سورهی إنفطار
معرفی سوره: سورهی «انفطار» یا «إنفطرت» یا «منفطرة» مکی است و بعد از سورهی «نازعات» نازل شده و مشتمل بر نوزده آیه است.
مناسبت آن با سورهی قبل: مناسبت این دو سوره در بحث قیامت و بیان احوال مربوط به آن است.
محور سوره: حوداث ویرانگر آغازین قیامت، موضعگیری انسان در برابر پروردگار، روز جزا و سرانجام در آن روز.
سوره دارای سه مبحث است:
مبحث اول: حوادث دهشتناک قیامت
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيم
﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ١ وَإِذَا ٱلۡكَوَاكِبُ ٱنتَثَرَتۡ٢ وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ فُجِّرَتۡ٣ وَإِذَا ٱلۡقُبُورُ بُعۡثِرَتۡ٤ عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ وَأَخَّرَتۡ٥﴾[الانفطار: ۱-۵].
ترجمه:
به نام خداوند بخشایندهی مهربان
«آنگاه که آسمان شکافته شود (۱) و آنگاه که ستارگان فرو ریزند (۲) و آنگاه که دریاها به تندی روان گردد (۳) و آنگاه که قبرها زیر و رو گردد (۴) هر کس بداند آنچه که از پیش و آنچه باز پس گذاشته است (۵)».
توضیحات:
﴿ٱنفَطَرَت﴾: شکاف برداشت و نظم آن به هم خورد.﴿ٱنتَثَرَتۡ﴾: فرو ریزد و پراکنده شود، از مدار خویش خارج گردد. ﴿فُجِّرَتۡ﴾: روان گردد، جاری کرده شود، به سبب زلزلهی مهیب قیامت، حریم دریاها شکافته شده و طغیان میکند و شیرین و شور با هم مخلوط شده و دریاها تبدیل به یک دریای پنهاور میشود. ﴿بُعۡثِرَتۡ﴾: زیر و رو شد. دگرگون گشت، قبرها جهت خروج مردگان زیر و رو شود. استفاده از افعال ماضی در این آیات جهت تأکید بر قطعیت وقوع است، گویا این وقایع رخ داده و خداوند در حال بازگو نمودن آن است. ﴿مَّا قَدَّمَتۡ﴾: آنچه یک فرد از خوبیها و بدیها در فرصت حیات خویش در دنیا انجام میدهد و آن را حوالهی قیامت میکند. ﴿وَأَخَّرَتۡ﴾: اعمالی که اثرات مثبت و منفی آن در بعد از مرگ نیز استمرار دارد، مثل بنیانگذاری مراکز خیر یا شر؛ این آیه به گونهی دیگری نیز قابل معناست، آگاهی مییابد یک شخص به کارهای خیر و شری که انجام داده و آن کارهایی که در انجامش کوتاهی کرده است.
مفهوم کلی آیات:
معیار پاداش و کیفر در قیامت، عمل است. بدین خاطر، در نامهی اعمال هر شخص تمامی خوبیها و بدیها و حتی اثرات آنها نیز ثبت میشود و انسان موظف است در برابر تمامی ذره ذره کارهایش جوابگو باشد و عواقب خوشایند یا ناخوشایند همهی آنها را تحمل نماید.
مبحث دوم: غرور در برابر خالق چرا!
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ٦ ٱلَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّىٰكَ فَعَدَلَكَ٧ فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ٨ كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ٩ وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ١٠ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ١١ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾[الانفطار: ۶-۱۲].
ترجمه:
«ای انسان، چه چیزی تو را (نسبت) به پروردگار بزرگوارت فریفت! (۶) آن که تو را آفرید و استوار ساخت و متعادل قرار داد (۷) در هر شکلی که خواست تو را ترکیب نمود (۸) هرگز (جایگاه حقیقی خداوند نکردید)، بلکه شما جزا را دروغ میانگارید (۹) حال آنکه بر شما نگهبانانی است (۱۰) نویسندگانی بزرگوار (۱۱) میدانند آنچه را میکنید (۱۲)».
توضیحات:
﴿مَا غَرَّكَ﴾: چه چیزی تو را فریقت و مغرور ساخت؟ «ما» در اینجا استفهامیه برای بیان تعجب است. ﴿ٱلۡكَرِيمِ﴾: بخشندهی نعمت. خداوند کریم است، پس چرا باید کَرّم او را با ناسپاسی پاسخ داد! ﴿سَوَّىٰكَ﴾: اعضای تو را هماهنگ، سالم و استوار قرار داد.﴿عَدَلَك﴾: تو را با قامتی متنانسب، معتدل و به بهترین شکل آفرید. ﴿صُورَةٖ﴾: شکل و شمایل، صورت. ﴿رَكَّبَكَ﴾: تو را ترکیب نمود، منظم ساخت، قرارداد. ﴿ٱلدِّينِ﴾: روز جزا، و قیامت یوم الدین است، زیرا در آن روز جزای اعمال بندگان محاسبه و دادا میشود و مردم در برابر خداوند احساس خضوع و خواری میکنند. ﴿حَٰفِظِينَ﴾: حفاظتکنندگان، نگهبانانی که اعمال بندگان را مینگارند، ملائکه، ﴿كِرَام﴾: ج کریم: بزرگوار و دارای جایگاه نیکو در نزد خداوند. ﴿كَٰتِبِينَ﴾: نویسندگانی که ذره ذره اعمال بندگان را مینگارند.
مفهوم کلی آیات:
اگر عوامل گستاخی انسان را برشماریم جهل و نادانی او نسبت به جایگاه پروردگارش، از مهمترین عوامل به شما میآید همانگونه که بزرگوارایی همچون عمر بن خطاب و عبدالله بن عمر نیز جهل و نادانی انسان را عامل اصلی غرور او دانستهاند و شاید بدین خاطر باشد که خداوند پیوسته مظاهر خلقت و مخصوصاً آفرینش انسان را جلوی دیدگان ما ترسیم میکند تا شاید قدری از جهالتها برطرف شود و ما بهتر بتوانیم ذات حقیقی خداوند را درک نماییم.
مبحث سوم: سرانجام انسان
﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ١٣ وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٖ١٤ يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ١٥ وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ١٦ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٧ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٨ يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗاۖ وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ١٩﴾[الانفطار: ۱۳-۱۹].
ترجمه:
«بیگمان نیکان در ناز و نعمتند (۱۳) و بیگمان بدکاران در آتش سوزانند (۱۴) (به آتش وارد شوند و) آن را در روز جزا برافروزند (۱۵) و از آن هیچگاه غایب نشوند (۱۶) و تو چه دانی روز جزا چیست! (۱۷) باز تو چه دانی روز جزا چیست! (۱۸) روزی که هیچ کس هیچ اختیاری برای هیچ کس ندارد و حکم در آن روز تنها برای خداوند است (۱۹)».
توضیحات:
﴿ٱلۡأَبۡرَارَ﴾ج بَرّ: نیکوکاران که رهروان راه تقوا و سپاسگزاری هستند. ﴿ٱلۡفُجَّارَ﴾ج فاجر: بدکاران، ترککنندگان نیکی.
نکته: به بهشتیان، ابرار گویند؛ زیرا مطیع و فرمانبرداران خدایند و به دوزخیان، فجّار گویند، چون از حکم و فرمان خداوند رویگردانند.
﴿يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾: روز محاسبه و پرداخت نتیجهی اعمال. ﴿بِغَآئِبِينَ﴾: جداشونده، دورشونده، غایبشونده، یعنی ینکه جهنمی هیچگاه از آتش جهنم جدا نمیشود و از برزخ تا أبدیت در آن جاودان خواهد ماند.﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ﴾: هیچ کس آنگونه که باید از اهوال و حقیقت قیامت آگاهی ندارد تا بتواند آن را توصیف نماید. ﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ﴾: روزی که هیچ کس توانایی و اختیار ندارد برای کسی حتی خودش کاری کند و بلایی را برطرف سازد. ﴿ٱلۡأَمۡرُ﴾: حکم، فرمان، اختیار و قدرت. ﴿يَوۡمَئِذٖ﴾: آن روز، قیامت.
مفهوم کلی آیات:
از آنجایی که وقوع قطعی و یقینی است پس هر شخص باید منتظر بازتاب اعمال خویش در آنجا باشد و خود را برای آن آماده سازد. خداوند نعمت را بازتاب نیکی و فرمان برداری، و متقابلاً آتش جهنم را نتیجهی رویگردانی و نافرمانی از حکم خویش میداند. حاکم مطلق در آن روز خداوند است و هیچ کس را اختیار دخالتی هر چند خیرخواهانه برای کسی نیست و عمل هر شخص بیانگر سرنوشت و جایگاه ابدی اوست.
برداشتها و فواید سوره:
۱- مرگ، پایان مهلتی است که انسان میتواند در آن برای آخرتش پسانداز کند، لذا چشم امید هر کس باید به اعمال دنیوی خویش باشد.
۲- تقوا و فرمانبرداری، انسان را به نیکی و بهشت میرساند و بیپروایی در برابر گناه و خلاف، مسیر زندگانی جاودانهی انسان را بهسوی جهنم هموار میسازد.
۳- امام مسلم از ابوهریره روایت میکند که رسول الله جفرمود: «إِذَا مَاتَ الإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلاَّ مِنْ ثَلاَثَةِ إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ». «هرگاه انسان بمیرد عملش متوقف میشود مگر در سه مورد: خیر مستمر، علمی که مردم از آن بهره برند، فرزند صالحی که برای والدین خود دعا کند».
***
۱-