علیس
علیسنیز میفرماید: به خدا سوگند که دوست دارم معاویه افرادش را با افرادم معاوضه کند همانند معاوضهی درهم با دینار، ده نفر از شما را گرفته و در مقابل، یک نفر از افرادش را به من بدهد (و در عین حال هر بار) دو سه نفر از شما را به عنوان بخشش و انعام به وی بدهم.
ای کسانی که گوش دارید و نمیشنوید، زبان دارید و لال شدهاید، چشم دارید و در عین حال کورید نه به هنگام دیدار صادقید و نه در حال گرفتاری و مصیبت مورد اطمینان، دستان شما بریده باد ماند گله شتری هستید که چوپانش آن را ترک کرده از هر طرف که جمع گردند از طرف دیگر پراکنده میشوند [۷۳].
این رأی و نظر اهل بیت در مورد شیعه است دیدید که آنها شیعه را فریبکار، خائن و پیمانشکن دانستهاند، ما این جملات را از دو منبع معتبر شیعه یعنی الاحتجاج طبرسی و نهج البلاغه نقل کردهایم علاوه بر این مهمترین استاد علم جرح و تعدیل نزد شیعه، ابوعمرو کشی به سند خود موارد دیگری از کلام اهل بیت را روایت کرده که ما نیز آنها را نقل میکنیم:
* جعفرصادق میفرماید: هر آیهایی را که خداوند دربارهی منافقین نازل کرده باشد، این آیه در مود کسانی که خود را شیعه میدانند صدق میکند. [۷۴]
* جعفرصادق میفرماید: به راستی کسانی که خود را شیعه میدانند از یهود و نصاری و آتشپرستان بدترند. [۷۵]
* علی بن موسی مشهور به رضا میفرماید: فتنه و شر کسانی که خود را شیعهی ما میدانند از شر و فتنهی دجال بر ما خطرناکتر است. [۷۶]
* آقای کلینی کسی که شیعه وی را ثقة الأسلام نامیدهاند، به سند خویش از موسی پسر بکر واسطی نقل کرده که ابی الحسن فرمود: اگر در میان شیعیان خود تحقیق و بررسی کنم، میبینم که همگی دروغپرداز و وضاعاند و اگر آنها را امتحان کنم همگی مرتد از آب در میآیند و اگر بهترینها را جدا کنم از هزار نفر یک نفر نمیماند. [۷۷]
با این وجود نمیدانم چه چیزی برای شیعه باقی مانده، چرا با وجود جنایات نیاکانشان خود را به نادانی زدهاند؟ گویا هیچ فریب و نیرنگ و مکری از آنان روی نداده و چرا این جملات ارزشمند اهل بیت در مذمت و بدگویی از خود را فراموش کردهاند؟
((همانطور که در مقدمه عرض نمودهام. ما میگوییم بسیار بسیار از روایات و احادیث شیعه جعلی و دروغ و خلاف واقع است ولی خود شیعه نمیپذیرد، *و من میدانم چرا که خود در گذشته شیعهی دوازده امامی بودهام*، در کل اگر آقایان فقیه بشنوند ما را به اتهام کفر گویی و ارتداد به دار میآویزند، خُب آقایان مگر نمیگویید که روایات شما دقیق و صادق است؟ برای این سطور و روایات چه نظری دارید؟
[۷۳] نهج البلاغه، ج۱ ص۱۸۸- ۱۹۰. [۷۴] رجال الكشی، ص۲۵۴. [۷۵] رجال الكشی، ص۲۵۲. [۷۶] وسائل الشیعه، ج۱۱ ص۴۴۱. [۷۷] اصول كافی، ج۸ ص۲۲۸.