شرک ۲
آیۀ ۱:
﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبُِّٔونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ ١٨﴾[یونس: ۱۸].
«و پرستش میکنند غیر از خدا، آنچه را که هیچ سود و زیانی به آنها نمیرسانند. و میگویند که اینها نزد خدا برای ما شفاعت میکنند. (ای رسول) بگو: آیا میخواهید اطلاع دهید خدا را به آنچه در آسمآنها و زمین نمی داند؟! خدا از آنچه شریک او قرار میدهید، پاک و برتر است».
آیۀ ۲:
﴿مَثَلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ كَمَثَلِ ٱلۡعَنكَبُوتِ ٱتَّخَذَتۡ بَيۡتٗاۖ وَإِنَّ أَوۡهَنَ ٱلۡبُيُوتِ لَبَيۡتُ ٱلۡعَنكَبُوتِۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٤١﴾[العنکبوت: ۴۱].
«مثال آنهایی که غیر خدا را به دوستی گرفتهاند، مانند خانهای است که عنکبوت برای خود میسازد. همانا سستترین خانهها، خانهی عنکبوت است، اگر بدانید».
حدیث: «عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَس أَنَّ رَسُولَ اللَّهِص قَالَ: اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْـمُوبِقَاتِ. قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَالسِّحْرُ وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَأَكْلُ الرِّبَا وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَالتَّوَلِّى يَوْمَ الزَّحْفِ وَقَذْفُ الْغَافِلاَتِ الْـمُؤْمِنَاتِ» [۱۰].
ترجمه: «ابوهریره از پیامبر اکرمصنقل میکند که فرمود: از هفت چیز که انسان را هلاک میکند، بپرهیزید».
صحابه عرض کردند: آنها کدامند؟ پیامبرصفرمود: ۱- با خدا چیزی (یا کسی) را شریک ساختن ۲- سحر و جادو کردن ۳- خون به ناحق ریختن ۴- ربا خوردن ۵- خوردن مال یتیم ۶- فرار از جهاد ۷- تهمت زدن به زنان پاکدامن.
توضیح: مشرکان میگفتند: ما بتان را اله خود نمیدانیم، معبود ما الله است. اما از آن جا که ما نمیتوانیم، مستقیم با خدا سخن بگوییم و نیازهایمان را با او در میان بگذاریم، از وجود این بتها به عنوان واسطه بین خود و خداوند استفاده میکنیم. آنها سخن ما را به خدا میرسانند، و ما را به خدا نزدیک میکنند.
متأسفانه امروز هم عدهای همین سخن را میگویند و چنین استدلال میکنند که اگر ما بخواهیم، مثلاً با فلان شخصیت سیاسی ملاقات کنیم، مستقیماً نمیتوانیم او را ببینیم؛ ابتدا باید وقت بگیریم، سپس از طریق پیدا کردن واسطه و میانجی، با او ملاقات کنیم. دربارۀ ارتباط خود با خدا نیز، همین نظر را دارند و میگویند: چون ما گناهکاریم، نمیتوانیم مستقیم نیازهایمان را با خدا در میان بگذاریم؛ بدین جهت مشکل خود را از طریق کسانی دیگر، به خدا میرسانیم. باشد که خداوند به یمن دوستی آنها مشکل ما را بگشاید. براساس این توجیه است که آنها را صدا میزنند و از ایشان کمک میطلبند. باید گفت: این مقایسه به طور کل بیجاست، زیرا ارتباط انسان با خدا با هیچ یک از معیارهای انسانی قابل مقایسه نیست. خداوند در آیه ۱۸۶ سورۀ بقره، چنین میفرماید: ترجمه: «هرگاه بندگان من از تو (ای پیامبر) در خصوص ارتباطشان با من (خدا) بپرسند به ایشان بگو: من به آنها نزدیکم. دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم (به شرط اینکه) آنان هم دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند، تا آنان راه را دریابند (و به رشد خود برسند)».
پس دربارۀ پذیرفتهشدن دعا، یک شرط وجود دارد و آن این است که میفرماید: «بندگان من، مرا اجابت کنند (از دستورات من اطاعت کنند) و به من ایمان بیاورند. در این صورت دعا و خواستههایشان را اجابت میکنم.» در این جا، فرد گناهکار و بیگناه را از یکدیگر جدا نکرده و نفرموده است که افراد گناهکار، مستقیم نمیتوانند با من ارتباط برقرار کنند، و باید برای خود وسیلهای از انسآنها ( یا چیزهای دیگر) پیدا کنند، و سپس از طریق آنها با من ارتباط برقرار کنند. اتفاقاً خداوند، گناهکاران تایب و رجوعکننده را خیلی دوست دارد و در این باره میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ﴾[البقرة: ۲۲۲]. یعنی، خدا توبهکنندگان را دوست دارد. پس روشن شد که میان خدا و بندگانش (چه گناهکار باشند، چه بیگناه) هیچ مانع و رادعی وجود ندارد و آنها در صورتی که بخواهند، هر لحظه میتوانند با آفریدگار خود رابطه برقرار کنند، و در پناه جاذبۀ الهی قرار گیرند.
چرا که دروازههای رحمت و بخشش، همیشه به روی بندگان باز است.
خداوند، بدون واسطه سخن ما را میشنود و نیازهایمان را (در صورتی که صلاح بداند) برطرف میسازد. زیرا او سمیع و علیم؛ یعنی، شنوا و داناست. و آنچه به ذهن میلیاردها انسان خطور میکند و در سینههایشان وجود دارد، همه را در یک لحظه میداند. اینکه برای ایجاد ارتباط با خدا، دنبال وسیلهای غیر از عبادات (نماز و اعمال صالح) باشیم، درواقع بدین معناست که خدا (نعوذ بالله) نیازها و خواستههای ما را نمیداند و باید شخص دیگری مشکلات ما را با خدا در میان بگذارد، تا او از وضع ما باخبر شود! باید گفت: چنین قضاوت و برداشتی دربارۀ خدا، کاملاً نادرست است.
بزرگترین وسیله برای تقرب به خدا، نماز و عمل صالح است. شما میتوانید با انجام عمل نیک، رابطۀ خود را با خدا مستحکم سازید. پس چرا خودمان را اصلاح نکنیم و در مسیر عبادت و بندگی خدا قرار ندهیم (که هدف خلقت است.)؟ تا باران رحمتش بر سر ما هم نازل شود.
خداوند، انسان مشرک را به عنکبوت و آنچه میپرستد، به تار عنکبوت تشبیه کرده است. عنکبوت هنگامی که خانهاش را میسازد و به اطراف خود نگاه میکند، تارهای باریکی را میبیند، خیال میکند بهترین خانه و پناهگاه را ساخته است. و با داشتن این خانه، از هر آسیبی در امان خواهد ماند. حال آنکه میدانیم هیچ خانهای در دنیا سستتر از خانهی عنکبوت وجود ندارد. زیرا با وزش کوچکترین باد یا اشارهی جاروب، از میان میرود.
پس کسانی که جز خدا، به دیگران توکل میکنند، مانند همان عنکبوت و تارش هستند. باید بدانیم و یقین حاصل کنیم که تنها ابرقدرت عالم هستی، خداست و جز خدای یگانه، ابرقدرت دیگری وجود ندارد. نزد خدا، مورچه و بمب اتم تفاوتی ندارند؛ هر دو، مخلوق کوچک خدا هستند خدایی که برای ابراهیم آتش را به گلستان و برای موسی، عصا را به اژدها تبدیل کرد، امروز نیز، قادر است بمب اتم و سایر سلاحهای مخرب ساخت بشر را به سنگهای جامد و بیزبان تبدیل کند؛ به شرط اینکه ما ایمان شبیه ایمان ابراهیم و موسی داشته باشیم یا حداقل برای دستیابی به چنان ایمانی، مجاهده کنیم. سعدی چه خوش سروده است:
موحد چه در پای ریزی زرش
چه شمشیر هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس
بر این است بنیاد توحید و بس
[۱۰] متفق علیه.