«برخی از آنچه که در مورد پدرش حضرت ابوبکر صدیقسآمده است»
پیامبر خدا جمیفرمود: خدا رحمت کند ابوبکر را که دخترش را به ازدواج من درآورد و مرا همراه خود به مدینه منوره برد و از مال خود بلال را آزاد کرد.
امام بیهقی از جابر روایت میکند که با رسول خدا جبودم و از آن حضرت شنیدم که فرمود: از گوشه این راه شخصی از اهل بهشت بر ما وارد میشود، در این موقع ابوبکرسظاهر گشت. بعد فرمود: از گوشه این راه شخصی از اهل بهشت ظاهر میشود، پروردگارا! او را حضرت علی قرار بده، سپس حضرت علیسظاهر شد.
از حضرت عبدالله بن عباس است که ابوبکر صدیق به رسول خدا گفت: یا رسول الله! چقدر این آیه خوب است. گفت: کدام آیه؟ گفت این سخنی خدای تعالی ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ ٢٧ ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ ٢٨ فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي ٢٩ وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي ٣٠...﴾[الفجر: ۲۷- ۳۰]. «ای نفس مطمئن با حالت رضا و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد. پس آنگاه در گروه بندگان خاص من درآی و داخل بهشت من شو» بعد رسول خدا جفرمود: ای ابابکر! همین خطاب فرشته خدا برای تو خواهد بود.
روایت شده است هنگامی که ابوقحافه پدر ابوبکر مسلمان شد، ابوبکر صدیقساز مسلمانشدنش اطلاعی نداشت تا این که پیامبر خدا جبر او وارد شد و فرمود ای ابابکر! آیا تو را بشارت ندهم به امری که موجب خشنودی تو گردد؟
ابوبکر گفت: یا رسول الله چه کسی میتواند همانند تو به خیر و نیکی بشارت دهد! پس آن بشارت چیست؟ گفت: ابوقحافه مسلمان شده است. ابوبکر صدیق گفت: یا رسول الله! اگر مرا به مسلمانشدن ابوطالب بشارت میدادی بسیار خوشحالتر میشدم، چرا که این امر باعث خوشحالی تو بود. رسول خدا جاز این سخن به گریه افتاد تا جایی که صدای گریه اش بلند شد با حالت نگرانی که چرا اسلامآوردن ابوطالب از دستش رفت. و بعد سه بار فرمود: ای ابابکر خدا تو را مورد رحمت خود قرار دهد.
امام بیهقی در کتاب «محاسن و مساوئ» از عطاء و او از ابیالدرداء روایت میکند که ایشان جلوتر از ابوبکر صدیق حرکت میکرد. رسول خدا او را دید و به او فرمود: آیا پیشتر از کسی راه میروی که او بهتر از توست! همانا بعد از انبیاء و رسولان آفتاب هستی بر احدی طلوع و غروب نکرده که برتر از ابوبکر صدیق باشد.
در همان کتاب از حضرت علیسروایت است که ایشان فرمود: «نزد رسول خدا جنشسته بودم که ابوبکر و عمربوارد مجلس شدند، در همین هنگام رسول خدا فرمود: این دو شخصیت آقای میانسالان اهل جنت از اولین و آخرین، از کسانی که از دنیا رفته و نیز در دنیا باقی هستند، مگر انبیاء و رسولان میباشند. ولی یا علی تو فعلاً این خبر را به آنان مگو».
و نیز از امام علیسروایت است که رسول خدا فرمود: «یا علی! آیا تو شیخین یعنی ابابکر و عمر را دوست داری؟ گفتم: بلی یا رسول الله، رسول خدا فرمود: هرگز حُب تو و حُب ایشان جمع نمیشود مگر در قلبی که پر از ایمان است.
بنابراین، کسی که در قلب و روح و روان سرور پیامبران این منزلت عظیم را داشته باشد، پس چه کسی اولیتر از او به مصاهرت و دامادیگرفتن رسول خدا جاست؟
خداوند از او خشنود باد و او از خداوند خشنود گردید.
و خلاصه کلام این که بدون شک پیوند ازدواج و مصاهرت رسول خداجبا خانواده اولین صحابه و اولین تصدیقکننده و اعلیترین صحابه از جهت ارزش و مختلصترین آنان و بیشترین قربانیدهنده در راه خدا و رسول، چیزی جز بخاطر دوستی و اخلاص در بینشان قبل از اسلام نبود. در حقیقت این دامادی پاداشی بود برای این یار باوفای امین و این مجاهد نستوه بزرگوار، آن وجود مبارکی که مسئولیت عظیم رسالت بعد از وفات رسول بزرگوار اسلام حضرت محمد جبر دوش او گذاشته شد. پس او بهترین جانشین برای بهترین پیشروندگان گردید، و دختر پاکیزۀ او حضرت عائشه طاهرۀ صدیقه، مادر مؤمنان، آن همسر نمونه، آن که خداوند بین او و پیغمبر بزرگوار مودت و رحمتی بوجود آورد که رسول خدا او را دوست داشته و مورد اکرام قرار داده و با نیکی با او معاشرت نمود. و در عوض حضرت عائشه برای آقا و شوهر بزرگوار خود زنی مخلص بوده و از وی خوبی اطاعت نمود و او را تصدیق کرد، و بسیاری از احکام شرع جاودان را با امانت و خلوص نیت بر دوش گرفت و انتشار داد و در بین مردم آن را پخش نمود.
به ویژه احکامی که مربوط به زنان بوده و موضوعاتی که مربوط به تربیت و اصول اخلاقی خانواده است.
رسول خدا جدر حالی وفات فرمود که از آن حضرت راضی بوده و برای او دعا میکرد، تا جایی که در نزد او از دنیا رفت و در منزل او به خاک سپرده شد، خداوند از حضرت عائشه خشنود باد و او نیز خشنود گردید و بهشت جاویدان را جایگاه قرار داد.