۲-۲-۳- بزرگداشت انسان با علم
بعد از اینکه خداوند متعال با جانشین کردن انسان بر روی زمین به وی ارزش داد با دادن علم نیز وی را ستایش کرد. ﴿ وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا$$﴾«سپس به آدم نامهای همه را آموخت». اینک بشر با گذشت قرنها، گوشهای از اسرار الهی را که خداوند در وجود این موجود بشری، به امانت گذارده است، در مییابد.
انسان قدرت یادگیری دارد. و به همین دلیل علوم و دانستنیها در طول تاریخ بشریت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و به وارثان انسانها بر روی زمین منتقل خواهد شد، یکی از دستاوردهای علم این است که بر چیزها و موجودات میتوان اسم گذاشت و اگر انسان این قدرت را نداشت، سختیهای زیادی در فهمیدن پیش میآمد مخصوصاً هنگامی که یک مرد نیاز داشت که با سایر افراد تعامل پیدا کند. اگر این نامها برای مسمای آنها وجود نداشت باید هنگام صحبت کردن خود آن چیز را میآورد تا شاید فهم حاصل شود و ممکن است که اصلاً مخاطب نفهمد که منظور متکلم چیست.
اولین چیزی که از قرآن نازل شد، متضمن امر به خواندن بود. خداوند متعال میفرماید: ﴿ ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ ١ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ ٢ ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ ٣ ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ ٤ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ ٥ $$﴾[العلق: ۱-۵].
«بخوان، به نام پروردگارت، آن که آفریده است. انسان را از خون بسته آفریده است. بخوان پروردگار تو بزرگوارتر و بخشنده تر است. همان خدائی که به وسیله قلم آموخت. به او چیزهایی را آموخت که نمیدانست».
این اشاره به انسانی است که با یادگیری، کرامت و بزرگ منشی را برای خودش میخواهد. چون عدم توجه به اسباب و ابزارهایی که منجر به علم میشوند به معنای تکیه بر غفلت و فراموشی و بیسوادی است. در حقیقت خداوند متعال به این موجودی که از خون لخته آفریده است، کرامت و بزرگی داده است، و او را از این موجود کوچک و ساده به انسانی تبدیل کرده است که یاد میگیرد و یاد میدهد. و قلم را ذکر کرده است چون قلم وسیعترین و عمیقترین ابزار تعلیم است که در زندگی انسان تأثیر دارد. و انفجار معلوماتی که ما در این عصر مشاهده میکنیم و دیگران در عصرهای آتی مشاهده خواهند کرد، تنها نتیجه قلم و ابزار و لوازم علم و تعلیم است. از آنجایی که قلم بزرگترین اثر را در پیشرفت و ترقی انسان دارد و این پیشرفت و ترقی بدون علم محقق نمیشود، علمی که یکی از دو معیار محقق کننده جانشینی است و آن دو معیار دین و علم میباشند.
«قرآن استفاده از موضوعهایی را که با نشانههای وجودی سلسله منظومههای شگفت انگیز هستی ارتباط دارد، تشویق میکند. و این نخست به خاطر شناخت خالق میباشد و دوم؛ به خاطر استفاده از آنچه که علم به طور کلی به آن میرسد، از جمله حقیقتهای طبیعت که رام و مسخر انسانهای صالح است» [۱۱۲].
همچنانکه انسان با عقل گرامی و بزرگ داشته شده با علم نیز گرامی و بزرگ داشته شده است. چون علم طبق دیدگاه ابوحامد غزالی همان «ثمره عقل» میباشد.
قرآن کریم در بسیاری از آیات به تفکر تشویق کرده است و خردمندان را مخاطب قرار داده است و عقل را ستوده است، بجز عقلی که به علم و شناخت حق منتج نشود. خداوند متعال میفرماید: ﴿ إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٩٠ ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ١٩١ $$﴾[آل عمران: ۱۹۰-۱۹۱]. «مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز، نشانهها و دلایلی برای خردمندان است. کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده یاد میکنند و درباره آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند. پروردگارا! این را بیهوده و عبث نیافریدهای؛ تو منزه و پاکی. پس ما را از عذاب آتش محفوظ بدار».
شیخ محمد طاهر ابن عاشور در تفسیر این جمله: ﴿ لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ٢ $$﴾در آیه ﴿ إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ٢ $$﴾[یوسف: ۲]. «ما آن را کتاب خواندنی (و به زبان) عربی فرو فرستادیم تا اینکه شما بفهمید». میگوید: به این معنی است که امکان حصول علم از لفظ و معنای قرآن برای شما میسر است چون شما عرب هستید و نزول قرآن به زبان شما، مشتمل بر چیزی است که نفع شما را که همان عقل شما است، به دنبال دارد. و تعبیر عقل برای اشاره به دلالت قرآن بر این علم است که در وضوح به حدی رسیده است که کسی که علمی از قرآن نداشته باشد به منزله این است که عقل ندارد» [۱۱۳].
در حقیقت خداوند انسان را با علم بزرگی بخشیده است، به گونهای که مرتبه علمی را در گواهی دادن به وحدانیت و اقرار به عدالت خداوند، همنشین خود و ملائکه خود آورده است. خداوند متعال میفرماید:
﴿ شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ١٨$$﴾[آل عمران: ۱۸]. «خداوند گواهی میدهد اینکه معبودی جز او نیست. و اینکه او دادگری میکند، و فرشتگان و صاحبان دانش گواهی میدهند. جز او معبودی نیست که هم توانا است و هم حکیم». و این بزرگداشت و کرامت برای انسان منحصر و محدود به زندگی دنیوی نیست بلکه به زندگی اخروی نیز مربوط میشود.
پیامبر جمیفرماید: «خداوند متعال روز قیامت، هنگامی که بر جایگاه خود نشسته تا میان بندگان داوری کند به علماء میگوید: من علم و صبر خود را جز برای اینکه شما را بیامرزم به شما ندادهام و چیزی بر من نیست» [۱۱۴].
کرامت و بزرگی این علم (به گونهای که نمیتوان کرامت آن محسوب کرد) همان مغفرت و بخشش خداوند در دنیا و قیامت است.
[۱۱۲]- (السعفی، د. ت، ص۲۰۵). [۱۱۳]- (ابن عاشور،د.ت،۱۲/۲۰۲). [۱۱۴]- (الطبرای، ۱۹۸۲،۱/۲۲۱۳)، (ابن عبدالبر، ۱۹۸۵، چاپ چهارم،۱/۲۱۵).