مبحث تقسیم ترکات
ترکه عبارت است از میراث مرده، و تقسیم ترکات تنها ثمرهای است که از علم فرائض قصد میشود و آن مباحث گذشته از قبیل تأصیل و تصحیح وسیله رسیدن به این ثمرهی مهم است. ترکه یا از مالهای قسمتپذیر است یا مالهای غیر تقسیمپذیر. پس اگر قسمتپذیر باشد مانند درهمها و دینارها و پولهای رایج و چیزهای پیمودنی و وزنشدنی و مانند آنها، با یکی از پنج وجه تقسیم میشوند و این پنج وجه بر اعداد اربعه متناسبه با یکی از نسبت های هندسی جدا از هم مبتنی است که نسبت های اولی به دومی مانند نسبت سومی به چهارمی است و این اعداد اربعه متناسبه در استخراج مجهولات، اصل مهمی است و این بدلیل آن است که نسبت نصیب هر وارثی از مسأله به مصحح مسأله است، مانند نسبت نصیب او از ترکه به ترکه. پس چهار عدد حاصل میشود ، اول عدد نصیب هر وارثی از مسئله. دوم عدد مصحح مسئله. سوم عدد نصیب وارث از ترکه که این همان عدد مجهول است. چهارم عدد ترکه. پس وجه اول از پنج وجه آن است که نصیب هر وارثی از مسأله را به عین مسأله نسبت دهید، و کسر سهم او را از مسأله معلوم و به همان نسبت سهم او را از ترکه معلوم کنید. این نوع تقسیم، سودمندترین و عمومیترین صورتهای پنچگانه است زیرا در اشیاء قسمتپذیر و در اشیاء قسمتناپذیر صلاحیت و کاربرد دارد. پس اگر وارثین، شوهر و مادر و یک خواهر غیرمادری باشند اصل مسأله آنان از عدد۶ است وبه عدد ۸ عول میشود .
شوهر دارای یک سوم معادل ۳ سهم میباشد وخواهر نیز همینطور است و مادر نیز دارای یکسوم معادل دو سهم است و ترکه هم بیست درهم میباشد. نصیب هریک از زوج و خواهر را به مسأله نسبت میدهیم که نصیب هریک از آنان یکچهارم و یکهشتم مسأله است (زیرا مسأله عدد هشت است و هریک از آنان دارای سه سهم هستند که دو سهم آن هشت و یکچهارم و یک سهم آن یکهشتم است). بعد به همان نسبت سهام هریک از آنها را از ترکه یعنی بیست درهم معین میکنیم که بیست و یکچهارم از بیست عدد ۵ ویک هشتم آن ۵/۲ است پس سهم هریک از شوهر و خواهر ۵/٧ خواهد شد و نصیب مادر را نیز به مسأله نسبت میدهیم که نسبت آن به مسأله یکچهارم معادل دو سهم است بعد به همان نسبت یکچهارم سهم او را از ترکه پرداخت میکنیم که در مثال سهم مادر به پنج سهم میرسد. وجه دوم از وجوه پنجگانه آن است که عدد اول یعنی نصیب هر وارث از مصحح مسأله را در عدد چهارم یعنی عدد ترکه صرب میکنیم و حاصلضرب را بر عدد دوم یعنی عدد مصحح مسأله تقسیم میکنیم. بعد خارجقسمت هر چه باشد نصیب آن وارث از ترکه خواهد بود واین همان عدد مجهول سومی است که در پی آن بودیم مثلاً در مثال گذشته سه سهم هریک از شوهر و خواهر را در عدد ترکه یعنی ۲۰ ضرب میکنیم که حاصل آن ۶۰ میشود سپس ۶۰ را برمسأله یعنی عدد ۸ تقسیم مینماییم که خارجقسمت ۵/٧ خواهد شد پس به هریک از شوهر و خواهر ۵/٧ داده میشود و دو سهم مادر را هم در ترکه یعنی ۲۰ درهم ضرب میکنیم و حاصلضرب یعنی عدد ۴۰ را بر مسأله یعنی عدد ۸ تقسیم میکنیم و خارج قسمت را که پنج سهم است به او میدهیم.
وجه سوم: از وجوه پنج گانه آن است که عدد چهارم یعنی عدد ترکه را بر عدد دوم یعنی عدد مصحح مسأله تقسیم کرده و خارج قسمت را مانند جزء السهم قرار دهیم و در عدد اول یعنی عدد نصیب هر وارث ضرب کنیم که حاصلضرب عدد نصیب او از ترکه خواهد بود و این همان عدد مجهول است که به دنبال آن هستیم، مثلاً در مثال گذشته عدد ترکه را بر عدد مسأله تقسیم میکنیم و خارج قسمت ۵/۲ خواهد شد ۵/۲=۸×۲۰ ،سپس خارج قسمت را در سهم هریک از زوج و خواهر ضرب میکنیم حاصلضرب ۵/٧ خواهد بود و باز همین خارج قسمت را در دو سهم مادر ضرب میکنیم و حاصلضرب پنج میشود مانند مسأله گذشته.
وجه چهارم: از وجوه پنج گانه آن است که عدد دوم یعنی مصحح مسأله را بر عدد چهارم یعنی عدد ترکه تقسیم میکنیم، و خارج قسمت یا فقط عدد صحیح است یا صحیح و کسر است یا فقط عدد کسر است، اگر خارج قسمت صحیح محض باشد نصیب هر وارث را بر آن تقسیم میکنیم و خارج قسمت همان عدد مجهول است که ما به دنبال آن هستیم و نصیب وی از ترکه همین عدد میباشد و اگر خارج قسمت هم صحیح و هم کسر باشد اول صحیح را از جنس کسر قرار میدهیم سپس نصیب هر وارث را مانند آن به کسر تبدیل میکنیم سپس آن را بر خارج قسمت قبلی تقسیم میکنیم که خارج قسمت آن نصیب هر وارث از ترکه خواهد بود مثلاً اگر خارج قسمت فقط کسر باشد نصیب هر وارث را از جنس آن قرار داده و بر آن تقسیم میکنیم و خارج قسمت نصیب وی از ترکه خواهد بود، مثلاً درمثال گذشته عدد مسأله را که عدد ۸ میباشد به کسر یک پنجم تبدیل میکنیم که مجموع ۸ عدد چهل تا خواهد بود، سپس را بر ۲۰ تقسیم میکنیم که خارج قسمت آن دو پنجم خواهد بود سپس نصیب زوج را که عدد ۳ است باز به کسر تبدیل میکنیم که خواهد شد بعد را بر ۲ تقسیم میکنیم خارج قسمت و نصیب زوج ۵/٧ خواهد بود و همین عملیات را در نصیب مادر و خواهر انجام میدهیم.
وجه پنجم: از وجوه پنج گانه آن است که عدد مصحح مسأله را که عدد دوم است بر عدد اول یعنی عدد نصیب هر وارث تقسیم کرده، خارج قسمت یا صحیح است یا صحیح و کسر، اگر صحیح بود آنرا بر عدد چهارم که عبارتست از عدد ترکه تقسیم میکنیم، در این صورت خارج قسمت، نصیب وارثی است که مصحح مسأله را بر سهام وی از اصل مسأله تقسیم نمودیم و این همان عدد مجهول است. و اگر خارج قسمت هم کسر و هم صحیح بود، عدد صحیح را به جنس همان کسر تبدیل کرده و عدد چهارم یعنی عدد ترکه را از جنس همان کسر میگردانیم، سپس آن را بر کسر واقعی و کسر حاصل آمده از عدد صحیح تقسیم کرده، آنچه بدست آمد این همان عدد سوم مجهول میباشد مثلاً در مثال گذشته اصل مسأله یعنی عدد ۸ را بر نصیب مادر که عدد ۲ است تقسیم میکنیم و خارج قسمت را که عدد چهار میباشد قرار داده و عدد ترکه یعنی ۲۰ را بر آین تقسیم میکنیم که خارج قسمت پنج میشود که این همان نصیب مادر از ترکه است. و همین طور مسأله بر نصیب هریک از زوج و خواهر یعنی عدد ۳ تقسیم میشود و خارج قسمت ۲ واحد و دو سوم واحد خواهد بود، سپس عدد دو را تجنیس میکنیم یعنی به صورت کسر از جنس کسر همراه خود در میآوریم و مجموع، ۸ سوم خواهد شد سپس عدد ترکه یعنی ۲۰ را نیز به صورت کسر در آورده که می شود، بعد آن را بر هشت تقسیم میکرده خارج قسمت ۵/٧ خواهد بود.
ولی اگر ترکه از قبیل چیزهای قسمت ناپذیر باشد مانند عقار – اموال غیر منقول – و حیوان و مانند آنها، برای تعیین سهام در آنها دو روش در پیش است، روش اول نسبت میباشد که عبارتست از اینکه نصیب هر وارث از مسأله را به مسأله نسبت دهیم، سپس به اندازه آن نسبت از ترکه به وارث ارث دهیم، که این وجه همان وجه اول از وجوه پنج گانه میباشد که قبلا ذکر شد، و روش دوم طریق قیراط است که عبارتست از ثلث ثمن یعنی و مخرج آن ۲۴ است پس وقتی که خواستیم قیراط مسأله را بشناسیم آن را بر مخرج قیراط که ۲۴ است تقسیم میکنیم بعد خارج قسمت هر چه باشد قیراط مسأله خواهد بود، و هرگاه بخواهیم قراریط – جمع قیراط – مخصوص هر وارث را شناسایی کنیم نصیب او از مسأله را بر مخرج قیراط تقسیم میکنیم، بشرطی که عدد قیراط مخصوص وی یک عدد صامت باشد که به آن اصم هم گفته میشود و عدد صامت عبارت است از عددی که از ضرب عددی در عدد دیگر بوجود نیامده باشد مانند ۳ و ۵ در این صورت خارج قسمت هر چه باشد قراریط آن وارث خواهد بود و اگر عدد قراریط یک عدد ناطق، یعنی عددی باشد که از ضرب دو عدد، در هم حاصل شده باشد مانند چهار و شش و امثال آنها، عدد قرار یط را به اضلاع خود یعنی اجزایی که از آن ترکیب یافته است بر میگردانیم، سپس نصیب هر وارث را بر تک تک آن اضلاع به ترتیب از کوچک به بزرگ تقسیم میکنیم، یعنی تقسیم را از ضلع کوچکتر آغاز و در ضلع بزرگتر که آخرین ضلع است پایان میدهیم و هر نتیجهای که از این تقسیم حاصل شد قراریط وارث یا اجزای قیراط او خواهد بود – در صورتی که سهم وی یک قیراط تمام نباشد –مثال آنچه قیراط وی صامت است مانند یک همسر و دو دختر و سه عمو، اصل مسأله ۲۴ است ۳ سهم برای همسر و ۱۶ سهم برای دو دختر و پنج سهم برای سه عمودر نظر گرفته میشود اما چون پنج سهم سه عمو بر رؤس آنها قابل تقسیم نمیباشد و در بین سهام و رؤس تباین هست لذا عدد رؤس اعمام (عموها) را در اصل مسأله یعنی ۲۴ ضرب میکنیم و حاصلضرب ٧۲ میشود و مسأله در آن به تصحیح میرسد و عدد٧۲ دارای ۳ قیراط است و همسر از مصحح مسأله دارای ٩ سهم است که بر قراریط سه گانهی مسأله تقسیم میشود در نتیجه همسر دارای سه قیراط خواهد بود و دو دختر نیز دارای معادل هستند که باز هم بر قراریط سه گانهی مسأله تقسیم میشود و خارج قسمت عدد ۶ خواهد بود در نتیجه دارای ۱۶ قیراط خواهند بود هر دختر ۸ قیراط خواهد داشت و هریک عمو های سه گانه نیز ۵ سهم را به تعصیب میبرند که بعد از تقسیم ۵ بر ۳ معلوم میشود که هر عمو دارای یک قیراط و دو سوم قیراط است. و مثال آنچه عدد قیراط آن ناطق باشد چهار همسر و دو دختر و سه عمو است، اصل مسأله از ۲۴ است ۳ سهم برای چهار همسر و ۱۶ سهم برای دو دختر و ۵ سهم به سه عمو تعلق دارد و چون در این مسأله دو صنف منکسر علیهم داریم یکی همسران و دیگر اعمام و عدد آنان یعنی ۴ و ۳ متباین هستند، لذا اول ۳ و ۴ را در هم ضرب میکنیم که حاصلضرب عدد ۱۲ و جزءالسهم خواهد بود و همین عدد را در اصل مسأله یعنی ۲۴ ضرب میکنیم ۲۸۸ خواهد شد واین همان مصحح مسأله است که قراریط وی ۱۲ و اضلاع ۱۲ سه و چهار میباشد، سپس مسأله برابر است با برای همسران چهارگانه و سهام هر همسر ٩ سهم خواهد بود که اول عدد ٩ را بر ضلع اصغریعنی عدد ۳ تقسیم میکنیم خارج قسمت ۳ خواهد بود. سپس عدد ۳ را تبدیل به ارباع میکنیم که دوازده ربع خواهد شد سپس آن را بر ضلع اکبر یعنی عدد ۴ تقسیم میکنیم که خارج قسمت ۳ ربع قیراط خواهد بود و مسأله برابر است با برای دو دختر در نظر گرفته میشود و هر دختر دارای ٩۶ سهم خواهد بود و آ ن را بر ضلع اصغر که عدد۳ است تقسیم میکنیم خارج قسمت عدد ۳۲ خواهد بود، سپس آن را بر ضلع اکبر یعنی۴ تقسیم میکنیم خارج قسمت عدد ۸ خواهد بود پس هر دختر دارای ۸ قیراط است، و هریک از عموها دارای بیست سهم هستند که سهام او را بر ضلع اصغر تقسیم میشود و خارج قسمت عدد ۶ و باقی ماند. عدد ۲ است که آنرا به این شکل ثابت میکنیم یعنی خارج قسمت ۶ و است، سپس عدد ۶ را بر ضلع اکبر یعنی عدد ۴ تقسیم مینماییم که خارج قسمت ۱ و دو چهارم خواهد بود و دو چهارم نصف واحد است پس در واقع با قیمانده یک و نیم است، یعنی تا اینجا هر عمو دارای یک قیراط و نصف آن است سپس باقیمانده همراه اصغر را که عدد ۲ بود به اصغر نسبت میدهیم، بعد از بررسی معلوم میشود که باقیمانده دو سوم اصغر بوده است و اصغر را هم به ضلع اکبر نسبت میدهیم وآن را ربع اکبر مییابیم، زیرا نسبت هر ضلع به ما فوق خود مانند نسبت واحد به آن است پس در واقع دو سوم اصغر برابر است با دو سوم ربع اکبر یعنی دو سوم ربع قیراط که آن هم برابر است باسدس قیراط و اگر سدس را به یک و نیم اضافه کنیم یک و دو سوم خواهد بود، پس سهم هر عمو یک قیراط و دو سوم قیراط است واگر قیراط کسر داشت نصیب هر وارث را به کسر، از نوع کسر قیراط تبدیل میکنیم، سپس عدد نصیب را بر عدد قیراط تقسیم کرده در این صورت خارج قسمت هر چه باشد قراریط آن وارث خواهد بود مانند یک شوهر و دو دختر و یک عمو که اصل مسأله از ۱۲ میباشد و شوهر دارای یک چهارم معادل ۳ سهم است و دو دختر دارای دو سوم، معادل ۸ سهم هستند و یک سهم برای عمو باقی میماند و قیراط دوازده نصف یک سهم است، پس نصیب زوج را به کسر تبدیل میکنیم، ۶ تا خواهد بود، سپس عدد ۶ را بر یک نصف قیراط تقسیم کرده، پس دارای ۶ قسم خواهد بود زیرا مقسوم بر واحد همهاش برای او حاصل میشود و همینطور در نصیب دو دختر و عمو عملیات را انجام میدهیم. ولی اگر قیراط از عدد صحیح و کسر تشکیل شده بود صحیح را از جنس کسر قرار دهیم، سپس نصیب هر وارث را از جنس کسر قیراط کرده و بر تمام قیراط تقسیم میکنیم در این صورت خارج قسمت، قراریطِ وارث خواهد بود مانند یک همسر و دو خواهر و ۳ عمو که اصل مسأله از ۱۲ است، آن معادل ۳ سهم از آن همسر و آن معادل ۸ سهم برای دو خواهر و یک سهم هم برای سه عمو باقی میماند، که بر آنها تقسیم نمیشود و در نتیجه انکسار صورت می گیرد و چون سهم و رؤس تباین دارند عدد رؤس را در اصل مسأله ضرب کرده، مسأله در عدد ۳۶ تصحیح خواهد شد، آن معادل ٩ سهم برای همسر و آن برای دو خواهر که معادل ۲۴ است و سه سهم آن برای عموها میباشد، هر عمو یک سهم میبرد و قیراط مصحح مسأله یک قیراط و نصف قیراط است، سپس واحد را به کسر تبدیل میکنیم که مجموع آن سه نصف است سپس نصیب همسر را که ٩ سهم است به کسر در میآوریم و مجموع کسور آن به ۱۸ نصف میرسد سپس آن را بر عدد ۳، نصف های قیراط تقسیم میکنیم حاصل آن ۶ قیراط خواهد شد و همین طور در نصیب دو خواهر و عموها عملیات را انجام میدهیم. اگر خواستید به وسیلهی یکی از وجوه پنج گانه، اندازه قراریط هر وارث را بدانید مخرج قیراط یعنی ۲۴ را در جای ترکه یعنی عدد چهارم قرار داده و مانند گذشته عمل میکنید.