مبحث سوم: شرارههای عذاب بر منکرین حساب
﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢٩ ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ ظِلّٖ ذِي ثَلَٰثِ شُعَبٖ٣٠ لَّا ظَلِيلٖ وَلَا يُغۡنِي مِنَ ٱللَّهَبِ٣١ إِنَّهَا تَرۡمِي بِشَرَرٖ كَٱلۡقَصۡرِ٣٢ كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ٣٣ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٤ هَٰذَا يَوۡمُ لَا يَنطِقُونَ٣٥ وَلَا يُؤۡذَنُ لَهُمۡ فَيَعۡتَذِرُونَ٣٦ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٧ هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِۖ جَمَعۡنَٰكُمۡ وَٱلۡأَوَّلِينَ٣٨ فَإِن كَانَ لَكُمۡ كَيۡدٞ فَكِيدُونِ٣٩ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٠﴾[المرسلات: ۲۹-۴۰].
ترجمه:
«بروید بهسوی همان چیزی که دروغ میانگاشتید (۲۹) بروید بهسوی سایهای (از دود) که دارای سه شاخه است (۳۰) نه سایهگستر است و نه از شعلهی آتش باز میدارد (۳۱) همانا آن شرارههایی قصر میپراکند (۳۲) گویی آن (شرارهها) شترانی زردند (۳۳) آن روز وای بر تکذیبکنندگان! (۳۴) این روزی است که سخن نگویند (۳۵) و اجازه نمییابند تا عذر بخواهند (۳۶) آن روز وای بر تکذیبکنندگان! (۳۷) این روز داوری است، شما و پیشینیان را گرد آوردهایم (۳۸) پس اگر نیرنگی دارید، به من نیرنگ زنید (۳۹) آن روز وای بر تکذیبکنندگان! (۴۰)».
توضیحات:
﴿ٱنطَلِقُوٓاْ﴾: بروید بهسوی... این سخن از سوی خزنهی جهنم (نگهبانان دوزخ) خطاب به کافران و تکذیبکنندگان دوزخ در قیامت است. ﴿ظِلّٖ﴾: در اصل لغت به معنای سایه است اما سایهی جهنم چیزی مگر دود و سیاهی نخواهد بود و این سخن در حقیقت إستهزایی خطاب به جهنمیان است. ﴿ثَلَٰثِ شُعَبٖ﴾ج شُعبة: شاخه و جانب که اطراف و بالای آنها را فرا میگیرد و در هالهای از دود فرو میبرد. ﴿ظَلِيلٖ﴾: دارای ظل و سایه. ﴿لَا يُغۡنِي﴾: بینیاز و محفوظ نمیدارد. ﴿لَّهَبِ﴾: زبانهی آتش. ﴿إِنَّهَا﴾: ضمیر به جهنم یا آتش بر میگردد که آیات قبل و بعد در پی توصیف آن میباشند. ﴿تَرۡمِي بِشَرَرٖ﴾: (اسم جمع شَرَرة)، شراره میافکند، جرقهها و پارههای آتش را به هر سوی پراکنده میسازد. ﴿قَصۡرِ﴾: کاخ که مظهر بلندی و بزرگی است و جرقههای آتش در بزرگی و وسعت شبیه به آنند. ﴿جِمَٰلَتٞ﴾ج جَمَل: شتران که شرارههای آتش به سبب بزرگی، ارتفاع و زردی به آن شبیه شده است. ﴿صُفۡرٞ﴾ج أصفر: معمولاً در لغت عرب به زرد متمایل به سیاهی اطلاق میشود، وجه مشابهت به رنگ زرد و جرقههای آتش، در کثرت و حرکت و رنگ آنهاست. ﴿لَا يَنطِقُونَ﴾: گناهکاران سخن نمیگویند و دم نمیزنند، یا اینکه هیچ سخن مفیدی بر زبان نمیآورند. ﴿فَيَعۡتَذِرُونَ﴾: یا این که عذری بتراشند و بهانهای بیاورند تا بهگونهای گناهانشان را توجیه کنند. ﴿يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِۖ﴾: روز جدایی و داوری بین حق و باطل و سعادتمندان و شقاوتمندان. ﴿ٱلۡأَوَّلِينَ﴾: آنانی که پیش از شما میزیستهاند. ﴿كَيۡدٞ﴾: حیله، مکر، چاره ﴿فَكِيدُونِ﴾(فکِیدُونی): برای مقابله با حکم من، نیرنگ و چارهای بیندیشید و خود را از عذاب وارهانید.
مفهوم کلی آیات:
مسیر حرکت بندگان بهسوی آن روزی است که حق از باطل و حقگویان از باطل پژوهان جدا خواهند شد. کافران به منزلگاه خویش در زیر سایههای دود سیاه و زبانههایی از آتش فروزان در خواهند آمد و هیچ عذری و بهانهای از آنان پذیرفته نشود. کسی را یارای آن نیست که در برابر خداوند چارهای بیندیشد و یا حیلتی به کار گیرد تا شاید بدان وسیله از عذاب جهنم خود را برهاند، بلکه باید در آن بماند و بسوزد و حسرت ایام گذشته را بخورد و حقیقتاً وای بر بیخردانی که چنین روزی را دروغ دانسته و آن را خیالی واهی بیش ندانستهاند!.