«ب» انواع نفاق
نفاق دو نوع است:
نوع اول: نفاق اعتقادی همان نفاق اکبر است که مرتکب آن اسلام را بظاهر قبول کرده و کفر رادر خود پنهان میکند، این نوع نفاق انسان را بطور کلی از دایره اسلام خارج میگرداند و کسی که به این نوع نفاق مبتلا باشد در پایین ترین درجات جهنم است، خداوند اهل نفاق اکبر را به تمام صفات شر وصف کرده است، که عبارتند از: کفر و عدم ایمان، به بازی و شوخی گرفتن دین و مسلمانان و مسخره و استهزاکردن آنان، قلباً با دشمنان اسلام همکاری کردن و در دشمنی با اسلام با آنان مشارکت کردن، این دسته از منافقین در هر زمانی وجود دارند، بویژه زمانی که اسلام قدرت پیدا میکند و منافقین آشکارا توانایی مبارزه با اسلام را نداشته باشند، در چنین مواقع به ظاهر ایمان میآورند تا پنهانی و از پشت سر به اسلام و مسلمانان ضربه بزنند، و بتوانند در میان مسلمانان زندگی کنند و خون و مالشان در امان باشد.
منافق در ظاهر به خدا، ملائکه، کتابهای او، پیامبران و روز آخرت ادعای ایمان میکند، اما در باطن نه تنها به موارد مذکور ایمان ندارد بلکه تکذیب هم میکند. منافق ایمان به خدا ندارد. در حالی که خداوند با کلامی که بر بشر نازل کرده، سخن گفته و او را رسول و فرستاده بهسوی مردم قرار داده، تا به اذن خدا مردم را هدایت میکند، و آنان را از عذاب و عقاب خداوند میترساند. خداوند پرده از نفاق این منافقین برداشت و اسرار و نهان آنان را در قرآن کریم روشن ساخت و نقشههایشان را برای بندگان خود برملا کرد، تا از منافقین و پیروانشان دوری کنند، خداوند گروههای سهگانه مردم را در اول سوره بقره ذکر کرده که این سه گروه مؤمنین، کفار و منافقین هستند. درباره مؤمنین چهار آیه آورده، درباره کفار دو آیه و درباره منافقین سیزده آیه نازل کرده است. چون منافقین هم تعدادشان زیاد است و هم خطر مبتلاشدن اکثر مردم به نفاق بیشتر است و هم شدت فتنههایشان بر علیه اسلام و مسلمین زیاد است. به تحقیق بلایی که از طرف منافقین به اسلام و مسلمین وارد میشود خیلی سخت و سنگین است، چون خود را به اسلام نسبت داده و ادعای دوستی با اسلام را دارند اما در حقیقت دشمنان اسلاماند، و به هر شکل و صورت با اسلام دشمنی و عداوت میکنند، تا جایی که دشمنیشان آشکار میشود، کارهایشان به حدی فریبکارانه است که جاهل گمان میکند که قصدش اصلاح است در صورتیکه در حقیقت فساد است [۱۹].
این نفاق شش نوع است [۲۰]:
۱- تکذیب پیامبر ج
۲- تکذیب بعضی از آنچه پیامبر جآورده.
۳- دشمنی، تنفر و کینه با پیامبر ج.
۴- بغض و کینه به بعضی از آنچه که پیامبر جآورده است.
۵- شاد و مسرور شدن از شکست دین و پیامبر ج.
۶- بیزاری و ناراحتی از سرافرازی و پیروزی دین و پیامبر ج.
نوع دوم: نفاق عملی است که شخص یکی از اعمال منافقین را انجام دهد، در حالی که ایمان در قلبش وجود دارد، این نوع نفاق انسان را از دایره اسلام خارج نمیکند اما وسیلهای است برای خروج از دین اسلام، و کسی که این نوع نفاق را دارد ایمان و نفاق همزمان در قلبش وجود دارد و اگر این نفاق اصغر ادامه یابد به سبب آن در زمره منافقان خالص در میآید، پیامبر جمیفرماید: «أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ مُنَافِقًا خَالِصًا ، وَمَنْ كَانَتْ فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْهُنَّ كَانَتْ فِيهِ خَصْلَةٌ مِنَ النِّفَاقِ حَتَّى يَدَعَهَا إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ وَإِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَإِذَا عَاهَدَ غَدَرَ ، وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ» [۲۱]. «چهار صفتند که در هر کسی باشد، منافعی خالص است، در هر کسی خصلتی از آنها داشته باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا وقتی که آن را از خود دور کند، وقتی به او امانتی داده شود، خیانت میکند، وقتی سخن گوید دروغ میگوید، وقتی پیمان دهد آن را میشکند، وقتی جدال کند از حق روی میگرداند و مبل عمل به حق را ندارد».
لذا در هر کس که این خصلتهای چهارگانه جمع شود در واقع شرارت در او جمع شده و صد در صد صفات منافقین در او وجود دارد، و هر کس یکی از این خصلتها را داشته باشد، خصلتی از نفاق را دارد.
گاهی اوقات امکان دارد در کسی خصلتهای خیر و شر و خصلتهای ایمان و کفر و نفاق جمع شود، این شخص به اندازه خیر و شرش مستحق ثواب و مجازات است.
یکی دیگر از نشانههای نفاق اصغر، تنبلی و کسلی در ادای نماز جماعت در مسجد است که این نیز یکی از صفات منافقین است. نفاق شر و خطر جدی به دنبال دارد و اصحاب همواره از وقوع در آن بیم داشتهاند، ابن ابی ملیکه میگوید: «سی نفر از اصحاب پیامبر جرا دیدم همگی بیم داشتند که مبادا به نفاق مبتلا شوند».
* * *
[۱۹] از رساله ابن القیم در بیان صفات منافقین. [۲۰] (مجموعه التوحید النجدیة) (ص / ۹). [۲۱] بخاری و مسلم.