امام، سید احمد شهید در آینه تاریخ

«اعترافات هم‌عصران معروف»

«اعترافات هم‌عصران معروف»

برای ارزش‌یابی یک شخصیت و پی‌بردن به عظمت و بزرگی و رتبه‌ی واقعی آن، می‌توان از اعترافات صاحب‌نظران معاصر آن شخصیت استناد کرد.

در این جزوه‌ی مختصر ما فقط پاره‌ای از اعترافات چند تن از معاصران سید احمد شهید  / را نقل می‌کنیم. سید صدیق حسن خان بهوپالی، مورخ و مولف معروف هندوستان والی بهوپال که شخصاً آثار تعلیم و تربیت حضرت سید را دیده بود. در کتاب «تقصار جیود الأحرار» می‌نویسد:

«ایشان در زمینه‌ی هدایت مردم و مراجعت آن‌ها به سوی خدا یک نشانه‌ی بزرگی بود. جهانی بزرگ و خلقی بی‌شمار در نتیجه‌ی تربیت روحی و جسمی ایشان به مقام تقوی و ولایت رسیدند. مواعظ و سخنرانی‌های خلفای ایشان سرزمین هند را از لوث بدعات و شرک پاک گردانید و به شاهراه کتاب و سنت سوق داد. و هنوز هم تاثیر وعظ و نصایح ایشان ادامه دارد».

در جایی دیگر می‌نویسد: «خلاصه ما هیچ فردی را در هیچ نقطه‌ی جهان معاصر، هم‌پایه‌ی این شخصیت بزرگ سراغ نداریم و به راستی خلق خدا آنقدر از این گروه حق استفاده ایمانی و روحی نمودند که یکصدم آن توسط علماء و مشایخ دیگر دیده نشده است».

علامه‌ی دوران استاذالاساتذه حضرت مولانا حیدرعلی رامپوری، تونکی شاگرد حضرت شاه عبدالعزیز دهلوی، متوفی ١٢٧٣هـ. در کتاب «صیانة الناس» می‌نویسد:

«نور هدایت ایشان مانند شعاع‌های خورشید با تمام نیرو و قوت بر قلوب بندگان تابید و هیچ گوشه‌ای خالی نماند. خوشبختانه ازل، از هرسو رخت سفر بسته و از فرسنگ‌ها دور آمده، و از شرک و بدعت‌ها و گناهانی که خوگر آن بودند توبه کرده و به راه مستقیم توحید و سنت گامزن شدند. خلفاء و شاگردان پاکبازش به اغلب کشورها مسافرت نموده و صدها هزار نفر را به دین و آیین محمدی آشنا ساختند، و آنانکه توفیق الهی شامل حال‌شان شد، این راه را اختیار نمودند».

هزاران نفر پس از تزکیه و تربیت روحی، بعنوان خلیفه و جانشین به اطراف رفتند و مردم را بیعت نمودند و ارشاد کردند.

مردمی که از نماز بی‌خبر بودند، کارشان بازی کردن با مخدرات بود. مشروب‌خواری و باده‌گساری را پیشه‌ی خویش قرار داده بودند، آشکارا گفتند: «که نماز یعنی چه؟» کارگاه و کارخانه‌ای در آن اشتغال به کار داریم نماز جزء برنامه‌اش نیست اداره‌ی ما به روزه دستور نداده است.

اهمیتی به حج و زکوة قائل نبودند. روز و شب در رشوه و زنا و مردم‌آزاری و رباخواری مشغول بودند. مرد و زن همانند حیوانات بدون نکاح باهم جمع می‌شدند و صدها بچه از طریق زنا بدنیا می‌آمد و صدها پیرمرد و جوان نامختون(ختنه نشده) مانند نصاری و مشرکین وجود داشتند.

آری! همه‌ی این‌گونه افراد به مجرد تعلیم و تربیت و دعوت حضرت امام سید احمد شهید از گناهان توبه کردند، نکاح شرعی انجام دادند. ختنه کردند و به زمره‌ی نیکوکاران و پرهیزکاران پیوستند.

در هربار حدود ده هزار نفر با حضرت ایشان بیعت می‌کردند و بی‌شماری از هندوها و رافضی‌ها و دیگر گروه‌ها از ارشاد آن بزرگوار مسلمان خالص شدند.

برخی از مسیحیان مخفیانه ایمان آوردند. هزارها عالم در محضرشان، از فیض صحبت‌شان تزکیه شدند و پس از حصول بیعت و خدمت به راهنمایی خلق خدا مشغول گردیدند، بعضی از آن‌ها به وعظ و ارشاد مشغول شدند و برخی از آنان کتاب‌هایی مشتمل بر آیات و احادیث تالیف نمودند و آثار مختلفی را ترجمه کردند بدین طریق هزاران جاهل که حتی کلمه نمی‌دانستند با ترغیب و تشویق به علم و عبادت و تقوی، سرانجام عالم دین بار آمدند، عده‌ای به هردو کار (تالیف و ارشاد و سخنرانی) مشغول شدند.[٢٨]

یکی از علمای آگاه و موثق هندوستان که زمانش نزدیک با زمان حرکت سید بود و با بسیاری از افراد این گروه مقدس برخورد کرده بود و از دیدارشان مشروف شده بود، «مولوی عبدالاحد» است، ایشان می‌نویسد:

«بیش از ٤٠ هزار هندو وغیره به دست حضرت سید مشرف به اسلام شدند و در حدود سه میلیون نفر با وی بیعت نمودند. اما اشخاصی که با خلفای وی بیعت کردند تعدادشان به میلیون‌ها می‌رسد».[٢٩]

دانشمند معروف و مجاهد فی سبیل الله مولانا ولایت علی عظیم آبادی متوفی ١٢٦٩هـ می‌نویسد:

«زمانی که بانگ دعوت در هندوستان طنین‌انداز شد، همگی مردم پروانه‌وار بر این شمع هدایت گرد آمدند. حتی در یک روز ده‌ها هزار نفر بیعت می‌کردند. گروه بیعت کنندگان همچنان افزایش می‌یافت و هزاران نفر دین‌های اصلی خود را ترک کردند و مشرف به اسلام شدند».

در ظرف ٥ و ٦ سال در حدود سه میلیون نفر با حضرت سید بیعت نمودند و در مسافرت حج تقریباً صدهزار نفر مشرف به بیعت گشتند. از بین این همه افراد هزاران عالم و هزاران عاقل و صدها حافظ و مفتی و افراد جهاندیده و با تجربه وجود داشتند. با توجه به این کشش مردم به سوی حضرت سید، می‌توان گفت که حضرت سید از مقبولیت و محبوبیت ویژه‌ای در بارگاه الهی برخوردارند که بر اثر آن قلوب مردم بی‌اختیار به سویش کشیده می‌شود و مردم دیوانه‌وار به او می‌پیوندند.[٣٠]

همین نویسنده در جایی دیگر درباره‌ی تاثیر این دعوت در زندگی و تغییرات ناشی از آن می‌نویسد:

«تاثیر این گروه متبرک را از اینجا می‌توان پی برد که هرشخص که با اخلاص، داخل این گروه می‌گشت و بیعت می‌نمود، دیری نمی‌گذشت که از دنیا نفرت کرده است و فکر آخرت بر او مستولی می‌شد، و روز به روز رشد می‌کرد از شرک و بدعت‌ها پاک می‌گشت و محبت الهی و عظمت اسلام و بزرگداشت دین و علاقه به نماز در قلبش جای می‌گرفت و از مخالفان خدا، بیزاری می‌جست ولو اینکه پدر و پدربزرگ یا فرزند یا استادش بودند و خوف الهی آنچنان در قلب ایجاد می‌گشت که درباره‌ی گناهان هیچ مدارا و انعطاف روا نمی‌داشت.

به کوشش این گروه انبوهی از مردم نمازخوان شدند این امر بجایی رسید، که مخالفین این گروه پیروان خود را به نماز توصیه می‌کردند تا مبادا از آن‌ها بگریزند[٣١].

[٢٨]- از مولانا حیدرعلی رامپوری چاپ ١٢٧٠هـ

[٢٩]- سوانح احمدی.

[٣٠]- رساله‌ی دعوت از مجموعه رساله‌های تسعه، ص: ٦٥ از شیخ ولایت علی عظیم آبادی.

[٣١]- مولانا ولایت علی رهبر و مربی گروه صادقین صادقپور بودند که عامل بالحدیث بودند و هنوز هم روش‌شان همین است.