داستان موسی و خضر علیهما السلام

فهرست کتاب

مقدمه

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

إن الحمدلله نحمده ونستعینه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا وسیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مضل له، ومن یضلل فلا هادی له وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ ١٠٢[آل‌عمران: ۱۰۲]. «اى کسانى‌که ایمان آورده‌اید، از خدا آن‌گونه که حق پرواکردن از اوست، پروا کنید؛ و زینهار، جز مسلمان نمیرید».

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبٗا ١[النساء: ۱]. «اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز ] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید؛ و از خدایى که به [نام‌] او از همدیگر درخواست مى‌کنید پروا نمایید؛ و زنهار از خویشاوندان مَبُرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است».

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا ٧٠ يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۗ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا ٧١[الأحزاب: ۷۰-۷۱]. «ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید*ا [خدا] اعمالتان را برای شما اصلاح کند و گناهتان را بر شما بیامرزد. و هرکس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، بی‌تردید رستگاری بزرگی یافته است».

اما بعد: همانا درست‌ترین سخن کتاب خداوند است و نکوترین ارشاد و راهنمایی ارشادات پیامبرص، و بدترین امور نو پدید آورنده هایند و هر نو پدید آورده ایی بدعت و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی فرجامش دوزخ است.

سرگذشت موسی بن عمران علهما السلام با آن بنده صالح در مجمع البحرین، یکی از داستانهای سورۀ کهف است و سوره کهف از سوره‌های مکی است و یکی از پنج سوره ایست که با «الحمد لله» آغاز شده‌اند. و این سوره‌ها عبارتند از: فاتحه، انعام، کهف، سبأ، فاطر.

و حمد الله همان ثناء و ستایش خداوند با نامهای نکو و صفات والایش می‌باشد که در آن ارشادی است برای بندگان بر وجوب ستایش و به پاکی یاد کردن ذات خداوند. و همانگونه که آغاز سوره با ذکر توحید و یکتاپرستی است و با ذکر همان توحید پایان یافته است، آنجا که خداوند می‌فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا ١١٠[الکهف: ۱۱۰]. یعنی: «بگو جز این نیست که من بشری هستم مانند شما، بر من وحی می‌شود (که بگویم) معبود شما معبودی یگانه است، و هر کس خواهان دیدار پروردگارش است پس باید اعمال شایسته انجام دهد و در عبادت پروردگارش کسی را شریک قرار ندهد».

دعوت در عهد مکی به نزول داستانهای امتهای پیشین نیاز داشت تا ضمن اظهار صدق ادعای پیامبر اکرم صدر دعوت مردم به سوی دین و هشدار و بیمی باشد برای منکران و کافران و بیانگر اصل و اساس دعوت و اینکه دین پسندیده نزد الله سبحانه و تعالی اسلام است و اما آنچه که تفاوت دارد تعدد شریعتهاست و شرع اسلام که آخرین و کاملترین شرع نازل شده خداوندی است بر همه ادیان سابق حاکم بوده و هیمنت دارد، کما اینکه در این داستانها مردم به مکارم اخلاق فرا خوانده شده‌اند.

سوره کهف در برگیرنده داستانها و مثلهای عبرت انگیز و آکنده از پند و اندرز است. مجموع داستانهای ذکر شده در این سوره با ذکر حکایت سجده فرشتگان در برابر آدم ÷پنج مورد‌اند که به ترتیب ورود عبارتند از:

اول: حکایت اصحاب کهف که از آیه نهم آغاز می‌شود.

دوم: حکایت مرد صاحب دو باغ با دوستش که از آیه سی و دوم.

سوم: داستان سجده فرشتگان در برابر آدم ÷و امتناع ابلیس و نافرمانی از خداوند که از آیه پنجاهم آغاز می‌شود.

چهارم: قصه خضر ÷با موسی ÷که از آیه شصتم آغاز می‌شود:

﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبۡرَحُ حَتَّىٰٓ أَبۡلُغَ مَجۡمَعَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ أَوۡ أَمۡضِيَ حُقُبٗا ٦٠[الکهف: ۶۰]. یعنی: «و یاد کن آنگاه که موسی به غلامش گفت از پا نخواهم نشست تا اینکه به مجمع ابحرین برسم یا سالها عمر در طلب بگذارنم».

پنجم: داستان ذوالقرنین که از آیه هشتاد و سوم آغاز می‌شود.

پیامبر اکرم صبر قرائت سوره کهف بویژه در روز جمعه تاکید کرده‌اند، حاکم از ابوسعید خدری سروایت می‌کند که پیامبر اکرم صفرمود: «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْكَهْفِ فِى يَوْمِ الْـجُمُعَةِ أَضَاءَ لَهُ مِنَ النُّورِ مَا بَيْنَ الْـجُمُعَتَيْنِ».

یعنی: «هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند برای او نوری مابین دو جمعه می‌افروزد».

پس می‌طلبد که آن را تلاوت کرد بالأخص در بهترین روزی که خورشید در آن طلوع کرده است، کما اینکه سزاوار است که آیاتی چند از این سوره مبارکه را حفظ نمود، بخاطر امر پیامبر علیه الصلاة والسلام بر خواندن آیات آغازین یا پایانی سوره کهف بر دجال، امام مسلم از نواس بن سمعان حدیثی روایت می‌کند که پیامبر صفرمود: «فَمَنْ أَدْرَكَهُ مِنْكُمْ فَلْيَقْرَأْ عَلَيْهِ فَوَاتِحَ سُورَةِ الْكَهْفِ».

یعنی: «هر کس که دجال را دریافت پس باید آیات آغازین سوره کهف را بر او (دجال) بخواند».

و همچنین امام مسلم از ابوالدرداء روایت می‌کند که نبی اکرم صفرمود: «مَنْ حَفِظَ عَشْرَ آيَاتٍ مِنْ أَوَّلِ سُورَةِ الْكَهْفِ عُصِمَ مِنَ الدَّجَّالِ – أي من فتنته-» [۱].

یعنی: «کسی که ده آیه از اول سوره کهف را حفظ کند از فتنه دجال در امان می‌ماند».

شعبه با استدلال به روایتی معتقد به حفظ ده آیه از آخر سوره و همام به ده آیه از اوائل سوره، و آنچه که واضح است از زمان خلقت آدم تا برپایی قیامت فتنه ایی عظیم‌تر و مصیبت بارتر از فتنه دجال نیست، و همه پیامبران امتهای خود را از فتنۀ دجال بر حذر داشته‌اند.

امام نووی /می‌گوید: سبب تأکید بر تلاوت سوره کهف نشانه‌ها و عجایبی است که در آیات نخستین و پایانی آن نهفته است که آنها را خوانده و در آنها تأمل کند فریب نیرنگ دجال را نخواهد... و قصه خضر با نبی الله موسی ÷از داستانهایی است که در قرآن تکرار نشده‌اند، و شامل فوائد و مسایل بسیاری است که شایسته توضیح و بیان است.

و حال با توکل و استعانت از خداوند یکتا که معبود برحقی غیر از او نیست سخن را آغاز می‌کنیم.

سعید عبدالعظیم

[۱] به تصحیح شیخ آلبانی /.