مبحث پنجم: دولت فاطمی و خیانتهای آن در محو سنت و ترویج تشیع
دولت فاطمی برای محو سنت و ترویج تشیع تلاش زیادی کرد و برنامهاش این بود که هرگاه دولتی شیعی وجود نداشت دعوتگرانشان را در میان مردم به طور سرّی منتشر میکرد تا به سوی مذهب شیعه اسماعیلیه [۳٧]دعوت دهند و در حالتی که دولتی برای خود داشتند مذهب شیعه را دین رسمی دولت قرار میدادند.
هنگامی که فاطمیان دعوتشان را در سرزمین المغرب شروع کردند دیدند که تشیع از قبل آنجا رواج داشته است چرا که دولت ادارسه که ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسین بن علی بن ابی طالب در سال ۱٧۲ هجری در آن منطقه تأسیس کرده بود در اصل دولتی علوی و شیعی بود و بدان خاطر بلاد مغرب برای دعوت اسماعیلیه مناسب بود، از این رو تشیع منتشر شد و بسیاری از بربرها بدان گرویدند حتی بسیاری از وزیران سلسله اغالبه (در تونس) بر مذهب شیعه بودند و یکی از بارزترین دعوتگران فاطمی در این سرزمین مردی بود که ابوعبدالله شیعی نامیده میشد و از بلاد یمن بود و چنان انواع نیرنگ و حیلهای به کار میبست که به شمار نمیآمد [۳۸].
ابوعبدالله شیعی به ترویج دعوت فاطمیان در سرزمین مغرب اکتفا نکرده و شروع به گسترش نفوذ آنها در شمال آفریقا نمود تا اینکه چندین شهر به دست او افتاد و فاطمیان در سال ۲٩۶ هجری به دنبال پیروزیشان بر سلسله اغالبه در نبرد الإربس، برپایی دولتشان را اعلان کردند [۳٩].
فاطمیان بعد از اینکه نفوذشان در سرزمین مغرب گسترش یافت دریافتند که این سرزمین برای آنکه مرکز دولتشان شود جای مناسبی نیست، زیرا علاوه بر اینکه منابع اقتصادی ضعیفی داشت هرج و مرج و کشمکش گاه و بیگاه آن را فرا میگرفت برای همین توجهشان به مصر به خاطر وفور ثروت و نزدیکی آن به مشرق جلب شد امری که این کشور را برای برپایی دولتی مستقل که توانایی مقابله با عباسیان را داشته باشد مناسب کرده بود [۴۰].
فاطمیان بارها برای سیطره بر مصر بدان حملهور شدند و این جنگها از ۳۰۱ تا ۳۵۰ هجری ادامه داشت تا اینکه در سال ۳۵۸ هجری خلیفه فاطمی به جوهر الصقلی امان نامهای نوشت که در آن آمده بود: «... مصریها بر مذهبشان میمانند و مجبور به گرویدن به مذهب شیعه نخواهند شد و اذان و نماز و روزه رمضان و فطریه آن و زکات و حج و جهاد طبق کتاب الله و سنت پیامبرش ادامه خواهد داشت...» [۴۱].
نامه جوهر به مردم مصر فقط یک سازش بود و هنگامی که خلیفه فاطمی معز لدین الله در سال ۳۶۲ هجری به قاهره رسید توجه خود را بر گرواندن مصریان به مذهب شیعی متمرکز ساخت و خلافت فاطمیه برای این کار چند روش را در پیش گرفت: سپردن مناصب بالا و به خصوص امر قضاوت به شیعیان و تبدیل مساجد بزرگ به مراکزی برای تبلیغات فاطمیه مانند جامع الأزهر و جامع عمرو و مسجد احمد بن طولون، همچنین شیعیان فاطمی به آشکارسازی شعائر و مراسمات مخالف با شعائر اهل سنت اهتمام ورزیدند مانند اذان با حی علی خیر العمل و مراسم روز دهم محرم که در آن روز حسین در کربلاء شهید شده بود [۴۲].
فاطمیان به تحریک اهل سنت برای برپایی شعائر شیعی اکتفا نکرده بلکه اهل سنت را بدین کار مجبور میکردند و آنها را اذیت و آزار میدادند تا مجبور شوند در مراسمهایشان با آنان مشارکت کنند.
مقریزی میگوید: «در دهم محرم سال ۳۶۳ هجری جماعتی از مصریان شیعی و مردم مغرب در کاروان عزاداریشان مشغول نوحهخوانی و گریه بر حسین بودند که شروع کردند به حمله و ضرب و شتم هر کسی که در غم و اندوه و عزایشان شرکت نکرده بود که این کار منجر به تعطیل بازارها و شورش برخی شد» [۴۳].
هنگامی که خلافت در سال ۳۶۵ هجری به "العزیز" رسید او نیز مانند پدرش المعز به ترویج مذهب شیعه مبادرت ورزید و بر قضات لازم کرد که حکمشان را مطابق مذهب شیعه صادر کننند و نیز مناصب مهم را برای شیعیان منحصر کرد و کارمندان سنی که برخی مناصب کوچک را داشتند مجبور کرد که طبق احکام مذهب اسماعیلی عمل کنند و هرگاه ثابت میشد که یکی از آنها در مراعات آن کوتاهی کرده از کارش عزل میشد و این بسیاری از کارمندان سنی را وادار کرد که به مذهب فاطمی بگروند [۴۴].
و هنگامی که حاکم بأمرالله زمام امور را به دست گرفت اقدام به صدور بسیاری از اوامر و قوانین که قائم بر تعصب شدید نسبت به مذهب فاطمی بود کرد، او در سال ۳٩۵ هجری دستور به نوشتن دشنام و لعن صحابه بر روی دیوارهای مساجد و در بازارها و خیابانها و درها داد و فرمانهایی را برای مراعات این امر به شهرهای مختلف مصر صادر کرد [۴۵].
یکی از نامهای شیعی مشهور در دوره فاطمی وزیر خلیفه فاطمی المستنصر بود که بدر الجمالی نامیده میشد و در مذهب شیعه غلو میکرد، او دشمنی و کینه با اهل سنت را آشکار نموده و قوانین لعن صحابه و اضافه عبارت حی علی خیر العمل را به اذان و امثال این امور را تجدید کرد [۴۶].
اما علی رغم تلاشهای خلافت فاطمی برای نابودی اهل سنت و مذهبشان، مذهب اهل سنت نیروی خود را حفظ نمود علیرغم اینکه برخی از مصریان به مذهب فاطمی گرویدند.
تاریخ هیچ گزارش نکرده که خلافت فاطمی جنگ یا عملیاتی نظامی را بر ضد فرنگ به منظور تحکیم پایههای اسلام، به راه انداخته باشد بلکه تاریخ ثابت میکند که آنها با اهل اسلام سرجنگ داشته و با دشمنان اسلام در صلح و آشتی بودند، آنها بر اهل سنت فشار میآوردند و ارتشها گسیل میکردند تا آنها را وادار به پذیرش تشیع کنند در حالیکه در ازای فرنگ در صلح و آشتی بودند وحتی از آنها علیه اهل سنت کمک میگرفتند.
[۳٧] اسماعیلیه: که امامیه اسماعیلیه نامیده میشوند و کسانی هستند که معتقد به امامت اسماعیل بن جعفر صادق که از بزرگترین اولاد پدرش جعفر است، بودند. فرقه دیگر امامیه موسویه بودند یعنی کسانی که به امامت موسی کاظم بن جعفر صادق معتقدند که همان دوازده امامیها هستند و هردو امامیه خبیث هستند. [۳۸] مقریزی: اتعاظ الحنفاء (ص٧۵-٧٧). [۳٩] حسن ابراهیم/ تاریخ الدولة الفاطمیة (ص۵۰، ۵۱). [۴۰] دکتر جمال الدین سرور/الدولة الفاطمیة فی مصر ص۵٩ [۴۱] مقریزی: اتعاظ الحنفاء ص۱۴۸. [۴۲] القلقشندی/صبح الأعشی فی صناعة الإنشاء ۳/۴۸۶. [۴۳] مقریزی: الخطط و الآثار (۱/۳۸٩). [۴۴] مقریزی: اتعاظ الحنفا ص۱٩۸. [۴۵] مقریزی: الخطط و الآثار ۲/۴۸۶. [۴۶] ابوالمحاسن ابن تغزی بردی: النجوم الزاهرة فی أخبار ملوک مصر والقاهرة (۵/۱۲۰) با تصرف.