دوّم: اقسام شیعهى امامیه از لحاظ قول به جواز اجتهاد یا عدم آن [٧۳]
اصل در این زمینه بر جواز اجتهاد است، زیرا ابواب فروع است ولی از این لحاظ که با مذهب امامی و عقیده به امامت ارتباط مییابد و شایستگیهای مجتهد را در فتره غیبت امام دنبال میکند [از اهمیت ویژهای برخوردار شده است] و به تازگی اختلاف در این زمینه شدت بیشتری به خود گرفته است [٧۴].
شیعهى امامیه از نظر جواز اجتهاد به دو بخش تقسیم میشوند:
۱- اخباریه: به سبب اعتمادشان بر اخبار وارده در اصول چهارگانه خود و منع اجتهاد و ترک استدلال به قرآن و عقل و اجماع به اخباریه موسوم گشتهاند. همچنین فراگیری اصول فقه را صحیح نمیدانند چون از دیدگاه آنان اجتهاد مقابله با معصوم – در یکی صلاحیات خاص وی که تقریر احکام است – میباشد، نویسندگان کتابهای اصلی حدیث قابل اعتماد در مذهب – امامیه – مانند حر عاملی نگارنده وسائل الشیعه، کاشانی صاحب «الوافی» نوری طبرسی نگارنده: «المستدرک» و ابن بابویه قمی نویسنده کتاب (من لا یحضره الفقیه) – بیشترشان از [گروه] اخباریون میباشند، همچنین محمد حسین آل کاشف الغطاء – نگارنده اصل الشیعه وأصولها - از متأخرین اخباری میباشند [٧۵]همچنین آل عصفور در بحرین از بارزترین خانوادههاییاند که هماکنون مذهب اخباری را ترویج مینمایند.
۲- اصولیون: به گشودن باب اجتهاد معتقدند، با قرآن و سنت و عقل و اجماع بر احکام استدلال مینمایند، همچنین برخلاف اخباریون احادیث وارده در اصول اربعه را به صحیح، حسن، موثوق و ضعیف تقسیم بندی مینمایند، و برخلاف اخباریون تقلید از مرده را جایز نمیدانند [٧۶].
بیشترین حرکتهاى اصولیون در میان اثناعشری است، و از برجستهترین بزرگان معاصر آنها بروجردی، محسنالحکیم، ابوالحسن اصفهانی، خمینی، ابوالقاسم خوئی و محمدباقر صدر، سیستانی، خامنهای، محمدحسین فضلالله و ... میباشد.
در اوائل قرن یازدهم هجری اختلاف میان اصولیون و اخباریون به اوج خود رسید استرابادی [٧٧](اخباری) برخی مراجع اصولی را تکفیر نمود [٧۸].
سپس بعد از وی فیض کاشانی از وی تبعیت کرد، ولیکن متأخرین علمای امامیه تلاش نمودند از میزان این اختلاف کاهش دهند تا باب طعن و سرزنش در میان شیعه و رهبران طرفین (اخباری و اصولی) گشوده نشود، اینها [که ذکر شد] تقسیماتی مرتبط با اعتقاد امامی بود، همچنین به اعتباراتی دیگر تقسیماتی دیگری مطرح است که چندان ارتباط زیادی با مسأله اعتقاد ندارد و در این جا نیازی به بیان آن نیست] [٧٩].
[٧۳] اصول چهارگانه عبارتند از: کافي، التهذيب، الاستبصار، من لا يحضر، الفقیه، و محمدصادق الصدر در این باره میگوید: شیعه بر مقر بودن کتب چهارگانه اجماع دارند و به صحت تمام روایات آن قائلاند. اصول مذهب الشیعه. ۱/۲۲ به نقل از کتاب الشیعه آیتالله صدر ۱۲٧. [٧۴] همان مرجع ۱/۱۴۱ - ۱۴٧. [٧۵] همان مرجع ۱/۱۴۱-۱۴۲. [٧۶] مرجع سابق. [٧٧] میرزا محمد امین استرابادی متوفای سال (۱۰۲۱هـ) به زندگینامه وی در مقدمه محقق کتاب منهج المقال مراجعه شود). [٧۸] بحرانی ذکر کرده که استرابادی اولین کسی است که باب طعن در اصولیون را گشود و اختلاف میان اصولیون و اخباریون قدیمی است، نگا: لؤلؤة البحرین ۱۱٧، الملل و النحل ۱/۲۰۳. [٧٩] نگا: حدائق، کاشفالغطاء ۱/۱۶٧، اعيان الشيعه، محسن الامين ۱٧/۴۵۳-۴۵۸، عبدالله بحرانى در کتاب: منیة الممارسین، نقل از اصول مذهب الشیعة ۱/۱۴۶.