سعد و سعید یاوران راستین پیامبر

فهرست کتاب

سعید از دیدگاه رسول اللهص:

سعید از دیدگاه رسول اللهص:

حضرت‌ عبدالله‌ بن‌ ظالم‌ تمیمی‌ روایت‌ می‌کند که‌ از حضرت‌سعید بن‌ زید شنیدم‌ که‌ می‌فرمود: گواهی‌ می‌دهم‌ که‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ ازاهل‌ بهشت‌ است‌. پرسیدم‌: چگونه‌؟ توضیح‌ بده‌! فرمود: او جزو نُه‌ نفری‌ است‌که‌ اگر بخواهی‌ نام‌ همه‌ آنها را برایت‌ می‌گویم‌، سپس‌ گفت:‌ ما بر روی‌ کوه‌ حراءبودیم‌ که‌ کوه‌ به‌ لرزه‌ درآمد:

أَن‌ِّ النِّبي‌ِّصقال‌: «اثْبُتْ حِرَاءُ إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكَ إِلاَّ نَبِىٌّ أَوْ صِدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ. وَ عَلَيه‌ رَسُولُ اللهِ ص وَأَبُوبَكْرٍ وَعُمَرُ وَعَلِىٌّ وَعُثْمَانُ وَطَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ، وَسَعْدٌ، وَأَنَا (سَعيْد بن‌ زيد)» [۷۸].

رسول‌الله‌ با نُه‌ نفر از یارانش‌ بر روی‌ کوه‌ حراء بود که‌ کوه‌ به‌ لرزه‌افتاد. پیامبر صفرمودند: «آرام‌ بگیر ای‌ حراء! زیرا که‌ بر روی‌ توغیر از نبی‌ّ و صدَّیق‌ و شهید کسی‌ دیگر قرار ندارد. سعید فرمود: نُه‌ نفرهمراه‌ رسول‌ الله‌ ابوبکر، عمر، عثمان‌، علی‌، طلحه‌، زبیر، عبدالرحمن‌،سعد و خود من‌ بودند».

امام‌ ذهبی‌ همین‌ حدیث‌ را به‌ اسناد ریاح‌ بن‌ حارث‌ به‌ گونه‌ای‌ دیگرنقل‌ می‌کنند که‌ حضرت‌ ریاح‌ فرمودند:

«مغیره‌ بن‌ شعیب‌ در میان‌ اهل‌ کوفه‌ در مسجدی‌ بزرگ‌ حاضر بودکه‌ مردی‌ از اهل‌ کوفه‌ شروع‌ به‌ دشنام‌ دادن‌ به‌ حضرت‌ علی‌ بن‌ابیطالب‌ کرد. سعید سگفت‌: ای‌ مغیره‌! آیا نمی‌شنوی‌ که‌ به‌اصحاب‌ رسول‌الله‌ صاهانت‌ می‌شود! در حالی‌ که‌ رسول‌ خدا صدر مورد او و نُه‌ نفر دیگر فرمودند اینها بهشتی‌اند:

«ابوبكر في‌ الجَنّة وعمر في‌ الجَنّة، وعثمان‌ في‌ الجَنّة، وطلحة في‌ الجَنّة، والزبير في‌ الجَنّة، وعبدالرَّحمن‌ في‌ الجَنّة، و سعد بن‌ أبي‌ وقاص‌ في‌ الجَنّة، وَأَبوعُبَيدَة بن‌ الْـجَرَّاح‌ في‌ الْـجَنّة، والتِّاسع‌ُ من‌َ الـْمُؤمنين‌َ في‌ الْجنَّةِ».

سپس‌ گفت:‌ ای‌ عبدالله‌! اگر بخواهی‌ نام‌ نهمین‌ نفر را هم‌ برایت‌ذکر خواهم‌ کرد. در آن‌ لحظه‌ مردم‌ داخل‌ مسجد سر و صدا کرده‌ وگفتند: ای‌ سعید! تو را به‌ خاطر خدا بگو نهمین‌ نفر چه‌ کسی‌ بود؟ سعید گفت‌:شما گفتید به‌ خاطر خدا و خدا بسیار بزرگ‌ است‌، لذا به‌ خاطر خدا اسمش‌ را بیان‌می‌کنم‌. نهمین‌ نفر، من‌ یعنی‌ سعید بن‌ زید هستم‌.

[۷۸] ابوداود: ح‌ ۴۶۴۸. مسند احمد: ج‌۱: ص‌ ۱۸۹-۱۸۷. اسدالغابة: ج‌۲، ص‌ ۲۵۵.