احکام القرآن

فهرست کتاب

فصل: در آنچه شافعی از آیات متفرقه تفسیر فرموده

فصل: در آنچه شافعی از آیات متفرقه تفسیر فرموده

«خبر داد ما را» ابو سعید، گفت: خبر داد ما را ابوالعباس، گفت: خبر داد ما را ربیع، گفت: شافعی فرموده: خدای تعالی در سوره احقاف آیۀ ۹ به رسول خودجفرموده:

﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ[الاحقاف: ۹] .

«بگو: من از رسولان تازه درآمد نیستم و نمی‌دانم به من و به شما چه خواهند کرد».

سپس خدایبر پیغمبر خود نازل نمود که خدا برای او آمرزیده گناه مقدم و گناه مؤخر او را. یعنی: و خدا اعلم است که گناهی که قبل از وحی کرده‌ای و آنچه پس از وحی کرده‌ای که او تو را حفظ کرد که گناه نمی‌کنی، آنچه خدا نسبت به او بجا آرد این است که از او خوشنود گردد و او اولین شافع و اولین شفاعتی که قبول میشود در روز قیامت شفاعت رسول است و او سید خلایق است [۱۲]. و شنیدم اباعبدالله محمد بن ابراهیم بن عبدان کرمانی می‌گفت: شنیدم از ابی الحسن محمد بن ابی اسماعیل العلوی در بخاری که گفت: شنیدم احمد بن محمد بن حسان مصری در مکه می‌گفت: شنیدم مزنی می‌گوید: از شافعی از آیه:

﴿إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحٗا مُّبِينٗا ١ لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ[الفتح: ۱-۲] .

«حقا که ما برای تو فتح نمایانی پیش آوردیم تا خدا گناه متقدم و متأخر ترا بیامرزد».

که آیه اول و دوم سورۀ فتح است سؤال شد؟ او گفت: معنایش این است «ما تقدم» (آنچه گذشت) از گناه پدرت آدم و ما تأخر از گناهان امتت که ایشان را بواسطه شفاعت داخل بهشت می‌کنم. شیخ/گفته: و این گفتار ظریفی است ولی آنچه شافعی در کتاب خود گفته صحیح‌تر و به ظاهر روایت شبیه‌تر است. (مترجم گوید: خدای متعال آدم را آمرزید بکلماتی که خود به او تلقین کرد چنانکه در سورۀ اعراف آیه ۲۳ گفتند: ﴿قَالَا رَبَّنَا ظَلَمۡنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمۡ تَغۡفِرۡ لَنَا وَتَرۡحَمۡنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٢٣[الاعراف: ۲۳] .

«پروردگارا ما به خود ستم کردیم و اگر برای ما نیامرزی و رحم نکنی البته از زیانکاران خواهیم بود».

و توبه کردند و خدا توبه ایشان را پذیرفت و چندین هزار سال قبل از فتح مکه او را آمرزید نه اینکه توبه او را قبول نکند و بگذارد پس از فتح مکه او را بیامرزد. اینجا است که باید گفت: لغزش بزرگان بزرگ‌ترین لغزش است.

«خبر داد ما را» ابو عبدالله الحافظ گفت: شنیدم ابوبکر احمد بن محمد المتکلم می‌گفت: شنیدم جعفر بن احمد السامانی می‌گفت: شنیدم عبدالرحمن بن عبدالله بن عبدالحکم می‌گوید: از شافعی پرسیدم: کدام آیه بیشتر محل امیدواری است؟ فرمود آیه: ۱۵-۱۶ از سوره بلد، یعنی: ﴿يَتِيمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ ١٥ أَوۡ مِسۡكِينٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ ١٦[البلد: ۱۵-۱۶] . «طعام دادن به یتیم خویشاوند و یا مسکین نیازمند».

«خبر داد ما را» محمد بن عبدالله الحافظ گفت: خبر داد مرا ابوبکر احمد بن محمد بن یحیی المتکلم گفت: خبر داد ما را اسحاق بن ابراهیم البستی گفت: حدیث کرد مرا ابراهیم بن حرب بغدادی که از شافعی در اثنای طواف (کعبه) در مکه سؤال شد از قول خدای تعالی در سوره مائده آیه ۱۱۸:

﴿إِن تُعَذِّبۡهُمۡ فَإِنَّهُمۡ عِبَادُكَۖ وَإِن تَغۡفِرۡ لَهُمۡ فَإِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ١١٨[المائدة: ۱۱۸] .

«اگر ایشان را عذاب کنی بندگان تو هستند و اگر بیامرزی ایشان را پس بتحقیق تو خود عزیز حکیمی».

فرمود: اگر عذاب کنی که ایشان بندگان تو اند و اگر بیامرزی و اجل ایشان را عقب اندازی و بر ایشان منت بگذاری بتوبه و مغفرت.

«خبر داد ما را» ابو عبدالرحمن محمد بن الحسین السلمی که گفت: شنیدم‌ محمد بن عبدالله بن شاذان می‌گوید: شنیدم جعفر بن احمد الخلاطی می‌گوید: شنیدم ربیع بن سلیمان می‌گوید: از شافعی سؤال شد از قول خدای تعالی در سوره بقره:

﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُم بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ١٥٥[البقرة: ۱۵۵] .

«و البته البته شما را به مقداری از ترس و گرسنگی و کاهش مال‌ها و نفس‌ها و محصولات امتحان می‌کنیم، و صابران را (به پاداش) مژده بده».

فرمود: خوف، ترس از دشمن است، و جوع گرسنگی ماه رمضان است، و نقص اموال زکات است، و انفس، امراض است، و ثمرات، صدقات است، و صابرین را بشارت بده بر ادای آنها.

«خبر داد ما را» ابو عبدالله الحافظ، گفت: خبر داد مرا ابو عبدالله الزبیر بن عبدالواحد الحافظ استرآبادی، گفت: شنیدم ابوسعید محمد بن عقیل فاریابی می‌گوید: مزنی و ربیع گفتند که ما روزی نزد شافعی بودیم که مردی آمد و به او گفت: سؤال کنم؟ شافعی گفت: سؤال کن. او گفت: چه چیز در دین خدا حجت است؟ شافعی گفت: کتاب خدا، او گفت: دیگر چه؟ گفت: سنت رسول خدا، او گفت: دیگر چه؟ گفت: اتفاق امت، او گفت: از کجای کتاب خدا اتفاق امت را گفتی؟ پس شافعی تدبر کرد ساعتی، آن مرد گفت: تو را سه روز مهلت دادم برای جواب، پس رنگ شافعی تغییر کرد، سپس شافعی رفت و چند روزی بیرون نیامد، پس روز سوم از خانه بیرون آمد و بزودی آن مرد سائل آمد و سلام کرد و نشست و گفت: حاجت من چه شد؟ شافعی/گفت: بلی، «أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» ﴿بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ١و آیه ۱۱۵ سورۀ نساء را که در حجیت اتفاق امت است برای او خواند:

﴿وَمَن يُشَاقِقِ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ ٱلۡهُدَىٰ وَيَتَّبِعۡ غَيۡرَ سَبِيلِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ نُوَلِّهِۦ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصۡلِهِۦ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا ١١٥[النساء: ۱۱۵] .

«و هر کس پس از روشن شدن هدایت خدا برایش، با رسول دشمنی و مخالفت کند و راهی جز راه مؤمنین پیش گیرد، واگذایم او را به آنچه دوست دارد و او را به دوزخ درآوریم که جای بازگشت بدی است».

و گفت: خدا فرموده: ﴿نُصۡلِهِۦ جَهَنَّمَ«او را به دوزخ بریم»، و خدا کسی را به دوزخ وارد نمی‌کند برای مخالفت مؤمنین مگر آنکه راه مؤمنین واجب الاتباع باشد. آن مرد گفت: راست گفتی و برخاست و برفت. شافعی گفت: قرآن را در هر روز و شب سه مرتبه خواندم تا بر این آیه واقف شدم و این حکایت مبسوط‌تر از این است، من نقل کرده‌ام در کتاب مدخل.

«ما را خبر داد» محمد بن عبدالله الحافظ گفت: شنیدم ابو محمد جعفر بن محمد بن الحارث می‌گوید: شنیدم ابا عبدالله الحسین بن محمد بن الضحاک معروف به ابن بحر می‌گوید: شنیدم اسماعیل بن یحیی المزنی می‌گوید: شنیدم ابن هرم القرشی می‌گوید: شنیدم شافعی در آیۀ ۱۵ سوره مطففین:

﴿كَلَّآ إِنَّهُمۡ عَن رَّبِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّمَحۡجُوبُونَ ١٥[المطففین: ۱۵] .

«این چنین نیست که آنان مى‏پندارند، بلکه اینان در آن روز از پروردگارشان محجوب‏اند».

می‌گوید: چون ایشان را در غضب خود محجوب کرد در این دلیل است که او را در حال خوشنودی می‌بینند.

«ما را خبر داد» ابو عبدالله محمد بن حیان القاضی گفت: خبر داد ما را محمد بن عبدالرحمن بن زیاد گفت: خبر داد مرا ابو یحیی الساجی و یا با مشافهه مرا اجازه داد گفت: حدیث کرد ما را ربیع که گفت: از شافعی/شنیدم که در تفسیر کتاب خدایمی‌گفت: مشیت مخصوص اوست نه خلق او، و مشیت اراده او است، خدایدر سوره انسان آیه ۳۰ و در سوره تکویر آیه ۲۹:

﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ[الانسان: ۳۰] .

﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢٩[التکویر: ۲۹] .

«خواست شما نمی‌شود مگر آن که خدا بخواهد».

می‌فرماید: پس به خلق خود اعلام کرد که مشیت مؤثر مخصوص او است.

«ما را خبر داد» ابو عبدالله الحافظ گفت: خبر داد مرا ابو احمد بن الحسن، گفت: خبر داد ما را عبدالرحمن بن محمد الحنظلی، گفت: خبر داد ما را ابوعبدالملک بن عبدالحمید المیمونی، گفت: حدیث کرد مرا ابوعثمان محمد بن محمد بن ادریس الشافعی گفت: شنیدم شبی پدرم با حمیدی سخن می‌گفت، و علیه مرجئه حجت می‌آورد و به آیه احتجاج آورد، از قول خدای تعالی در سورۀ بینه آیۀ ۱۵ که فرموده:

﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ ٥[البینة: ۵] .

«مردم مأمور نشدند مگر برای عبادت خدا به اخلاص دین برای او که مایل به حق باشند و نماز را اقامه کنند و زکات را بدهند و این است دین پا بر جا».

در کتاب ابی الحسن محمد بن الحسن القاضی قرائت کردم در آنچه خبر داده بود او را ابوعبدالله محمد بن یوسف بن نصر، گفت: خبر داد ما را ابن الحکم گفت: شنیدم شافعی/در ذیل قول خدایدر سورۀ روم آیۀ ۲۷ فرموده:

﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِۚ[الروم: ۲۷] .

«و اوست خدائی که ابتداءا خلق می‌کند سپس آن را بر می‌گرداند و این بر گردانیدن بر او آسانتر است»»می‌فرمود: معنی این است که آسانتر در عبرت گرفتن شما است (نسبت به فهم شما عود و ترکیب آسانتر از ایجاد و ترکیب از عدم است). خدائی که می‌گوید: باش پس انسانی می‌آید ترکیب شده به دو چشم و دو گوش و بند و بند و آنچه در آنست از رگ‌ها‌، چنین امری به فهم شما سخت‌تر است از اینکه چیز بوده را برگرداند و بگوید: برگرد به آنچه قبلا بودی. و گرنه برای خدا سهل و آسانتر معنی ندارد.

«خبر داد ما را» ابو عبدالله الحافظ گفت: خبر داد ما را ابو العباس محمد بن یعقوب گفت: خبر داد ما را ربیع بن سلیمان گفت: خبر داد ما را شافعی، گفت: خبر داد ما را ابراهیم بن سعد از ابن شهاب از عامر بن سعد از پدرش که رسول خداجفرمود: «بزرگ‌ترین جرم مسلمین در میان مسلمین، جرم کسی است که از چیزی که حرام نبوده سؤال کند و بخاطر سؤال او حرام شود» [۱۳] . شافعی گفت: و خدایدر سوره مائده آیه ۱۰۱-۱۰۲ فرموده:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسۡ‍َٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ وَإِن تَسۡ‍َٔلُواْ عَنۡهَا حِينَ يُنَزَّلُ ٱلۡقُرۡءَانُ تُبۡدَ لَكُمۡ عَفَا ٱللَّهُ عَنۡهَاۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٞ ١٠١ قَدۡ سَأَلَهَا قَوۡمٞ مِّن قَبۡلِكُمۡ ثُمَّ أَصۡبَحُواْ بِهَا كَٰفِرِينَ ١٠٢[المائدة: ۱۰۱-۱۰۲] .

«ای مؤمنین، از چیزهایی سؤال نکنید که اگر برای شما آشکار و عیان شود شما را ناراحت کند، و اگر هنگام نزول قرآن از آنها بپرسید برایتان روشن شود، خدا از آنچه قبلاً سؤال نمودید در گذشت که خدا غفور و بردبار است، بتحقیق پیش از شما قومی از این سؤال‌ها کردند سپس به (جواب) آنها کافر شدند».

شافعی گوید: مسائلی بوده که چیزی در مورد آنها نازل نبوده هرگاه وحی نازل شود مورد کراهت باشد، و معنی کراهت این است که سؤال کنند از چیزی که حرام نبوده، پس اگر خدا در کتاب خود و یا بر زبان رسول خود حرام کند، حرام ابدی گردد مگر آنکه خدا حرمت آن را نسخ کند در کتابش و یا بر زبان رسولش سنتی را به سنتی.

«ما را خبر داد» ابوعبدالله الحسن بن محمد بن فنجویه در دامغان، گفت: خبر داد ما را فضل بن فضل کندی، گفت: حدیث کرد ما را زکریا بن یحیی الساجی، گفت: شنیدم ابا عبدالله (برادرزادۀ ابن وهب) می‌گوید: شنیدم شافعی/می‌گوید: امت بر سه معنی است: اول، بمعنی دین مانند قول خدای تعالی در سوره زخرف آیۀ ۲۲:

﴿بَلۡ قَالُوٓاْ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ[الزخرف: ۲۲] .

«ما پدران خود را بر دینی یافتیم».

دوم، بمعنی زمان، مانند قول خدای تعالی در سوره یوسف آیه ۴۵:

﴿وَٱدَّكَرَ بَعۡدَ أُمَّةٍ[یوسف: ۴۵] .

«پس از زمانی بیاد آورد».

سوم، بمعنی مقتدا و معلم، مانند قول خدای تعالی در سوره نحل آیه ۱۲۰:

﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ قَانِتٗا لِّلَّهِ[النحل: ۱۲۰] .

«ابراهیم مقتدا و معلم و برای خدا خاضع بود».

(البته معنی دیگر امت بمعنی فرقه و طائفه می‌باشد).

«ما را خبر داد» ابو عبدالله الحافظ، گفت: حدیث کرد مرا ابوبکر احمد بن محمد بن ایوب الفارسی مفسر، گفت: خبر داد ما را ابوبکر محمد بن صالح بن الحسن البستانی در شیراز، گفت خبر داد ما را ربیع بن سلیمان المرادی، گفت: خبر داد ما را محمد بن ادریس الشافعی/گفت: خبر داد ما را ابراهیم بن سعد از شهاب از سعید بن مرجانه گفت: عکرمه به ابن عباس گفت که ابن عمر این آیه ۲۸۴ بقره را تلاوت کرد:

﴿وَإِن تُبۡدُواْ مَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ أَوۡ تُخۡفُوهُ يُحَاسِبۡكُم بِهِ ٱللَّهُ[البقرة: ۲۸۴] .

«و اگر مکنونات و آنچه در جانتان است ظاهر سازید و یا مخفی کنید، خدا شما را بآن محاسبه می‌کند».

پس گریه کرد، سپس گفت: و الله اگر خدا ما را بآن مؤاخذه کند البته هلاک شویم. پس ابن عباس گفت: خدا رحمت کند ابا عبدالرحمن یعنی ابن عمر را، هنگامی که این آیه نازل شد، مسلمین همین حالت را یافتند، پس برای رسول خداجذکر کردند، پس آیه ۲۸۶.

﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا[البقرة: ۲۸۶] .

«خدا هیچ کس را جز باندازۀ وسعتش تکلیف نکند».

نازل شد از قول و عمل. ولی حدیث نفس و خیالات ذهنی از چیزهایی است که باختیار احدی نیست و احدی بر آن توانا نیست [۱۴].

[۱۲] ظاهر آیات: ﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ[الفتح: ۲] ، این است که پس از فتح مکه گناه بی‌صبری تو را آمرزیده چون رسول خداجقبل از فتح بی‌صبری می‌کرد، خود و اصحاب او می‌گفتند «متی نصر الله»؟ پس یاری خدا چه وقت است»؟ و معانی متن بر خلاف ظاهر آیات است. و خدا در سوره نصر به رسول خودجفرموده: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ... فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُ«وقتى که بیاید نصرت خدا و بظهور آید فتح ....‏ پس بپاکى یاد کن همراه ستایش پروردگار خود و آمرزش طلب کن از وى». مترجم [۱۳] متفق علیه، صحیح بخارى: ۶/۲۶۵۸ ، حدیث: ۶۸۵۹، و صحیح مسلم: ۴/۱۸۳۱، حدیث: ۲۳۵۸. [۱۴] تحقیق آنست که گناهان جوانح که منحصرا قلبی است و مربوط به جوارح نمی‌باشد، مانند شرک و نفاق و سوء ظن به خدا، مستقلاً حساب دارد چه ظاهر گردد و چه مخفی باشد. و اما گناهانی که مربوط به جوارح است، اگر قصد قلبی کند و عمل نکند یعنی ظاهر نسازد بخشیده شده و حساب ندارد.