۱- تیجانی در جلد ۱، صفحه: ٧۱ این کتاب میگوید:
«هنگامی که احمد بن حنبل از ترس معتصم از عقیده نخستین خود (قدیم بودن قرآن) بازگشت و از بند رها شد، به شهرتی دست یافت، و در زمان متوکل، درمیان محدثان، سرآمد روزگار گشت. در این هنگام، علیسرا به سه خلیفه دیگر افزودند و هرچهار تن را از خلفای راشدین دانستند».
و در ج ۱، صفحه ۱۴۵ میگوید:
مذهب حنبلی هم اگر تأیید دولت عباسی در روزگار معتصم نبود، ناشناخته میماند در این زمان احمد بن حنبل از نظریه خود -که مخلوق بودن قرآن بود- [۲۸۱]برگشت.
دروغی است که این دروغگو خجالت هم نمیکشد. و اینکه میگوید:
«علی در این زمان به خلفای سهگانه افزوده شد»، این هم دروغ و تهمتی بیش نیست و حضرت علیسخلیفه چهارم به اعتقاد همه اهل سنت است و این اعتقاد هیچ مخالفی ندارد.
عوف بن ابوجمیله میگوید: نزد حسن بصری بودم که در مورد اصحاب رسول خداصصحبت شد، پس ابن جوشن غطفانی گفت: ای ابو سعید (حسن بصری)! مردم، ابو موسی اشعری را سرزنش میکنند چون از علی پیروی میکرد. راوی میگوید: حسن بصری خشمگین شد بطوری که آثار خشم در چهرهاش نمایان گردید و فرمود: پس چه کسی قابل پیروی است؟
امیر المؤمنین (حضرت عثمانس) مظلوما نه به شهادت رسید و بدنبال آن مردم آهنگ بهترینشان را نمودند و با او بیعت کردند. پس چه کسی قابل پیروی است؟ و این جمله را چندین بار تکرار کرد [۲۸۲]. و معتصم امام احمد حنبل/را تأیید نمیکرد، و اصلا در زمان امام احمد/چیزی بنام مذهب حنبلی وجود نداشت و این مذهب بعد از وفات احمد بن حنبل بنیانگذاری شد.
[۲۸۱] نظریه احمد بن حنبل مخلوق نبودن قرآن بود و بخاطر این زندان رفت و تا آخر هم از این اعتقادش دست برنداشت ولی این فرد نادان و جاهل را ملاحظه میکنید چه میگوید و این جهالت بتمام معنای این فرد را میرساند البته این جمله از مترجم کتاب تیجانی آقای عباسعلی براتی است که جهل و نادانی خود با مسئلهای که برای اهل دین، از روز روشنتر است. آشکار نموده است. (مترجم). [۲۸۲] اما احمد در کتاب: [فضائل الصحابة: ۲/۵٧۶،۵٧٧] روایت نموده است.