر دارد، همانند دعوت با برکت اسلامی که رسول اکرمجاز جانب پروردگارش آن را آورد.

و از نیازها اولین دعوتگر آن است که خود را خالص و پاک کرده و در راه دعوتش فنا شود و در میان مردم الفت ایجاد نمود و خود را به آن‌ها پیوند دهد، و آن راه‌هایی را که بیشتر می‌توانند او را به مردم نزدیک کند بپوید، تا بدین وسیله برای دعوتش راهی بطرف قلوب مردم بگشاید. بنابراین، چه اتصالی و چه پیوندی بالاتر و قوی‌تر از پیوند خویشاوندی و نسب است!

هر زنی که پیغمبر خدا جبا او وصلت می‌فرمود، به وسیله آن زن بین خود و اهل و عشیره و قبیلۀ او الفت ایجاد می‌کرد، در حقیقت این زن برابر با صدها مرد بود.

و براساس این تفکر و اندیشه بود که رسول خدا جگام برمی‌داشت، و ازدواجش با بعضی از زنان باعث پیوند و الفت اقوام گردید، و در ازدواج با زنان دیگر آزار قبایل دیگری از او دور گشت، و با ازدواجش با بعضی از زنان توانست آنان را از هلاکت نجات بخشد و بوسیله دین اسلام عالی‌ترین پاداش را نصیب‌شان فرمود تا جایی که آنان به عنوان مادران مؤمنان در تاریخ بشریت ثبت شدند، و اگر رسول خدا جآنان را ترک می‌کرد، البته در شرک و بت‌پرستی غرق شده و از گروه مشرکان می‌بودند.

رسول خدا جامثال این اهداف را مد نظر داشت، این که هرکدام از این زنان دعوتگرانی برای اسلام بوده، و هرکدام‌شان به تنهایی مدرسه‌‌ای برای آموزش مردم و مصدر فتوایی در امور دین‌شان و مبین حلال و حرام برایشان باشند.

بنابراین، منازل رسول خدا جبا وجود این زنان بسان مدرسه‌ایی برای تعلیم و تزکیه مردان و زنان مؤمن و بیان آنچه که مردم دوست داشتند از امور دین و دنیای خود از پیامبرشان بیاموزند، گشته بود. و همچنین منازل آن حضرت جبرای همه آن زنانی که تمایل به فراگیری دین و همچنین بعضی از نزدیکان زنان پیامبر که سؤالات دینی داشتند، باز بود.

و آن روز چقدر مسلمانان نیازمند چنین مدارسی بودند! در آن حالی که دین تازه بود و دعوت اسلامی برای مردم تازگی داشت، گرچه در همان روز اول دعوت اسلامی در قلوب مردان و زنان مؤمن تثبیت شده و شاخه‌هایش فراگیر گشته و ثمرۀ خود را به لطف و خواست خدا در هر زمانی می‌دهد.

خلاصۀ کلام این که این مادران پاکیزه مؤمنان، آنانی که بعد از وفات رسول خدا جدر خانه آن حضرت بودند، همگی‌شان آموزگاران، مربیان، مصلحان و مفتیان برای زنان و مردان امت اسلامی در همه موضوعات زنانگی و احکام شرعی و آداب زناشویی و دستورات نبوی بودند، و خود نمونه‌های شایسته‌ای در خوبی و نیکی و احسان بودند، همچنان که رسول خدا جنمونه کامل و برجسته و خوش‌اخلاق در معاشرت با همسران خود بود.

در حقیقت پیامبر جبا زنانش به نیکی معاشرت فرمود و عدالت کامل را در میان آنان رعایت می‌نمود و احکام شرعی که مختص به زنان است، به آن‌ها یاد داد.

سیاست رسول خدا جدر زمینۀ ازدواج با زنان متعدد، همان سیاست هوشیارانه‌ای بود که دعوت اسلامی در آن زمان اقتضا می‌کرد.

و بسیار مشکل و محال است که یک یا دو زن بتوانند مسئولیت‌های سنگینی که نه زن مؤمن خداپرست فروتن انجام می‌دهند، به انجام برسانند. و امکان ندارد یک زن با تمام نیروی حافظۀ قوی و نهایت تیزهوشی و مملو از درک و بینش و درایت بتواند احکام شرعی را به انداره‌ای که آن نه زن حفظ کردند، حفظ نماید.

بسیاری از زنان و مردان احادیث مختلفی در زمینه احکام شرعی و مخصوصاً در مورد مسایل زنانگی از همسران رسول خدا جروایت کرده که بسیاری از کتب احادیث شاهد زنده‌ای بر این امر هستند.

و امید که این مقدار، برای آنانی که قلبی بیدار و گوشی شنوا دارند، کافی باشد. و در نهایت تنها خداوند هدایت‌دهنده به راه راست است.