«طرحهای مفید و تاکتیکهای بهتر»
حضرت امام شهید، سید احمد، طرحهایی را که در آن شرایط حساس پیاده کرده بود از هرجنبه، بهتر از آن را نمیتوان تصور کرد و در این زمینه سلامت طبع و دوراندیشی و بصیرت همه جانبه حضرت سید را کسی میتواند درک کند که از تاریخ و احوال هندوستان در آن روزها مطلع بوده است و تمام شرایط سیاسی و اجتماعی و نظامیای را که در اوایل قرن نوزدهم هندوستان با آن روبرو بود بررسی کرده باشد.
قبل از شهید سید احمد، تمام کوششها و مجاهدات در جهت نجات و رهایی از قدرت انگلیسیها و برقراری یک مرکز مستحکم، ناموفق مانده بود، در صورتی که گردانندگان این جنبشها و حرکات، افراد بزرگی از قایدین و والیان ایالتهای مختلف بودند که در میان آنان رهبرانی غیور و توانا مانند «سلطان تیپو شهید» (متوفای ١٧٩٩م ١٢١٤) و ژنرالهایی چون امیرخان وجود داشتند، و قبل از این دو نواب سراج الدولة والی مرشد آباد متوفی سنه ١١٧٠هـ و نواب شجاع الدولة فرمانروای اوده سنهی ١١٧٧ با تسهیلات فراوان و ارتش منظمشان ناکام مانده بودند. علت اساسی این عدم موفقیت همان شعار معروف استعمار انگلیس «تفرقهانداز و حکومت کن» بود و دومین علت شکست این جریان این بود که در هندوستان منطقهی آزادی وجود نداشت که مسلمانان در آنجا از دسترس انگلیس محفوظ باشند و به فعالیت و آمادگیهای جهاد و جنگ ادامه دهند و این مسلم است که این قبیل طرحهای سیاسی و نظامی همیشه با مشورت و اتفاق آرای صاحبان رای آماده میگردند. آنهم به شرط اینکه قائد، مخلص باشد و رابطهاش با الله قوی باشد و بر او توکل و اعتماد کند و بوسیلهی دعا و استخاره و اظهار عجز و ناتوانی در پیشگاه وی طلب مدد کند.
هنگامی که مساعی و فعالیت حضرت سید را از نظر ابعاد فوق الذکر مورد بحث و بررسی قرار میدهیم هیچ تردیدی نداریم که ایشان تمامی شرایط را دارا بودند و در این زمینه هیچ گونه غفلتی نداشتند. اگر بخواهیم با مقیاس این زمان یک شخصیت و حرکت را که خیلی پیش از ما گذشته و مرکز فعالیتش از ما دور بوده است، ارزیابی کنیم و براساس نتایجی که وابسته به مشیت و خواست الهی است دربارهی آن قضاوت کنیم، چه بسا این قضاوت دور از انصاف و حقیقت خواهد بود و اگر با این مقیاس حرکتها و دعوتهای دیگری را که در تاریخ رخ داده بسنجیم ممکن است بسیاری از آنها را بینتیجه و بیحاصل بپنداریم، در صورتی که مدار پیروزی و موفقیت، حسن نیست، نهایت کوشش، راستی و اخلاص و مقاومت و انتخاب طریق موفقیتآمیز است. چه انسان به نتایج ظاهری و موفقیتهای مادی دست بیابد یا خیر؟
﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا٢٣﴾[الأحزاب: ٢٣].
«بسیاری از مؤمنان هستند که پیمانی را که با خدا بسته بودند در آن صدق نشان دادند. بعضی از آنها عهدشان را تکمیل کرده و بعضی دیگر منتظرند و سخنشان را هیچ تبدیل نکردهند».
مرحوم مولانا غلام رسول مهر، نویسندهی معاصر این حرکت را در کتاب خود سید احمد شهید، مورد بررسی قرار داده است و مینگارد: «این باب مربوط به دوران زوال و انحطاط تاریخ مسلمانان در هند است، ولی با این وصف یک انسان حقشناس و واقع بین به خوبی درک میکند که در واقع هیچ زمانی از عهد ترقی و عروج مسلمانان بیش از این دوران افتخارآمیز نبوده است، در ادامهی بحث مینویسد: «در واقع ملاک قضاوت در این زمینه منحصر در نتایج نیست، بلکه ملاک اصلی عزم جهاد، همّت، عمل و کمال استقامت در راه حق است، بنابراین آیا کسی میتواند بگوید که در ادوار گذشته عروج و ترقی چنین عزیمت و عمل و استقامتی دیده شده است که هدف و منظور آن فقط دین بوده است و بس[١٤]».
[١٤]- سید احمد شهید، نوشته غلام رسول مهر.