بار بیش از طاقت بر آنان سوار نکنند:
مسلمان با سوار کردن باری بیش از طاقت حیوان بر آن سخت نمیگیرد. پیامبر جوارد بستان یکی از مردان انصار گردید و شتری را مشاهده نمود، وقتی شتر رسول خداجرا دید نالیدن گرفت و از چشمانش اشک روان شد. پیامبر جبسوی آن شتر رفت و پشت گوشهایش را نوازش کرد و شتر آرام گرفت. پرسید که صاحب شتر کیست، جوانی از انصار آمده و گفت: من صاحب آن هستم، یا رسول الله ج. آن حضرت جفرمود: (أفلا تتقی الله فی هذه البهیمة التی ملَّكك الله إیاها؛ فإنه شكا إلى أنك تُجیعه وتُدئبه (تتعبه وترهقه) یعنی: «آیا در مورد این حیوانی که خدا تو را مالک آن نموده از پروردگار نمیترسی؟ زیرا او بمن شکایت میکند که تو او را گرسنه نگه داشته و خستهاش میکنی.» [ابوداود]
پیامبر خدا جفرموده است: (إن الله تبارك وتعالى رفیق یحب الرفق، ویرضى به، ویعین علیه ما لا یعین على العنف، فإذا ركبتم هذه الدواب العجم (التی لا تتكلم) فأنزلوها منازلها (أریحوها فی المواضع التی اعتدتم الاستراحة فیها أثناء السفر) یعنی: «همانا خداوند تبارک و تعالی نرم رفتار است و نرم رفتاری را دوست میدارد و بدان خرسند میگردد و برای آن چنان یاری میرساند که برای بدرفتاری چنان نمیکند. پس هرگاه بر این چهارپای زبان بسته سوار شدید، آن را در منزلگاههایش فرود آورید (یعنی آن را در جاهایی که برای استراحت آنها در جریان مسافرت آماده نمودهاید، استراحت دهید)» [مالک]