چرا اسلام به قتل مرتد دستور میدهد؟
پیامبر اکرم ج فرمودهاند: «مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ»[٢٣٣]. «هرکس دینش را تغییر دهد او را بکشید».
اسلام یک برنامه کامل زندگی است، پس عبارت است از دین و دولت و عبادت و فرماندهی و قرآن و شمشیر و روح و ماده و دنیا و آخرت مبتنی بر عقل و منطق و متکی بر دلیل و برهان است و در دین اسلام و عقیده و شریعت (احکام اعتقادی و عملی) آن چیزی وجود ندارد، که با فطرت انسان سازگار نباشد و در دین اسلام چیزی نیستکه مانع رسیدن انسان بکمال مادی و معنوی و تربیتی او باشد، بنابراین هرکس وارد در اسلام شود، حقیقت آن را میشناسد و حلاوت آن را میچشد، پس هر کس بعد از اینکه اسلام را پذیرفت، سپس از آن خارج گشت و پشیمان شد، در واقع بر علیه حق و منطق و دلیل و برهان، قیامکرده و از جاده مستقیم بیرون آمده است و منکر آن گشته و از راه عقل سلیم و فطرت پاک انسانی، منحرفگردیده است - بدیهی استکسیکه به این درجه برسد، او به پستترین درجه انحطاط و نهایت پستی و رذالت سقوط کرده است و شایسته نیست چنین انسانی زندگی داشته باشد و یا بر بقای او محافظت شود، زیرا چنین شخصی در زندگی، هدف ارزشمند و مقصد شریفی ندارد. این از یک طرف، و از طرف دیگر اسلام بعنوان یک برنامه عمومی زندگی و نظامکامل و شامل، برای سلوک و رفتار انسانی، نیازمند استکه یک بافت و نظامی داشته باشدکه از آن حمایت کند و جوشنی و سپری داشته باشد، که آن را مصون دارد. چون هر نظامی بدون حمایت و حراست و حفظ آن چیزهائیکه ارکان آن را در هم میریزد، نمیتواند پابرجا باشد و کیان و هستی آن متزلزل میشود و بهترین راه و نیرومندتر وسیله برای حمایت از یک نظام و حفظ آن، آنستکه خروج بر علیه آن و بیرون رفتن از آن، منع گردد و بشدت از آن دفاع شود، چون خروج بر علیه یک نظام و بیرون رفتن از آن، هستی آن را تهدید میکند و آن را رو به سقوط سوق میدهد.
بدیهی است خروج بر علیه اسلام و پشیمان شدن و مرتد گشتن از آن، شورشی است بر علیه آن و در همه قوانین وضعی و انسانی نیز جزای شورش و قیام بر علیه نظام دولت و اوضاع مقرر، کیفر آن قتل است. هرگاه انسانی بر علیه نظام دولت موجود خواه در نظام و رژیم کمونیستی یا در نظام و رژیم سرمایهداری باشد، قیام کند و از آن نظام خارج شود، او را به ارتکاب خیانت بزرگ نسبت به میهن خویش متهم میکنند و خیانت بزرگ نسبت به میهن،کیفر و عقوبتش تنها اعدام میباشد.
بنابراین اسلام در کیفر و عقوبت مرتدان، راه منطقی و منطبق بر قوانین نظامهای بشری را، پیش گرفته است.
از فواید این آیه:
١-پیامبر ج مرجع علمی صحابه ش بود.
٢-یاران پیامبر ج بخاطر تقصیری که از آنان سر میزد اندوهگین و پشیمان میشدند، و از حال و عواقب آن که چه بر سر شان خواهد آمد میپرسیدند.
٣-پیامبر ج تنها احکامی را میدانست که الله متعال آن را به او تعلیم داده بود نه تمام احکام را؛ از این رو الله متعال جواب سؤال صحابه را داد.
٤-آغاز کردن جنگ در ماههای حرام گناه کبیره محسوب میشود اما دفاع از خود در مقابل حمله دشمن در هر جایی جائز است.
٥-گناهان به دو بخش تقسیم میشوند: صغائر و کبائر از این رو پیامبر ج فرمودهاند: «ألا أنبئكم بأكبر الكبائر»[٢٣٤]. «آیا شما را از بزرگترین گناه کبیره آگاه کنم؟».
٦-گناه بازداشتن از راه الله متعال در ماههای حرام، بزرگتر از جنگ در این ماههاست.
٧-بزرگترین گناه آنست که انسان کسی را از راه حق و خیر باز دارد؛ و هر کسی که از راه خیر باز میدارد او بازدارنده از راه الله است.
٨-باز داشتن از مسجد الحرام شاخههای متعددی دارد؛ از جمله بازداشتن مردم از رفتن به حج، اما اگر ولی الامر مسلمانان بگوید: من مردم را باز نمیدارم بلکه آنها را منظم میسازم تا ازدحام منجر به تلفات نشود که در این صورت جایز است.
٩-بیان تفاوت گناهان، و با تفاوت گناهان ایمان نیز متفاوت میباشد، زیرا هرچند گناه بزرگ باشد نقص ایمان در انسان بیشتر میباشد طوریکه پیامبر ج فرموده است: «لا يزني الزاني حين يزني وهو مؤمن»[٢٣٥] «زناکار در حالی که زنا میکند ایمان ندارد» و این رد بر کسانی نیز هست که افزایش و کم شدن ایمان را انکار میکنند.
١٠-تسلی دادن الله عزوجل به مؤمنان بخاطر جنگی که با کافران در ماه حرام کردند.
١١-مسجد الحرام ویژه کسانی است که در طاعت پروردگار استوارترند. و رغم اینکه مشرکان ساکنان مکه بودند ولی لیاقت آن را نداشتند، طوریکه الله متعال میفرماید: ﴿وَمَا كَانُوٓاْ أَوۡلِيَآءَهُۥٓۚ إِنۡ أَوۡلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُتَّقُونَ﴾[الأنفال: ٣٤]. «آنان متولیان و سرپرستان آن نیستند (و لیاقت آن را ندارند) متولیان و سرپرستان آن تنها پرهیزگارانند».
١٢-برحذر داشتن از فتنه زیرا فتنه – شرک - از کشتن بدتر است.
١٣-فتنه که همانا بازداشتن مردم از دینشان میباشد از کشتن آنها بزرگتر است؛ زیرا نهایت چیزی که بر اثر کشتن آنها بدست میآید خاتمه دادن به زندگی دنیوی آنان است، اما بازداشتن آنها از ایمان، دنیا و آخرت آنها را تباه میسازد؛ و بسیاری از مردم هستند که در اماکن فتنه میروند و چنین میپندارند که در فتنه واقع نخواهند شد، اما واقع میشوند. از این رو انسان نباید خود را در معرض فتنه قرار بدهد طوریکه پیامبر ج فرموده است: «هرکس اسم دجال (ظهور دجال) را شنید از او دور شود، سوگند به الله مرد نزد او میرود گمان میکند مؤمن است و بر اثر شبهاتش از او پیروی میکند»[٢٣٦].
١٤-مشرکان برای مرتد کردن مؤمنان حریص هستند و به هر وسیله حتی جنگ میکوشند مؤمنان را به کفر و ارتداد سوق بدهند. پس لازم به یاد آوری است تهاجم فکری و اخلاقی نسبت به تهاجم نظامی شدیدتر و خطرناکتر است. زیرا این سلاح کشنده بگونهای داخل امت مسلمه میشود که احساس نمیکنند.
١٥-ناامید شدن کافران از مرتد ساختن تمام مسلمانان. ایشان نمیتوانند چنین کاری را کنند تا اینکه در آخر زمان امر الهی بیاید، و بادی بوزد که نفس هر مؤمن را بگیرد و تنها مردمان شریر باقی بمانند.
١٦-برحذر بودن از کافران، چون سعی و کوشش آنها برای کشاندن مسلمانان به کفر به طور مستمر ادامه دارد.
١٧-اگر انسان در حال مرتد بودن بمیرد، این ارتدادش باطل کنندۀ اعمال صالحۀ او میباشد. و کسی که مرتد میشود سپس دوباره توبه کرده به دین خود برمیگردد عمل گذشتۀ او باطل نمیگردد.
١٨-مرتد در آتش برای همیشه جاویدان میماند.
١٩- با مرتد (مطابق) احکامی که خاص و ویژهی مؤمنان است معامله نمیشود مانند: غسل، تکفین، نماز، دفن در مقبرۀ مسلمانان..
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢١٨
۞يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَاۗ وَيَسَۡٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلِ ٱلۡعَفۡوَۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ٢١٩
فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۗ وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٢٠
وَلَا تَنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّۚ وَلَأَمَةٞ مُّؤۡمِنَةٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكَةٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡۗ وَلَا تُنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤۡمِنُواْۚ وَلَعَبۡدٞ مُّؤۡمِنٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكُمۡۗ أُوْلَٰٓئِكَ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِۖ وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ وَٱلۡمَغۡفِرَةِ بِإِذۡنِهِۦۖ وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٢٢١﴾
همانا کسانیکه ایمان آوردند و آنانی که در راه الله جهاد کردند و هجرت نمودند ایشان امید رحمت الهی را دارند و الله آمرزندهی مهربان است. ﴿٢١٨﴾
تو را از شراب و قمار میپرسند، بگو: در این دو، گناهی بزرگ، و منافعی برای مردم هست و گناهشان از نفعشان بزرگتر است. و تو را میپرسند که چه چیزی را انفاق کنند؟ بگو: افزون (بر نیاز) را (انفاق کنید). این چنین الله آیات را برای شما بیان میکند تا باشد که بیاندیشید. ﴿٢١٩﴾
(آری بیاندیشید)در دنیا و آخرت، و تو را از یتیمان میپرسند، بگو: اصلاح برای آنها بهتر است، و اگر با آنان همزیستی کنید پس برادرانتان هستند، و الله فسادکار را از اصلاحگر میشناسد، و اگر الله میخواست، بر شما سخت میگرفت، همانا الله توانمندِ باحکمت است. ﴿٢٢٠﴾
و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا اینکه ایمان بیاورند. بدون شک کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرکی بهتر است گرچه شما را به تعجب آوَرَد و به مردان مشرک زن ندهید تا اینکه ایمان بیاورند، و بدون شک بردهای مؤمن بهتر از مرد (آزاد) مشرکی است، گرچه شما را به شگفت آوَرَد. ایشان به جهنم فرا میخوانند، و الله با فرمان خود شما را بهسوی بهشت و مغفرت فرا میخواند و آیات خود را برای مردم بیان میکند تا یادآور شوند﴿٢٢١﴾.
﴿٢١٨﴾ کسانی که ایمان آوردند و بر ایمانشان ثابت قدم ماندند و کسانی که در راه الله تعالی از دار کفر به سوی دار اسلام هجرت کردهاند و آنان که جهاد کردهاند، آنان به رحمت الهی امیدوارند و الله تعالی آمرزگار مهربان است.
علما در بیان احکام گفتهاند: از علت فرضیت هجرت چنین دانسته میشود که هر جا و هرگاه که این علت در هر زمان و مکانی تکرار شد، هجرت بر مسلمان فرض است، پس برای هیچ مؤمنی جایز نیست که در سرزمینی که در آن به خاطر دین و عقیده و عملش مورد آزار و تحت فشار قرار میگیرد، اقامت گزیند.
فضائل هجرت در راه الله تعالی: پیامبر اکرم ج فرمود: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيَّةِ، وَإِنَّمَا لِامْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ، فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ، وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ يَتَزَوَّجُهَا، فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ»[٢٣٧].
«همانا اعمال تنها به نیتها بستگی دارند و برای هر شخصی، آن چیزی است که نیت کرده است. پس کسی که هجرتش به سوی الله و پیامبرش باشد، هجرتش به سوی الله و پیامبرش است و کسی که هجرتش به خاطر بهرۀ دنیا یا ازدواج با زنی باشد، هجرتش به سوی چیزی است که به سوی آن هجرت کرده است».
همچنان میفرماید: «أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِسْلَامَ يَهْدِمُ مَا كَانَ قَبْلَهُ؟ وَأَنَّ الْهِجْرَةَ تَهْدِمُ مَا كَانَ قَبْلَهَا؟ وَأَنَّ الْحَجَّ يَهْدِمُ مَا كَانَ قَبْلَهُ؟»[٢٣٨].
«مگر نمیدانی که اسلام گناهان پیشین را محو میسازد و هجرتگناهان پیش از هجرت را محو میکند و حج مقبول گناهان پیش از حج را محو مینماید».
و میفرماید: «لاَ هِجْرَةَ بَعْدَ الفَتْحِ، وَلَكِنْ جِهَادٌ وَنِيَّةٌ، وَإِذَا اسْتُنْفِرْتُمْ فَانْفِرُوا»[٢٣٩].
«بعد از فتح مکه دیگر هجرت نیست بلکه باید جهاد کرد و نیت را خالص گرداند و هرگاه به جنگ با کافران دعوت شدید (بر شما واجب است که اجابت کنید،) پس بجنگ بروید».
یعنی بعد از فتح مکه دیگر هجرت بمدینه واجب نیستکه قبل از فتح واجب بود و با این حدیث نسخ گردید ولی هجرت از قلمرو کافران به قلمرو مسلمانان نسخ نگردیده است، بلکه بر کسی که در قلمرو کافران آزادی دینی ندارد فرض است که هجرتکند.
این آیه طوریکه قبلا ذکر شد درباره سریه (گروه) عبدالله بن جحش س نازل شد زیرا ایشان گفتند: یا رسول الله! آیا میتوانیم امیدوار باشیم که حمله به کاروان حضرمی برای ما غزوهای به حساب میآید که در آن، مستحق دریافت اجر مجاهدان باشیم؟ همان بود که الله متعال از این حقیقت که ایشان بهدلیل ایمان، هجرت و جهاد خویش، باید امیدوار پاداش الهی باشند، خبر داد.
از فواید این آیه:
١- فضیلت ایمان و هجرت در راه الله متعال.
٢- هجرت و جهاد باهم ارتباط مستقیم دارند.
٣- خالص گردانیدن نیت در هجرت در راه الله تعالی شرط اساسی است چون هجرت بدون اخلاص، هجرتی است به سوی همان چیزی که به خاطر آن از خانه بیرون و رهسپار شده است.
٤- سزاوار انسان نیست که در مورد قبولی عملش متأکد باشد، بلکه امیدوار بوده و به الله متعال گمان نیک داشته باشد و به عمل خود مغرور نگردد، مؤمن باید همیشه بین ترس و امید زندگی نماید؛ بیم از آنکه شاید عملش نزد الله قبول نگردد و همزمان امید قبولی آن را نیز داشته باشد.
٥- اثبات دو اسم از اسمای حسنای الله متعال: الغفور (بسیار آمرزنده) و الرحیم (مهربان) و اثبات آنچه از مغفرت و رحمت را که در بر دارند.
٦- کمال رحمت الهی بر مخلوق؛ طوریکه الله متعال بر بنده سه نعمت بزرگ را ارزانی فرموده است:
اول: اینکه برای بنده عمل صالح را از غیر صالح روشن و آشکار ساخته است.
دوم: برای اجرای عمل صالح او را توفیق نصیب فرموده است.
سوم: بر عمل صالح پاداش مضاعف اعطا میکند.
﴿٢١٩﴾ درباره شراب و قمار از تو میپرسند، زیرا این دو از بین برنده عقل و غارتگر مالند. تحریم شراب در اسلام تدریجی بوده و چهار مرحله را پشتسر گذاشته است، که البته این سیاست تربیتی موفقی است، لذا برای درمان عادت ریشهدار شرابخواری و رهانیدن مردم از این آفت بزرگ، چهار آیه، شرابخواری را به تدریج بر مردم حرام گردانید:
مسلمانان همچنان شراب مینوشیدند تا اینکه پیامبر ج از مکه به مدینه هجرتکرد و مسلمانان با توجه به شر و فساد و تباهیکه در شرابخواری و قمار میدیدند درباره آن دو بسیار از پیامبر ج پرس و جو میکردند و الله تعالی این آیه را نازل فرمود: [البقرة: ٢١٩].
در سبب نزول این آیه از عمر فاروق س روایت است که فرمود: پروردگارا! در خصوص شراب بیان شفاف و تسلی بخش برای ما بیان فرما، همان بود که آیه ﴿۞يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ﴾ نازل شد، و عمر را خواستند و آیه بر او خوانده شد، باز عمر فاروق س فرمود: پروردگارا! در خصوص شراب بیان شفاف و تسلی بخش برای ما بیان فرما، همان بود که آیه ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡرَبُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمۡ سُكَٰرَىٰ﴾[النساء: ٤٣] «ای کسانی که ایمان آوردهاید؛ در حالی که مست هستید به شراب نزدیک نشوید..»،نازل شد و عمر س خواسته شد و آیه بر وی خوانده شد، سپس فرمود: پروردگارا! در خصوص شراب بیان شفاف و تسلی بخش برای ما بیان فرما، همان بود که آیه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُوقِعَ بَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ فِي ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِ وَيَصُدَّكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِۖ فَهَلۡ أَنتُم مُّنتَهُونَ٩١﴾ [المائدة: ٩١] « همانا شیطان میخواهد با شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد الله و از نماز باز دارد؛ پس آیا شما خودداری خواهید کرد؟!» یعنی: (پس آیا دست میکشید؟!.) عمر س خواسته شد و آیه بر وی خوانده شد، پس فرمود: دست کشیدیم دست کشیدیم»[٢٤٠].
یعنی شرابخواری و قماربازی، گناه بزرگی است چون هر دو سبب زیانهای مادی و معنوی و دینی و تباهی اخلاق میباشند، در کنار این گناه بزرگ و زیان مادی و معنوی، برای مردم منافعی مادی ناچیزی نیز دارند که تجارت به شراب فروشی و کسب مال در قماربازی بدون رنج فراوان است ولیگناه و زیان آنها خیلی بیش از سود آنها است، و این خود جانب تحریم آنها را ترجیح میدهد اگرچه بصورت قطعی آنها را تحریم نکرده است، سپس بعد از این آیه که تا حدی شرابخواری را محدودکرد، آیه دیگری درباره تحریم شرابخواری به هنگام نماز خواندن نازل شد، تا کسانیکه به آن عادتکرده وآن را جزئی از زندگی خود ساخته بودند، بتدریج از آن دست بکشند وآن را رها سازند.که میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡرَبُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمۡ سُكَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعۡلَمُواْ مَا تَقُولُونَ﴾[النساء: ٤٣]. «ای مؤمنان در حالیکه مست شدهاید (و مَی نوشیدهاید)، به نماز نزدیک مشوید تا اینکه (بهوش باشید و) بدانید چه میگوئید». چون مردی در حال مستی نماز میخواند و سوره (الکافرون) را به این صورت خواند. «قل یا أیها الکافرون. أعبد ما تعبدون...». بجای لا اعبد ما تعبدون و این رویداد مقدمهای بود برای تحریم ابدی و نهائی شرابخواری؛ سپس بعد از این گام دوم در تحریم باده و مَی و شرابخواری، حکم الهی به تحریم همیشگی و نهائی آن نازل شدکه میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٩٠﴾[المائدة: ٩٠]. «ای مومنان براستی شراب و قمار و بتها وتیرهای فال بینی، همه پلید و از کارهای شیطان است پس از آنها بپرهیزید تا رستگار شوید».
آری! هدف از تعالیم اسلامی ایجاد شخصیت قوی و نیرومند جسمی و روحی و عقلی مسلمان است و بدیهی استکه تحریم شراب و همه مسکرات با این هدف بزرگ هماهنگی کامل دارد چون بدون شک مسکرات بطور کلی شخصیت و اساس هستی انسان را ضعیف و متزلزل میسازد، بویژه پایه خرد و عقل را سست میگرداند.
از علی س نقل شده است که فرمود: از غنایم غزوۀ بدر، که رسول الله ج همراه ما بود، یک شتر به من رسید. همچنین رسول اکرم ج (علاوه بر آن)، شتری دیگر نیز به من داد. روزی، من آنها را کنار دروازۀ مردی انصاری خوابانیدم تا اذخر (نوعی گیاه) بر پشت آنها بگذارم و برای فروش ببرم. طلافروشی که از طایفه بنی قینقاع بود و من میخواستم برای عروسی فاطمه از او کمک بگیرم، مرا همراهی میکرد. و حمزه ابن عبدالمطلب در خانۀ آن مرد انصاری، شراب مینوشید. و یک کنیز خواننده نیز آنجا بود و چنین میسرود: آگاه باش ای حمزه! بسوی شتران فربه برو. با شنیدن این سخنان، حمزه با شمشیر، بسوی شتران دوید، کوهانهایشان را قطع نمود، پهلوهایشان را درید و قسمتی از جگرهایشان را برداشت. علی میفرماید: من که شاهد این صحنه بودم، بسیار ترسیدم. لذا نزد نبی اکرم ج آمدم در حالی که زید بن حارثه س، آنجا نشسته بود. و پیامبر ج را از واقعه با خبر ساختم. آنگاه، رسول الله ج همراه زید بن حارثه س بیرون رفت. و من هم با ایشان براه افتادم. پیامبر ج نزد حمزه س آمد و بر او خشم گرفت. حمزه س بسوی آنان، نگاه کرد و گفت: شما کسی جز بردگان آباء و اجداد من نیستید. با شنیدن این سخن، رسولالله ج به عقب برگشت تا اینکه از آنجا بیرون رفت. و این ماجرا قبل از تحریم شراب بود»[٢٤١].
این است آثار شرابخواری که چگونه با عقل و خرد شرابخوار بازی میکند و هوش او را میرباید لذا شرع اسلام به آن نام «اُم الخبائث» (مادر پلیدیها) داده است.
از عبدالله بن عمرو روایت است که پیامبر ج گفت: «الْخَمْرُ أُمُّ الْفَوَاحِشِ وَأَكْبَرُ الْكَبَائِرِ مَنْ شَرِبَهَا وَقَعَ عَلَى أُمِّهِ وَخَالَتِهِ وَعَمَّتِهِ»[٢٤٢].
«شراب (و هر نشه کننده) مادر همه فحشاء و بزرگترین گناه کبیره است هرکس مَی بخورد و مست شود احتمال دارد که با مادر و خاله و عمهاش همبستر شود».
چون در حال مستی تشخیص و خرد و هوش ندارد و فرق بین محرم و نامحرم نمیگذارد.
از انس س روایت استکه گفت: «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْخَمْرِ عَشَرَةً: عَاصِرَهَا وَمُعْتَصِرَهَا وَشَارِبَهَا وَحَامِلَهَا وَالْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ وَسَاقِيَهَا وَبَائِعَهَا وَآكِلَ ثَمَنِهَا وَالْمُشْتَرِي لَهَا وَالْمُشْتَرَى لَهُ»[٢٤٣].
«در رابطه با شراب و شرابخواری پیامبر ج ده کس را نفرین نمودهاند: کسیکه آب انگور را برای شراب میگیرد و فشارنده آن و نوشندهاش و بردارندهاش وکسیکه برای او برده میشود و ساقی و فروشنده و کسیکه بهای فروش آن را میخورد وکسیکه آن را میخرد و کسیکه برایش خریده میشود».
از ابوهریره س روایت استکه پیامبر ج فرمود: «لَا يَزْنِي الزَّانِي حِينَ يَزْنِي وَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلَا يَسْرِقُ السَّارِقُ حِينَ يَسْرِقُ وَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلَا يَشْرَبُ الْخَمْرَ حِينَ يَشْرَبُهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ»[٢٤٤].
«کسیکه مرتکب زنا میشود وکسیکه مرتکب سرقت میشود و کسیکه شراب میخورد، در حین ارتکاب این اعمال مومن نیست».
چون اگر ایمان به حرمت آنها داشته باشد، مرتکب آنها نمیشود پس درآن حال ایمان از قلب میگریزد.
شراب را «خمر» نامیدند؛ زیرا خمر به معنای پوشاندن است و شراب نیز عقل را میپوشاند و از کار میاندازد. خمر عبارت است از: آب انگوری که همچنان گذاشته شود تا به غلیان آمده و بیآن که آتشی به آن نزدیک شود، تیره شود و کف بیرون آورد. و از غیر آب انگور نیز، هرآنچه که عقل را بپوشاند و مستیآور باشد، در حکم شراب انگور است.
میسر: قمار است و از «یسر» برگرفته شده که به معنای آسانی است، زیرا قمار کسبی است بیمشقت و بیزحمت. قمار اعراب با تیر بود که با آنها بر سر گوشتشتر، قمار میکردند، بدین ترتیب که ده تیر برداشته بر روی هفت عدد از آنها سهمی معین را مینوشتند و سه تا از آنها را بیعلامت و نشان باقی میگذاشتند، آنگاه شترانی را به نسیه میخریدند و قبل از شروع قمار، آنها را ذبح کرده به بیست و هشت یا ده قسمت تقسیم میکردند، آن گاه تیرهای دهگانه را در کیسهای نهاده و شخص معتمدی از آنان بعد از حرکتدادن کامل آن کیسه، یکییکی آنها را بیرون میآورد، پس کسی که تیر دارای بهرهای نصیبش میشد، بهرهاش را میگرفت و کسی که تیر بینشانی به نامش خارج میشد، چیزی نمیگرفت و بهعلاوه بهای همه شتران را تاوان میداد، سپس این بهرهها را به فقرا میدادند وخود از آن چیزی نمیخوردند و به این کار افتخار میکردند و کسی را که با آنان در اینکار مشارکت نمیکرد، مورد نکوهش قرار میدادند. جمعی از علمای سلف گفتهاند: هر چیزی که در آن معنی قمار، یعنی گرفتن مال توسط فرد برنده از فرد بازنده به وسیله بازی باشد – از قبیل نرد، یا شطرنج، یا غیر آن از بازیهایی دیگر و حتی بازی بچهها - از قمار است.
در شراب و قمار گناهی بزرگ و منافعی برای مردم است و از جمله گناهان متعلق به شراب؛ جنگ و جدال و فحش و ناسزاگویی، به تعطیلی انجامیدن نمازها و ترک سایر تکالیف شرعی از سوی فرد شرابخوار است. منفعت شراب یا اقتصادی است، یا شهوانی؛ منفعت شهوانی شراب با نشاط و طراوتی است که بهطور گذرا برای فرد شرابخوار دست میدهد، اما منفعت اقتصادی آن در تجارت آن است. گناه قمار: فقر و باختن مال و دشمنی و دلآزاری و کینهورزی قماربازان با یکدیگر است و منفعت آن: سودی است که از طریق آن به فقرامیرسد، یا منفعت آن؛ به دستآوردن مال از سوی شخص برنده، بدون زحمت است. ولی گناه آنها از سود آنها بزرگتر است زیرا هیچ خیر و منفعتی، با فساد عقل که لازمه شرابنوشی است، برابر نمیباشد و هیچ خیری در قمار نمیتواند با خطرکردن در مال و خود را در معرض فقر قرار دادن و جلب دشمنیهایی برابر باشد که از آن پدید میآید و چه بسا که قماربازی و شرابنوشی به ریختن خونها و هتک حرمتها میانجامد.
[٢٣٣]- صحیح بخاری (٦٩٢٢) واصحاب سنن.
[٢٣٤]- بخاری(٢٦٥٤).
[٢٣٥]- بخاری(٢٤٧٥) مسلم(١٠٠).
[٢٣٦]- سنن ابوداود (٤٣١٩) و مستدرک حاکم (٤/٣٥١) صحیح الاسناد مطابق شرط مسلم است و صحیح الجامع الصغیر (حدیث ٦١٧٧).
[٢٣٧]- صحیح بخاری (٦٦٨٩).
[٢٣٨]- صحیح مسلم (١٩٢).
[٢٣٩]- متفق عليه.
[٢٤٠]- روایت ترمذی (٣٠٤٩) و سنن نسایی(٥٥٤٢) و مسند احمد(٣٨٠).
[٢٤١]- متفق علیه.
[٢٤٢]- این روایت را طبرانی در کتاب «الکبیر» با شماره (١١٣٧٢) با تصحیح البانی در سلسلۀ احادیث صحیحه (١٨٥٣).
[٢٤٣]- سنن ترمذی (١٢٩٥) و ابن ماجه (٣٣٨١). با تصحیح البانی در غایه المرام (٦٠).
[٢٤٤]- متفق عليه.