معز فاطمی و امام ابوبکر نابلسی [۵٧]:
شیعه علی رغم آنچه که برخی از رهبران و حکامشان تظاهر به ورع و درستکاری و دفاع از مظلوم مینمایند.
اما آنها در بسیاری اوقات که حقائق هویدا شده و نیرنگ بازان دروغگو رسوا میشوند در باره مؤمنین هیچ رحم و عطوفتی نداشته و نه رابطه ایمانی و نه رابطی خویشاوندی را در حق آنان رعایت میکنند.
و شدیدترین رفتار آنها در قبال علمای اهل سنت است.
ابن کثیر در شرح حال معز فاطمی میگوید: «... ادعای طرفداری از مظلوم میکرد و به نسب خود افتخار کرده و ادعا میکرد که الله تعالی به وسیله آنان به امت رحمت نازل کرده است، اما با این حال در ظاهر و باطن لباس رافضیگری را به تن کرده بود و همانطور که قاضی باقلانی میگوید: مذهبشان کفر محض است و اعتقادشان رافضیگری است و اهل دولت او و هرکس که از او اطاعت کرده و یاریاش کند و با او دوستی ورزد همین حکم را دارد، خدا او و آنها را زشترو کند.
"ابوبکر نابلسی" آن زاهد عابد متقی و با ورع و ناسک را نزد او آوردند، معز به او گفت که به من خبر رسیده که تو گفتهای که اگر من ده تیر داشته باشم نه تای آن را به سوی روم پرتاب کرده و آن تیر دیگر را به سوی مصریان-یعنی فاطمیان-پرتاب میکنم؟
نابلسی گفت: من چنین نگفتهام، معز گمان کرد که او از سخنش برگشته است، پس به او گفت: چگونه گفتهای؟ نابلسی گفت: من گفتهام که باید نه تیر را به سوی شما پرتاب کنیم و دهمی را به سوی آنان پرتاب کنیم، معز گفت: چرا؟ گفت: چون شما دین امت را تغییر داده و صالحان را کشته و نور الوهیت را خاموش نموده و ادعای چیزی کردهاید که از آن شما نیست.
معز فرمان داد که در روز اول او را در شهر بگردانند و در روز دوم او را شدیدا با شلاق زده و زخمی کنند و سپس روز سوم دستور داد که زنده زنده پوست او را بکنند و او را سلّاخی کنند، برای این کار یک یهودی را آوردند و او شروع به کندن پوست او کرد و ایشان در آن حال قرآن تلاوت میکردند، یهودی میگوید: «من دلم به حالش سوخت برای همین وقتی به قلبش رسیدم چاقو را به داخل فرو کردم تا بمیرد». خداوند او را رحمت کند، به او لقب شهید دادند و بنو الشهید در نابلس تا به امروز به او منسب هستند» [۵۸].
چه گرامیست استقامت بر راه حق و چه زیباست زندگی بر راه سنت و مرگ در راه آن، هر چند که پوست از گوشت جدا شود. ما از کار این رافضی خبیث قبحه الله تعجب نمیکنیم چرا که به مجرد اینکه اسم نابلسی ابوبکر باشد همین در برانگیختن احساسات این رافضی خبیث کافی است زیرا او از ابوبکر و هر آن کس که ابوبکرسرا دوست دارد متنفر است.
[۵٧] یکی از ائمه بزرگ اهل سنت که از اهل نابلس بود. [۵۸] البدایة والنهایة (۱۱/۲۸۴).