نقش اسلام در جلوگیری از گدایی

فهرست کتاب

نتيجه گيری

نتيجه گيری

گدایی یک پدیده و مشکل اجتماعی و قابل علاج می‌باشد که در جوامع انسانی موجود بوده و هرجامعه مطابق جهان بینی خویش آن را علاج می‌نماید، از نظر دین مقدس اسلام علاج این پدیده تطبیق کامل اسلام، در همه نواحی زندگی می‌باشد، زیرا اسلام نظام کامل خداوند برای زندگی است که نه قابل تجزیه است و نه تجزیه را می‌پزیرد، خداوند در مورد می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱدۡخُلُواْ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ ٢٠٨[البقرة: ۲۰۸].

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید همگى به اطاعت [خدا] درآیید و گام‌هاى شیطان را دنبال مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است».

لذا پذیرفتن بخش اسلام به معنی خروج از آن است، زیرا؛ اسلام تجزیه را نه پزیرفته و آن را مردود می‌شمارد. از نظر اسلام علاج اصلی و اساسی گدایی کار و کوشش است، بر فرد مسلمان لازم می‌گرداند که از محصول و دست مزد خود بخورد کار و کوشش را عبادت می‌شمارد و بر صاحب کار است که اجر و مزد کار گر را قبل از خشک شدن عرق او بپرازد و آن چنان مزد او را بدهد که لایق کار و عملش باشد.

از نظر اسلام انسان مکلف است در مصارف روزمره خویش از اسراف خودداری کند، مالی که در اختیار دارد، در راه مشروع آن را مصرف نماید، حتی در روز قیامت یکی از اولین سوالاتی که از انسان در محضر خداوندأکرده می‌شود که باید آن را جواب بگوید مال‌اش است که از چه مدرکی بدست آورده و در چه موردی به مصرف رسانیده است؟‌

اسلام معالج اصلی گدایی در جوامعی بشری است، مشروط به این که نظام اسلام در جوامع بشری تطبیق شود و فرصتی برای تطبیق آن داده شود، حکام و زمامداران، آن را در ساحه نفوذ خویش تطبیق نمایند. اوراق زرین تاریخ اسلام شاهد این مدعاست.

پیامبر جفرموده است:

«تصدقوا فإنه يأتي عليكم زمان يمشي الرجل بصدقته فلا يجد من يقبلها يقول: الرجل لوجئتها بالأمس لقبلتها فإما اليوم فلا حاجة لي بها».(۱٧ص۲۸۱ج۳)

زکات مال خود را ادا نماید، عنقریب بر شما زمانی خواهد فرا رسید که شخصی زکات مال‌اش را ببرد و کسی را نیابد که زکات را از نزدش بیگرد، و مردی برایش بگوید اگر دیروز آن را می‌آوردی آن را می‌پزیرفتم ولی امروز نیاز ندارم.

و همچنان فرموده است:‌

«لا تقوم الساعة حتی يكثر فيكم المال يفيض حتی يهم رب المال من يقبل صدقته وحتی يعرضه فيقول الذي يعرض عليه لا أرب لي».(۱٧ص۲۸۱ج۳)

قیامت برپا نخواهد شد تا آنکه مال نزد شما فراوان شود تا آنکه صاحب مال، (کسی که زکات بالایش فرض شده) تلاش و جستجو می‌کند، کسی را که زکات مال او را قبول کند و پیش می‌کند زکات مال خود را به مردم آن که زکات به او پیشکش شده است می‌گوید: من حاجتی ندارم. حضرت معاذ بن جبلسوقتی که پیامبر جاو را بصفت والی به یمن فرستاد در زمان خلافت حضرت ابوبکر و عمربدر آن جا به صفت والی باقی ماند تا آنکه مرگ به سراغ وی آمد و به لقاء الله پیوست. در زمان خلافت حضرت عمرسمعاذ ثلث صدقات (مال زکات) یمن را به مدینه منوره به حضرت عمرسفرستاد، حضرت عمرسآن را ناپسند دانست و برایش نوشت من تو را به صفت جمع کننده مالایات و جزیه‌ها نفرستادم، بلکه وظیفه تو آن است که زکات را از ثروتمندان اخذ نموده و بر مستمندانشان توزیع نمایی. حضرت معاذسدر جواب گفت: ‌من به تو چیزی را نفرستادم که در یمن شخص مستحق و یا علاقمند گرفتن آن باشد.

و در سال دوم حضرت معاذسنصف اموال زکات اهل یمن را به حضرت عمرسفرستاد حضرت عمرسهمچنان آن را ناپسند دانست معاذ در جواب فرمود: من در یمن کسی که آن را بیگرد نیافتم. و در سال سوم همه اموال زکات اهل یمن را به مدینه منوره ارسال نمود عمر از پذیرفتن آن انکار کرد ولی معاذسدر جواب گفت: ‌در یمن کسی که مستحق و با علاقمند گرفتن آن باشد وجود ندارد، ناگزیر شدم این سرمایه بیت المال مسلمین را به شما بفرستم. (۲۱ص ۱۵۳و۱۵۳)

یحی بن سعید می‌گوید: عمر بن عبدالعزیز من را به جمع‌آوری زکات و صدقات به افریقا (جای که امروز مردم آن با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کنند) فرستاد زکات و صدقات آن دیار را جمع‌آوری نموده فقراء و نیازمندان آن دیار را فراخواندم که از مال زکات به ایشان بدهم، کسی را نیافتم که زکات را بپزیرد، ناگزیر با اموال زکات غلام‌ها و برده‌گان را خریداری نموده و آن‌ها را در راه خدا رها کردم. (۲۱ص۱۵۴)

این غنا و رفاهیت منحصر به افریقا نبود، بلکه هرگوشه جهان که در آن چتر رحمت خدا حکومت و خلافت اسلامی سایه بان بود، از آن رفاهیت و غنامندی برخوردار بوده‌اند.

ابوعبید روایت می‌کند عمر بن عبدالعزیز به والی عراق عبدالمجید بن عبدالرحمن نوشت و به وی هدایت داد که معاشات ماهوار مامورین خود را بپرداز، عبدالمجید بن عبدالرحمن درجواب نوشت: این کار را انجام دادم و در بیت المال مسلمین مال اضافه هم موجود است، عمر بن عبدالعزیز به وی نوشت ‌تلاش کن حاجات آنانی را که در غیر سفاهت و بی‌بندباری و اسراف قرضدار شده‌اند را پوره کنی، در جواب نوشت این کار را هم کرده‌ام و بیت المال اکنون فاضل است، عمر به وی نوشت: ‌پس جوانان را که مال ندارند و خواهش ازدواج را دارند مصارف ازدواج و مهر خانم‌های‌شان را از این مال پوره کن، در جواب نوشت: این کار راهم کرده‌ام و در بیت المال مسلمین مالی هنوز وجود دارد، عمر به وی نوشت به حالت آنعده غیر مسلمین که مکلف بپرداخت جزیه‌اند و زمین‌هایشان مکلفیت آن‌ها را پوره کرده نمی‌تواند توجه کن، زیرا؛ ما از ایشان صرف یک سال و یا دو سال جزیه نمی‌خواهیم.

این چنین اسلام در ساحات تحت نفوذ خود دامن فقر را که عامل اصلی گدایی به شمار می‌آید چیده بود، این هم آثار و ثمرات عدالت نظام اسلامی است که بعد از تطبیق آن گلیم فقر و گدایی را از سرزمین خویش برچید، مگر دنیا نظامی را به جز از اسلام بدین منوال مشاهده کرده است؟

اگر جامعه جهانی خواهان برچیدن بساط فقر و گدایی در جوامع بشری‌اند به آیین نجات بخش خداوند روی آورند و از جان دل آن را بپزیرند و اگر این اهلیت را در خود نمی‌بینند حداقل بگذارند و مانع ایجاد نکنند که اسلام دور خود را در جوامع اسلامی ادا نماید.