جايگاه بلند ام سلمهل
وحی بر پیامبر جفقط در اتاق عایشه نازل میشد و در خانه دیگر زنان پیامبر جوحی نازل نمیشد. به خاطر این، عایشه بر هوهای خود افتخار میکرد.
اما عایشه میگوید: شبی نشسته بودم پیامبر جدرخانه ام سلمه بود، شنیدم که پیامبر جدارد میخندد وام سلمه از او پرسید: خداوند شما را همیشه بخنداند. چرا میخندید؟ پیامبر جفرمود: خداوند توبه ابولبابه را پذیرفت، -ابولبابه بر اثر گناهی که مرتکب شده بود خود را با ستونی از ستونهای مسجد بسته بود-. ام سلمه گفت: ای پیامبر خدا! آیا به او مژده ندهم؟! آن حضرت جفرمود: بله، اگر میخواهی به او مژده، ده.
ام سلمه او را این چنین مژده داد: ابولبابه خوشحال باش خداوند توبه تو را پذیرفته است. واین زمانی بود که هنوز حجاب بر زنان فرض نشده بود. مردم وقتی مژده را شنیدند طنابهای ابولبابه را باز کرده واو را آزاد کردند اما او قبول نکرد وگفت: باید پیامبر جدست وپای او را باز نماید واو را آزاد کند.
پیامبر جآمد واو را بعد از اینکه شش روز با ستونی خود را بسته بود باز و آزاد نمود. همسرش فقط هنگام نماز دست وپای او را باز میکرد بعد از نماز دوباره خود را به همان ستون میبست. تا اینکه در مورد ایشان نازل گردید:
﴿وَءَاخَرُونَ ٱعۡتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمۡ خَلَطُواْ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَءَاخَرَ سَيِّئًا عَسَى ٱللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ ١٠٢﴾[التوبة: ۱۰۲].
«گروه دیگری به گناهان خویش اعتراف کردند، آنها عمل نیک را با عمل بد مخلوط نمودند، امید است که خداوند توبه آنان را بپذیرد، همانا خداوند بخشاینده ومهربان است».
ام سلمه بانویی عاقل واهل بصیرت بود، در روز صلح حدیبیه وقتی صحابه برای اینکه از وارد شدن مکه محروم شده بودند در تراشیدن سر وقربانی کردن تأخیر نمودند، پیامبر جخشمگین وارد خیمه ام سلمه شد.
ام سلمه وقتی حالت پیامبر جرا دید گفت: مشکلی نیست آنها را سرزنش مکن برای آنها مشکل بزرگی پیش آمده چون آنها بدون ورود به مکه و عمره بر میگردند، سپس به پیامبر جگفت: قربانی ات را ذبح کن و موهای سرت را بتراش، بدون اینکه با کسی از مسلمانان حرفی بزنی.
پیامبر جطبق مشوره ام سلمه بیرون رفت وقربانیاش را سر برید و با صدای بلند تکبیر گفت وسرش را تراشید، مسلمانان وقتی پیامبر جرا دیدند از او اطاعت کرده وقربانی هایشان را سر بریدند و سرهای یکدیگر را تراشیدند [۴۷].
واینگونه مشوره ام سلمه باعث نجات مسلمین از فتنهای شد که بر اثر صلح حدیبیه میخواست میان مسلمانان برپا شود. ونتیجه صلح حدیبیه فتح بزرگ مکه بود.
اسم سلمه بعد از وفات پیامبر جهمچنان با حکمت ودانش زیست، زمانی که عایشه برای مطالبه خون عثمان میخواست بیرون برود ام سلمه او را نصیحت کرد وگفت: بیرون نرو، پایه دین با زنان راست نمیشود، پس تو چرا میخواهی بیرون بروی؟!
ام سلمه احادیثی از پیامبر جروایت کرده است. او نود سال زندگی نمود و آخرین همسر پیامبر بود که دنیا را ترک میکرد. او در زمان یزید بن معاویه در سال ۶۲ هجری از جهان درگذشت وطبق وصیت خودش، ابوهریره بر او نماز خواند و فرزندانش عمرو سلمه داخل قبر مادرشان رفته و با کمک عبدالله بن ابی امیه مادرشان را دفن کردند او در کنار دیگر همسران پیامبر جدر قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
سلام ودرود بیپایان بر ام المؤمنین ام سلمه باد.
[۴۷] السیرة النبویة ابن هشام – سیر اعلام النبلاء، مغازی واقدی.