در مقابل فاجعه
از آنچه که گذشت بر میآید که رابطه ام المومنین عائشه با حضرت علیب چه قبل از خلافت و یا بعد از آن رابطهای نیک بوده است، اما سوالی مطرح است که چرا چنین اختلافی میان ایشان رخ داد؟ چرا ام المؤمنین به بصره رفت و حادثه جمل آن فاجعه دردناک به وجود آمد، که این فاجعه از بزرگترین مصیبتهای تاریخ مسلمانان شمرده میشود؟!!!.
پاسخ این سوال را به شرح ذیل تقدیم میدارد:
۱- هرگز ام المومنینل در باب تولیت خلافت با حضرت علیس مخالفت نورزیده است، و هیچ اقدامی از ایشان صادر نگردیده که این امر را ثابت کند بلکه مخالفت او با حضرت علیس در تاخیر مواخذه قاتلان حضرت عثمان و قصاص آنها بوده است. نظر ام المؤمنینل این بود که امر مسلمین ثابت و پایدار نخواهد شد تا آن زمان که قاتلان عثمان مجازات گردند و به کیفر برسند و امت هرگز احساس آرامش نخواهد کرد تا مادامی که این گروه جنایتکار آزاد باشند، زیرا که آزادی آنها باعث ارائه شرارتهایشان خواهد شد و هر روز خطر آنها برامت افزایش خواهد یافت.
در این نظریه ام المومنینل تنها نبوده بلکه جماعت کثیری از صحابه و کبار تابعین با او همرای بودهاند و حوادثی که اتفاق افتاد پرده از درستی رأی ام المومنین و صحت آن بر میگیرد و به راستی اگر حضرت علیس میتوانست از شر این قوم جنایتکار رهایی یابد و آنها را کیفر دهد هرگز واقعه جمل اتفاق نمیافتاد زیرا که مسئولیت این روز شوم در تاریخ اسلام بر میگردد به کسانی که بر علیه عثمانس به توطئه دست یازیدند و باب تفرق و اختلاف در صفوف مسلمین را گشودند که چگونه اداء این نقش باعث ایجاد حادثه جمل گردید.
۲- اما حضرت علیس خطر ادامه آزادی قاتلان حضرت عثمانس را میدانسته ولی مبادرت به قصاص آنها را دشوار میدیده است و پس از آن نیز امر خلافت استقرار نیافت و شوکت و قدرت شورشیان همچنان نیرومند بود، لذا چون تعدادی از صحابه از جمله طلحه و زبیرب از او خواستند که حد شرعی را درباره قاتلان حضرت عثمان اجرا کند خطاب به آنان فرمود:
برادران! من نسبت به آنچه که شما میدانید نادان نیستم، ولی چگونه میتوانم از قومی قصاص بگیرم که آنها بر ما تسلط دارند و ما بر آنها تسلط نداریم. اینها همانهایی هستند که غلامان شما با آنان هماهنگ شده و از جمله شورشیان گردیدهاند و اعراب با آنان رابطه خوب برقرار کردهاند آنها درمیان شما است و هر کاری میخواهند درباره شما انجام میدهند آیا جایی برای ابراز قدرت میبینید که خواسته شما برآورده گردد؟ (طبری: ۴/۴۳۷)
۳- بر ما آسان است که پس از وقوع فاجعه جمل بگوییم: که ام المومنینل و همراهان او در خروج خود اشتباه کردهاند، ولی جداً دشوار است که این حکم را قبل از آنچه اتفاق افتاده صادر کنیم.
براستی ام المومنینل گمان نمیکرد که کار منجر به چیزی خواهد شد که اتفاق افتاد و هرگز او توقع حدوث قتال و خونریزی را نداشت و اصلاَ تصور نمیکرد که خروج او زمینۀ ایجاد فتنهای را توسط قاتلین حضرت عثمانس فراهم خواهد ساخت و آنان میتوانند حوادثی را توجیه کنند که اتفاق میافتد.
بلکه ام المومنین در تمام سخنرانیها و گفتههایش بر درخواست قصاص قاتلان حضرت عثمان و مواخذه آنان اقتصار میکرد.
۴- شهادت حضرت عثمانس باب تفرق و پراکندگی در صفوف امت را گشود و تا به امروز هم این رخنه بسته نشده است، پیرامون این جنایت یکسری تلبیسها و مسایلی وجود دارد که آن را به صورت فتنهای حیرت انگیز و وحشتناک در آورده است. که هنوز هم محققین درباره آن در حیرت و اضطراب هستند. پس بدین ترتیب بدیهی است که صحابهش نیز در مواجهه با آن و چگونگی قصاص و مؤاخذه عاملان هم نظریات گوناگونی داشته باشند.
آنچه که در این کتاب برای ما اهمیت دارد این است که موقف ام المومنین ل را در این قضیه بررسی کنیم و به ببینیم که با مسایل مربوط به این قضیه او چگونه روبرو شده است.
۵- ام المومنین عائشهل در عهد حضرت عثمانس درمیان امت از لحاظ احترام و اجلال در مقام والایی قرار داشت و در واقع این دوره مکانت او را افزایش داده بود. زیرا که مردم از دورترین نقاط دنیای اسلام بهسوی حجره او میآمدند و مردم به علم و فقه او نیازمند بودند، بنابراین دانشجویان و طالبان معرفت روی به سوی حجره او داشتند به طوریکه خانهاش به بزرگترین مدرسه فکری تبدیل گردید. همراه با مکانت علمی ام المومنینل موقعیت اجتماعی او نیز افزایش یافت که مردم در مسایل مختلف خود با او مشورت میکردند و درحقیقت این مکانت والای او بود که پس از شهادت حضرت عثمانس او را در قله حوادث قرار داد.
بنابراین برای شخصیتی مثل ام المومنینل در آن موقعیت مهم امکان نداشت که در حادثه بزرگی مثل شهادت حضرت عثمان هیچگونه اظهار نظری نکند.
در واقع موقعیت بزرگ او بود، که او را با کوهی از حوادث مواجه ساخت و ناچار گردید وارد حوادث گردد. شاید کسی بگوید: آیا بهتر نبود که ام المومنینل مثل سایر امهات المومنین از این امور کنارهگیری میکرد؟
میگویم: موقعیت ام المومنین عائشهل مشابه موقعیت سایر امهات المومنین نبود و او نمیتوانست همانند آنان عمل کند زیرا که مکانت او با آنان تفاوت داشت، با این هم ام المومنین حفصهل تصمیم داشت که با عائشهل همراه گردد. ولی برادرش عبدالله بن عمرب او را از این کار باز داشت.