مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الـملك الوهاب، هو أعلم حيث يجعل رسالته ويختار لكل نبي حوارييون وأصحاب، وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له شهادة لا يشوبها شرك ولا ارتياب، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله الـمصطفى، وخليله الـمجتبى، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه أئمة الهدى، ومصابيح الدجى، أما بعد:
آنچه میخوانید خلاصهای است در بیان افضلیت ابوبکر صدیقسو شایستهتر بودن وی برای خلافت پس از پیامبرصکه مستند به دلایلی از کتاب و سنت و اجماع امت اسلامی میباشد. آنچه که مرا بر این کار واداشته، عبارتند از:
۱- اطاعت کردن از دستور پیامبرصکه میفرماید: «أيها الناس اعرفوا لأبي بكر حقه، فإنَّه لم يسؤني قط» [۱].
«ای مردم، قدر ابوبکر را بدانید و حقش را مراعات کنید، زیرا او هیچ گاه در حقّ من بدی نکرده است».
۲- همانا شناخت فضائل ابوبکر، از اسباب محبت وی است. همان طور که پیامبرصمیفرماید: «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ» [۲].
«انسان رفیق و همراه کسی خواهد بود که دوستش دارد».
۳- از بعضی از پیشینیان صالح نقل شده که حب و دوستی ابوبکر و عمر و شناخت فضائلشان، سنت است. امام احمد از مسروق روایت کرده که او گفته است: حب و دوستی ابوبکر و عمر و شناخت فضائلشان، سنت است. مسروق از بزرگترین تابعین کوفه است. همچنین شقیق بن عبدالله که از تابعین است، چنین گفته است. طاووس هم گفتهای مانند آن را دارد. و از عبدالله بن مسعودس چنین گفتهای نقل شده است. با اسناد صحیح از حسن بصری روایت شده که به وی گفته شد: آیا حب و دوستی ابوبکر و عمر، سنت است؟ فرمود: خیر، بلکه واجب است.
۴- اینکه پیشینیان صالح حب و دوستی ابوبکر و عمر را به فرزندانشان میآموختند همچنان که سورهای از قرآن را بدانان میآموختند [۳]. و من دوست دارم که این کتاب یا چیزی مثل آن در منزل هر مسلمانی باشد تا محبتمان را نسبت به ابوبکر و عمر تکمیل گرداند و محکم کاری نسبت به فرزندانمان باشد.
۵- اینکه این کتاب بیان علم و دیانت و فضائل صحابه را مؤکد میسازد و همچنین روشن میسازد که صحابه در قضایا و مسائلی که برایشان مجهول و مبهم بود، ابوبکر و عمر را مقدم میداشتند و از آنان تبعیت میکردند.
۶- اینکه هر گاه مبتدعی پیدا شود، به وسیله امری باطل نسبت به صحابه طعن و بدگوئی میکند، پس به ناچار باید از آنان دفاع کرد و از راه علم و انصاف، دلیل و برهان فرد مبتدع را باطل ساخت.
٧- اینکه گاهی طعن و بدگوئی نسبت به صحابه منجر به طعن و بدگوئی نسبت به پیامبرصو دین اسلام میشود و آن وقت کافران و منافقان بر مسلمانان چیره میشوند و شبهات و ضعفهایی را برای بسیاری از مؤمنان ایجاد میکنند؛ همان طور که مالک و دیگر علما گفتهاند: این گروه میخواستند که نسبت به پیامبرصطعن و بدگوئی کنند اما نتوانستند چنین کاری کنند در نتیجه نسبت به اصحابش طعن و بدگوئی کردند؛ تا اینکه دشمنانش بگویند: انسانی بد، اصحاب و رفیقانی بد دارد، و اگر او انسانی خوب میبود، اصحاب و رفیقانش هم خوب میبودند [۴].
۸- اینکه ابوبکرس اولین و برترین صحابه بوده است، پس وقتی افضل بودنش ثابت شود و طعن و بدگوئی نسبت به او دور شود، آن وقت در طعن و بدگوئی نسبت به جانشین او (عمر) بسته میشود. همچنین در طعن و بدگوئی در مورد اینکه ابوبکر، عمر را از میان شش نفری به عنوان جانشین خود قرار داد که پیامبرصبا حالت رضایت و خشنودی از آنان، از دنیا رفت، بسته میشود.
٩- اینکه این مبحث (فضائل ابوبکر صدیق و سزاوار بودنش برای خلافت) در لابهلای کتاب «منهاج السنة» پراکنده است به گونهای که اطلاع کامل از آن جز با مطالعه تمام قسمتهای کتاب حاصل نمیشود و در این کار هم مشقت و دشواری وجود دارد و هم نیاز به وقت دارد، زیرا ابن تیمیه/کتاب مذکور را درباره فضائل ابوبکرس تألیف نکرده، بلکه آن را در رد آن رافضی(؟!) همراه با آوردن سخنان و اعترافات و ایراداتش، تألیف کرده است.
۱۰- اینکه شیخ الاسلام ابن تیمیه/برای ذکر فضائل و ویژگیهای ابوبکر صدیقس به آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی و اقوال سلف، تکیه نموده و بدانها استدلال کرده است. و به کتابهای تاریخ که مطالب درست و نادرست در آنها وجود دارد، تکیه ننموده است. به همین خاطر موضوع این کتاب را «افضلیت و برتر بودن ابوبکر صدیق و شایستهتر بودنش برای خلافت»، نام نهادم و آن را از کتاب «منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة والقدرية» اثر ابن تیمیه، برگرفتهام.
۱۱- در این کتاب متعرض بعضی از فرقههایی که ابن تیمیه بدانها اشاره نموده، نشدهام زیرا مقصود اصلیام از تألیف این کتاب آن است که هر مسلمانی درباره برتر بودن ابوبکر و شایستهتر بودنش برای خلافت پس از پیامبرصشناخت و آگاهی کامل حاصل نماید.
۱۲- گرچه این کتاب، خلاصهای است درباره فضائل و ویژگیهای ابوبکر صدیقس، اما با این وجود، در بعضی جاها به فضائل دیگر صحابه اشاره کرده و مراتب سه خلیفه دیگر و سایر صحابه را گوشزد نموده است.
۱۳- احادیثی را که ابن تیمیه ذکر کرده، تخریج نمودهام و همه احادیث به ویژه احادیث موجود در صحیح بخاری و صحیح مسلم، که وی آن را تخریج نموده، مورد بررسی و پیگیری قرار ندادهام.
۱۴- برای مباحث این کتاب، عناوینی که با آنها تناسب و نزدیکی دارد، قرار دادهام. همچنین برای بعضی از دلایل و احادیث، شمارههایی را قرار دادهام. و برای بعضی از نقلها و روایات غریب که گاهاً معتبر است یا نیاز به توضیحات اضافی دارد، حاشیههایی را نوشتهام.
[۱] تخریج آن بعداً تحت عنوان «لم يسوء النبي قط» میآید. [۲] مسلم آن را در کتاب البر (۴۵/ ح ۲۶۴۰)، ۴/۲۰۳۴ از ابووائل از عبدالله روایت کرده که او نزد پیامبرصآمد و گفت: ای رسول خدا، نظرت درباره مردی که قومی را دوست دارد ولی هنوز به آنان ملحق نشده، چیست؟ پیامبر فرمود: «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «انسان رفیق و همراه کسی خواهد بود که دوستش دارد». [۳] ابن جوزی آن را در مبحث فضائل عمر ذکر کرده است. [۴] ابن تیمیه و ابن قیم آن را ذکر کردهاند (صواعق، ص ۱۴۰۵).