بردگی از دیدگاه اسلام

بردگی از دیدگاه مسیحیّت

بردگی از دیدگاه مسیحیّت

در آئین مسیحیت نیز هیچ گونه دستوری مبنی بر نهی از برده‌گیری نیامده است و انجیل، قوانین تورات را تصدیق می‌کند. پولس که نزد مسیحیان، مردی بس مقدّس و عالی مقام به شمار می‌رود، در نامه خود به افسسیان نوشته است:

«ای غلامان! آقایان بشری خود را چون مسیح، با ترس و لرز و با ساده‌دلی، اطاعت کنید» [۲۸].

فلیسوفان کهن و کشی‌شان بزرگ مسیحی نیز، قانون برده‌داری را امری مشروع و عادلانه شمرده‌‌اند و از ابراز مخالفت با آن، خودداری کرده‌اند. سنت آگوستین (Agostin) فلیسوف شهیر و قدّیس مسیحی، بردگی را نوعی «کیفر خدایی» برای بردگان پنداشته است. موریس لانژله در این‌باره می‌نویسد:

«بردگی به وسیله سنت آگوستین، تنبیهی شناخته شد که از طرف عدالت برای گناه مقصّر در پیشگاه خداوندی تحمیل گردیده است» [۲۹].

همچنین، سنت توماس اکویناس (Thomas Aquinas) از قدّیسان کلیسای کاتولیک و از فلاسفه بزرگ مسیحی، درباره بردگی و قوانین آن گفته است:

«درباره روابط برده و ارباب، احتیاجی به قانون خاصّی از برای ارباب یا پدر خانواده نیست زیرا برده، مال خصوصی یک شخص یا خانواده است و قانون، راجع به نفع عمومی شهر یا امپراطوری است» [۳۰].

از آنچه گذشت، علمای مسیحی بدین نتیجه دست یافته‌اند که بردگی بدان‌گونه که در آئین یهود آمده، مورد تأیید مسیحیّت قرار دارد. کشیش معروف، جیمزهاکس در «قاموس کتاب مقدّس» می‌نویسد:

«انجیل پاک حضرت مسیح نیز ابداً در خصوص اطلاق و آزادی غلامان سخن نرانده بلکه بالعکس، غلامان را به اطاعت آقایان و خوانین ایشان امر می‌فرماید» [۳۱].

با وجود این، بسیار شگفت‌انگیز است که گروهی از خاورشناسان یهودی و مسیحی، موضوع بردگی را دستاویز قرار داده‌اند و به آئین مبین اسلام، طعن می‌زنند! با اینکه در شریعت اسلامی هرگز موضوع بردگی بدان صورت مطرح نشده که در آئین یهود و نصاری دیده می‌شود.

اسلام، هیچ‌گاه اجازه نداده که مسلمانی، فرزندان خود را در معرض فروش نهد. هیچ فقیهی در اسلام فتوی نداده که مسلمانان حق دارند فقیران یا قرض‌داران را به بندگی گیرند. هیچ‌گاه پیامبر اسلام دستور نداده که مسلمین از راه «آدم دزدی»! انسان‌ها را به دام بردگی افکنند. قوانین سخت و خشنی که در اقوام و شرایع گذشته درباره بردگان آمده به هیچ وجه در اسلام وجود ندارد.

[۲۸] رساله پولس به افسسیان (در مجموعه کتاب مقدس)، باب ۶، شماره ۵. [۲۹] بردگی، ص ۱۶. [۳۰] بردگی، ص ۱۸. [۳۱] قاموس کتاب مقّدس، اثر جیمزهاکس، ص ۵۹۰، چاپ تهران.