از فواید شکرگزاری
١. افزون شدن نعمت: الله متعال در این باره میفرماید: ﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡۖ وَلَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ٧﴾[إبراهیم: ٧] «اگر شکر نعمتهای مرا به جا آورید، من قطعا نعمتهای شما را افزون میکنم و اگر کفران کنید، عذاب و مجازات من شدید است».
٢. رستگاری و سعادت: الله تعالی میفرماید: ﴿فَٱذۡكُرُوٓاْ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٦٩﴾[الأعراف: ٦٩] «پس نعمتهاى الله را یاد کنید تا شما رستگار شوید». یعنی: در پرتو یادآوری نعمت الهی، حس شکرگزاری بنده برانگیخته میشود، در نتیجه در برابر فرمان اوتعالی تسلیم میشود و رستگار میگردد.
٣. رضایت و خشنودی الله متعال؛ طوریکه میفرماید: ﴿وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡۗ﴾[الزمر: ٧] «و اگر سپاس بگزارید، آن را برایتان مىپسندد».
٤. سبب نجات از عذاب الهی: الله متعال میفرماید: ﴿مَّا يَفۡعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمۡ إِن شَكَرۡتُمۡ وَءَامَنتُمۡ﴾[النساء: ١٤٧] «اگر سپاس گویید و ایمان آرید الله را با عذاب شما کارى نیست».
از فواید این آیه:
١- فضیلت ایمان داری، زیرا الله تعالی مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و ایشانند که به سبب ایمانشان اهل خطاب الهی شدهاند(ای مؤمنان).
٢- در این آیت امر به خوردن از پاکیها شده و امر به وجوب دلالت میکند، و این را میرساند که هرچیزی که سبب هلاکت انسان میشود و ضرر آن عاید حال وی میگردد، نباید از آن بخورد و استفاده کند.
٣- هر چیزی که خبیث و پلید است نباید خورده شود، چون حرام است.
٤- هر خوردنی و نوشیدنی که انسان از آن تناول میکند همه از رزق و روزی الله تعالی است، و انسان تنها به وسیلۀ اسبابی که الله تعالی آن را برای او مهیا نموده رزق و روزی خود را بدست میآورد، چنانکه الله تعالی میفرماید: ﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِۖ﴾[النحل: ٥٣] «و از نعمت هر آنچه دارید، از [جانب] الله است».
٥- به انسان امر شده که رزق را از الله تعالی بخواهد، چون رزق و روزی همه از جانب الله است پس باید تنها از او روزی خواست البته با استفاده از اسبابی که آن را مباح قرار داده است.
٦- وجوب شکر نمودن الله تعالی در برابر نعمتهای بیحسابش. الله متعال میفرماید: ﴿وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ١٥٢﴾[البقرة: ١٥٢] «و مرا شکر بگزارید و از من ناسپاسى مکنید».
٧- شکر نمودن در ذات خود عبادتی است، و عبادت و بندگی الله تعالی توسط آن محقق میشود.
٨- وجوب اخلاص در عبادت برای الله تعالی چنانکه فرمود: ﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾. «...اگر تنها او را میپرستید».
٩- اثبات رحمت بیکران الله متعال بر بندگانش از دو جهت: یکی وقتی آنها را به خوردن طیبات و پاکیها دستور داد و به این ترتیب صحت و سلامتی جسمی آنها را تضمین کرد. دوم: وقتی فرمود: (آنچه به شما روزی دادیم) دلیل بر رحمت وسیع اوتعالی بر بندگان است، زیرا آنها را از رزق و روزی گوناگون و لذیذ مستفید ساخته است.
١٠- در این آیه رد بر فرقۀ جبریه است؛ ﴿كُلُواْ﴾ «بخورید»، ﴿وَٱشۡكُرُواْ﴾ «شکر کنید» و ﴿تَعۡبُدُونَ١٧٢﴾ «میپرستید»، همۀ این صیغهها بر افعال عباد دلالت دارد، پس این خود دلیل روشنی است بر اینکه بنده از خود افعال اختیاری دارد، لذا خطاب به او توجیه شده است و اگر انسان افعال اختیاری نمیداشت توجیه خطاب بسوی او معنایی نداشت، و ایجاد فعل از او غیر ممکن میبود، و در این صورت امر و دستور الله تعالی به او در امری میبود که خارج از توان و طاقت اوست. و الله تعالی با رحمت خود، هیچ کسی را بالاتر از توانش مکلف نمیسازد.
١١- تقبیح کسانی که پاکیزگیها را برخود حرام نمودند مانند اهل جاهلیت که (سائبه و وصیله و حام- شتران مشخصی) را بر خود حرام نمودند، و هر کسی امور مباح و حلال را بر خود حرام کند مانند اهل جاهلیت عمل نموده است. الله متعال میفرماید: ﴿قُلۡ مَنۡ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزۡقِۚ﴾[الأعراف: ٣٢] «بگو: چه کسى آن زینت الله را که براى بندگانش پدید آورده و روزیهاى پاکیزه را حرام کرده است؟».
﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيۡرِ ٱللَّهِۖ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٧٣
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَشۡتَرُونَ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلًا أُوْلَٰٓئِكَ مَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ إِلَّا ٱلنَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ١٧٤
أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡعَذَابَ بِٱلۡمَغۡفِرَةِۚ فَمَآ أَصۡبَرَهُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ١٧٥
ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِي ٱلۡكِتَٰبِ لَفِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ١٧٦﴾
بیگمان (الله)؛ مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که (هنگام ذبح کردن) نام غیر الله بر آن برده شده باشد بر شما حرام کرده است، و هرکس که ناچار (به خوردن آن) شود بیآنکه علاقهمند (بخوردن آن) و تجاوزکار (در خوردن از آن)باشد، پس گناهی بر او نیست. همانا الله بخشندۀ مهربان است. ﴿١٧٣﴾
همانا کسانیکه آنچه را الله از کتاب نازل کرده، پنهان میدارند و آن را به بهای اندکی میفروشند، آنها در شکمهایشان جز آتش چیزی را نمیخورند و الله در روز قیامت با آنها سخن نمیگوید و آنها را پاکیزه نمیگرداند و برای آنها عذابی دردناک است. ﴿١٧٤﴾
ایشان همان کسانی هستند که گمراهی را به هدایت و عذاب را به (عوض) آمرزش خریدند، پس چقدر در برابر آتش بردبارند!. ﴿١٧٥﴾
این بدان سبب است که الله کتاب را به حق نازل کرده است و کسانی که در کتاب اختلاف کردند در ستیزی بسیار دور قرار دارند. ﴿١٧٦﴾.
﴿١٧٣﴾ این آیه، تحریم بعضی امور را منحصر مینماید از جمله: میته (خودمرده)، خون، گوشت خوک و آنچه نام الله بر آن برده نشده است. و میته یا مردار حیوانی را گویند که روح آن بدون ذبح شرعی از بدنش جدا شده باشد. و مراد از میته در این جا حیوان مردار خشکی است نه بحر. زیرا حیوانات بحر اعم از مرده و زنده حلال و پاک است. اما خون، خون حرامی است که در وقت ذبح میریزد نه خونی که در رگهای حیوان بعد از ذبح آن حیوان باقی میماند. از ام المؤمنین عایشه ل روایت است که فرمود: «كُنَّا نَطْبُخُ الْبُرْمَةَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَعْلُوهَا الصُّفْرَةُ مِنَ الدَّمِ فَنَأْكُلُ وَلَا نُنْكِرُهُ». «ما در زمان رسول الله ج گوشت را میپختیم و زردی خون موجود در داخل رگهای آن، بر سطح گوشت ظاهر میشد، و ما میخوردیم و آن را انکار نمیکردیم (از آن کراهیت نمیکردیم)». این اثر را قرطبی در تفسیر خود آورده و طبری نیز آن را از دو طریق؛ از قاسم نقل کرده است ولی عبارت (در زمان رسول الله ج) در روایت او نیست.
اما گوشت خوک، تمام وجود خوک حرام است.