۱- قرآن کریم:
خداوند ﻷ میفرماید:
﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾[المائدة: ۳].
در این آیه شریفه استثناء ـ ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾ـ یکسان است که استثناء متصل باشد (یعنی استثناء از محرمات باشد) که معنی آیه میشود: «بر شما حرام گردیده، منخنقۀ و موقوذۀ و...إلا آنچه که به آن برسید و در آن حیاتِ مستقر باشد (در شُرُف زوال نباشد) [۴۸]و آن را ذبح بنمائید» [این قول از علی و ابن عباس ش روایت شده است] یا این که استثناء منقطع باشد (یعنی استثناء در تحریم باشد) یعنی مگر آنچه با روش شرعی تذکیه شود که در این صورت معنی آیه میشود: «بر شما حرام گشته المیتۀ والدم و...اما آنچه که آن را ذبح ـ شرعی ـ کنید از چیزهایی است که خداوند ﻷ آنها را با تذکیه (ذبح شرعی) حلال نموده، پس برای شما حلال است» ـ این رأی از امام مالک / و جماعتی از اهل مدینه نقل شده و «الجبائی» آن را برگزیده است [۴۹]ـ.
و در هر دو حالت، این مطلب حاصل میگردد که اصل برتحریم است قبل از ذکاة شرعی (قبل ازذبح صحیح شرعی).
صاحب «البدایع» میفرماید: حاکم در «المستدرک» [۵۰]به صورت موقوف ومرفوع روایت نموده که:
«استثني ﻷ الذکي من الـمحرم، والإستثناء من التحریم، إباحة، لأن الحرمة في الحیوان لا تزول إلَّا بالذبح» [۵۱]. «خداوند ﻷ، ذبح شده (الذکی= پاک گشته) را از حرام شدهها مستثنی قرار داده است و استثناء در تحریم، به معنی مباح بودن است، زیرا حرمت در حیوان از بین نمیرود مگر با ذبح شرعی».
[۴۸] در این که تا چه وقت به حیوان منخقة وموقوذة و...رسیدن و ذبح آن درست است، درمیان علماء اختلاف نظر است، گروهی میگویند باید (در آن حیوان) حیات مستقر باشد (یعنی طوری نباشد که اگر آن را چند لحظه رها کنی خودش بمیرد) و گروهی میگویند، همین که قبل از مرگ حیوان به آن برسی و آن را ذبح نمایی صحیح است. «والله تعالی أعلم» [۴۹] به تفسیرآلوسی ج ۶ ص ۷۵ و تفسیرالمنار ج ۶ ص ۶۱۱ بنگرید. [۵۰] ج ۴ ص ۹۳۲. [۵۱] وقال الحاکم صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه ووافقه الذهبی.