تفسیر و بیان کلمات قرآن

فهرست کتاب

سورۀ تَوبَه

سورۀ تَوبَه

۱- ﴿بَرَآءَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ...﴾: این آیات [اعلام] دوری و بیزاری است که از جانب پروردگار رسیده...

۱- ﴿عَٰهَدتُّم﴾: با آنها عهد و پیمان بستید و آنها پیمان را زیر پا گذاشتند.

۲- ﴿أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ﴾: چهار ماه، از روز دهم ذی الحجه آغاز می‌شود.

۲- ﴿غَيۡرُ مُعۡجِزِي ٱللَّهِ﴾: از عذاب خدا نمی‌توانید فرار کنید.

۳- ﴿أَذَٰنٞ﴾: اعلام است.

۳- ﴿يَوۡمَ ٱلۡحَجِّ ٱلۡأَكۡبَرِ﴾: روز اول عید قربان سال نهم هجرت.

۳- ﴿رَسُولُهُ﴾: رسول خدا نیز از مشرکین بیزار است.

۴- ﴿لَمۡ يَنقُصُوكُمۡ﴾: به عهد و پیمان با شما کوتاهی نکردند بلکه به آن وفا نمودن.

۴- ﴿لَمۡ يُظَٰهِرُواْ﴾: کمک نکردند.

۵- ﴿ٱنسَلَخَ ٱلۡأَشۡهُرُ﴾: پیمان چهار ماهه پایان یابد.

۵- ﴿ٱحۡصُرُوهُمۡ﴾: آنها را حبس نمایید یا در تنگنا قرار دهید و از رفت و آمد و کسب وکار در شهرها ممانعت نمایید.

۵- ﴿كُلَّ مَرۡصَدٖ﴾: تمام راه‌ها و گذرگاه‌ها و دیده بانی‌ها.

۶- ﴿ٱسۡتَجَارَكَ﴾: در پایان مدت پیمان از تو حمایت خواست.

‍۷- ﴿فَمَا ٱسۡتَقَٰمُواْ لَكُمۡ﴾: پس تا وقتی‌که بر پیمان با شما پایدار باشند.

۸- ﴿يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ﴾: بر شما غالب شوند.

۸- ﴿لَا يَرۡقُبُواْ﴾: مراعات نمی‌کنند.

۸- ﴿إِلّٗا﴾: خویشاوندی و قرابت یا تعهد و پیمان را.

۸- ﴿ذِمَّةٗ﴾: عهد را.

۱۲- ﴿نَّكَثُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُم﴾: پیمان‌های مؤکد به سوگند خود را بشکنند.

۱۵- ﴿غَيۡظَ قُلُوبِهِمۡ﴾: خشم و اندوه‌ شدید دل‌های آنها را.

۱۶- ﴿وَلِيجَةٗ﴾: دوست پنهانی، رازدار و رفیق.

۱۷- ﴿حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ﴾: ثواب اعمال آنها بخاطر کفرشان باطل شده است.

۱۹- ﴿سِقَايَةَ ٱلۡحَآجِّ﴾: آب رساندن به حاجیان را.

۲۳- ﴿ٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡكُفۡرَ﴾: بی‌دینی اختیار کنند و در آن پایدار بمانند.

۲۴- ﴿ٱقۡتَرَفۡتُمُوهَا﴾: آن را بدست آورده‌اید.

۲۴- ﴿كَسَادَهَا﴾: از رواج افتادن آن به گذشت ایام حج.

۲۴- ﴿فَتَرَبَّصُواْ﴾: پس در انتظار باشید.

۲۵- ﴿بِمَا رَحُبَت﴾: با همه فراخی و وسعت آن.

۲۶- ﴿سَكِينَتَهُ﴾: آرامش یا رحمت خود را.

۲۸- ﴿ٱلۡمُشۡرِكُونَ نَجَسٞ﴾: مشرکان بخاطر فساد عقیده خبیث و پلیدند.

۲۸- ﴿خِفۡتُمۡ عَيۡلَةٗ﴾: از فقر و فاقه ترسیدید به سبب قطع تجارت مشرکان از مسجد حرام.

۲۹- ﴿يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ﴾: خراجی را که بر آنها معین شده است بدهند.

۲۹- ﴿عَن يَدٖ﴾: از فرمانبرداری یا از قوت و تسلط شما.

۲۹- ﴿هُمۡ صَٰغِرُونَ﴾: آنها فرمانبردار حکم اسلام باشند.

۳۰- ﴿يُضَٰهِ‍ُٔون﴾: خود را در کفر و شناعت مشابه می‌سازند.

۳۰- ﴿أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ﴾: بعد از درخشش حق چگونه از آن دور می‌شوند؟

۳۱- ﴿أَحۡبَارَهُمۡ﴾: دانشمندان خود را.

۳۱- ﴿رُهۡبَٰنَهُمۡ﴾: پارسایان خود را.

۳۱- ﴿أَرۡبَابٗا﴾: از آنها مانند پروردگار اطاعت کردند.

‍۳۳- ﴿لِيُظۡهِرَهُ﴾: تا او را غالب کند.

۳۶- ﴿أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞ﴾: چهار ماه حرام، رجب، ذی القعده، ذی الحجة و محرم.

۳۶- ﴿ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾: دین مستقیم، دین ابراهیم ÷.

۳۷- ﴿ٱلنَّسِيٓءُ﴾: تأخیر حرمت ماهی به ماه دیگر. ﴿لِّيُوَاطِ‍ُٔواْ ﴾: تا موافق سازند.

۳۸- ﴿ٱنفِرُواْ﴾: به میدان جنگ بروید، غزوۀ تبوک.

۳۸- ﴿ٱثَّاقَلۡتُمۡ﴾: سستی می‌کنید و مایل می‌شوید.

۴۰- ﴿فِي ٱلۡغَارِ﴾: در غار کوه ثور نزدیک مکه.

۴۰- ﴿لِصَٰحِبِهِ﴾: به یار خود، ابوبکر صدیق.

۴۱- ﴿خِفَافٗا وَثِقَالٗا﴾: بر هر حالتی‌که باشید.

۴۲- ﴿عَرَضٗا قَرِيبٗا﴾: غنیمتی‌که به آسانی بدست می‌آمد.

۴۲- ﴿سَفَرٗا قَاصِدٗا﴾: سفر متوسط نه بسیار دور و نه بسیار نزدیک.

۴۲- ﴿ٱلشُّقَّةُ﴾: مسافتی‌که به مشقت و زحمت طی شود.

‍۴۶- ﴿ٱنۢبِعَاثَهُمۡ﴾: حرکت ایشان را با شما.

۴۶- ﴿فَثَبَّطَهُمۡ﴾: پس خدای بزرگ آنها را از رفتن با شما باز داشت.

۴۷- ﴿خَبَالٗا﴾: شر و فساد، یا جبن و ناتوانی.

۴۷- ﴿لَأَوۡضَعُواْ خِلَٰلَكُمۡ﴾: برای نمامی به سرعت بین شما رفت و آمد می‌کردند تا میان شما فساد برپا کنند.

۴۷- ﴿يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ﴾: می‌خواهند شما را در فتنه و آشوب بزرگ اندازند.

۴۸- ﴿قَلَّبُواْ لَكَ ٱلۡأُمُورَ﴾: در برابر تو نیرنگ و فریب بکار بردند.

۴۹- ﴿ٱئۡذَن لِّي﴾: مرا اجازه بده در این غزوه نروم.

۴۹- ﴿َلَا تَفۡتِنِّيٓ﴾: مرا با مخالفت از دستورت گرفتار گناه نگردان.

۵۲- ﴿هَلۡ تَرَبَّصُونَ﴾: آیا دربارۀ ما انتظار دارید.

۵۲- ﴿ٱلۡحُسۡنَيَيۡنِ﴾: نصرت و شهادت را.

۵۵- ﴿تَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ﴾: جان آنها بیرون آید.

۵۶- ﴿قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ﴾: گروهی‌اند که از ‌ترس و منافقت عقاید خود را پنهان می‌کنند.

۵۷- ﴿مَلۡجَ‍ًٔا﴾: جای محکمی‌‌که در آن پناه ببرند.

۵۷- ﴿مَغَٰرَٰتٍ﴾: مغاره‌های در کوه‌ها که پنهان شوند. ﴿مُدَّخَلٗا﴾: سوراخی در زمین که داخل شوند.

۵۷- ﴿يَجۡمَحُونَ﴾: برای داخل شدن در آن می‌شتابند.

‍۵۸- ﴿يَلۡمِزُكَ﴾: بر تو طعن می‌زنند و عیب می‌گیرند.

۵۹- ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾: فضل خدا ما را بس است.

۶۰- ﴿ٱلۡعَٰمِلِينَ عَلَيۡهَا﴾: متصدیان زکات مثل جمع آوری کنندگان و کاتبان و نگهبانان.

۶۰- ﴿فِي ٱلرِّقَابِ﴾: در آزاد کردن بردگان یا اسیران.

۶۰- ﴿ٱلۡغَٰرِمِينَ﴾: وام دارانی‌که توان پرداخت ندارند.

۶۰- ﴿فِي سَبِيلِ ٱللَّه﴾: در راه جهاد یا هر کار نیک.

۶۰- ﴿وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ﴾: مسافری‌که از مال خود جداست.

۶۱- ﴿هُوَ أُذُنٞ﴾: او مردی است که هر چه بشنود باور می‌کند.

۶۱- ﴿أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ﴾: او شنوای خیر است برای شما، سخنان خیر شما را می‌شنود و قبول می‌کند و سخنان بد شما را باور نمی‌کند.

۶۳- ﴿مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ﴾: هر کس با خدا مخالفت و دشمنی ورزد...

۶۵- ﴿نَخُوضُ وَنَلۡعَبُ﴾: خود را به سخن سرگرم می‌کردیم تا راه کوتاه شود.

۶۷- ﴿يَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡ﴾: دستهای خود را از بخل، به خیر و طاعت دراز نمی‌کنند.

۶۷- ﴿فَنَسِيَهُمۡ﴾: پس خدا هم آنها را از توفیق و هدایت خود دور کرد.

۶۸- ﴿هِيَ حَسۡبُهُمۡ﴾: جهنم برای تعذیب کافران کافی است.

‍۶۹- ﴿فَٱسۡتَمۡتَعُواْ بِخَلَٰقِهِمۡ﴾: از لذ‌ت‌های دنیا به سهم خود بهره‌مند شدند.

۶۹- ﴿خُضۡتُمۡ﴾: در باطل داخل شدید.

۶۹- ﴿حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُم﴾: ثواب اعمال آنها بخاطر کفرشان باطل شد.

۷۰- ﴿ٱلۡمُؤۡتَفِكَٰت﴾: شهر‌های ویران شدۀ قوم لوط.

۷۳- ﴿وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡ﴾: بر آنها سخت بگیر و نرمی نکن.

۷۴- ﴿مَا نَقَمُوٓاْ﴾: هیچ چیز را زشت و ناپسند نشمردند.

۷۸- ﴿يَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ﴾: خدا آنچه را از منافقت نهان داشته‌اند، می‌داند.

۷۸- ﴿نَجۡوَىٰهُمۡ﴾: سخنان طعنه آمیزی را که با هم در مورد دین می‌گویند.

۷۹- ﴿ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ﴾: منافقان عیب می‌گیرند.

۷۹- ﴿جُهۡدَهُمۡ﴾: توان خویش، فقرا.

۷۹- ﴿سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ﴾: خدا خوار و ذلیلشان ساخت، با دادن جزای مناسب.

۸۱- ﴿خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ﴾: بعد از رفتن رسول‌ خدا، یا از جهت مخالفت با او.

۸۱- ﴿لَا تَنفِرُواْ﴾: برای جهاد به سمت تبوک حرکت نکنید.

۸۳- ﴿ٱلۡخَٰلِفِينَ﴾: بازماندگان از جهاد مانند زنان.

۸۵- ﴿تَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ﴾: جانشان برآید.

۸۶- ﴿أُوْلُواْ ٱلطَّوۡلِ مِنۡهُمۡ﴾: منافقان ثروتمند و توانگر.

۸۷- ﴿ٱلۡخَوَالِفِ﴾: زنانی‌که به خانه می‌نشینند و به جهاد نمی‌روند.

۸۷- ﴿طُبِعَ﴾: مهر نهاده شده است.

۹۰- ﴿ٱلۡمُعَذِّرُون﴾: بهانه تراشان به عذرهای دروغین.

۹۱- ﴿حَرَجٌ﴾: جرم و گناهی در اثر بازماندن از سفر جهاد.

۹۲- ﴿تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ﴾: اشک می‌ریختند.

۹۵- ﴿إِنَّهُمۡ رِجۡسٞ﴾: ظاهر و باطن آنها پلید است.

۹۷- ﴿أَجۡدَرُ﴾: سزاوارتر و شایسته‌ترند.

۹۸- ﴿مَغۡرَمٗا﴾: تاوان و زیان.

۹۸- ﴿يَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَ﴾: انتظار می‌کشد تا سختی‌های روزگار دامن گیرتان شود.

۹۸- ﴿عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِ﴾: بد و زیان بر خود آنها باد، دعاست.

۹۹- ﴿صَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ﴾: دعا و استغفار پیامبر، برای انفاق کنندگان.

۱۰۱- ﴿مَرَدُواْ عَلَى ٱلنِّفَاقِ﴾: به نفاق خو گرفته و به آن ماهر شده‌اند.

۱۰۳- ﴿تُزَكِّيهِم بِهَا﴾: تا به سبب این صدقه، حسنات و اموال ایشان را برکت دهی.

۱۰۳- ﴿صَلِّ عَلَيۡهِمۡ﴾: به آنها دعا و استعفار کن.

۱۰۳- ﴿سَكَنٞ لَّهُمۡ﴾: آرامش یا رحمت است برای ایشان.

۱۰۴- ﴿يَأۡخُذُ ٱلصَّدَقَٰتِ﴾: صدقات را می‌پذیرد و پاداش می‌دهد.

۱۰۶- ﴿مُرۡجَوۡنَ﴾: کارشان به تأخیر افتاده است، پذیرش توبه آنها قطعی نشده بود.

۱۰۷- ﴿مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا﴾: مسجد زیان آور برای اهالی مسجد قباء.

۱۰۷- ﴿إِرۡصَادٗا﴾: انتظار کشیدن یا آماده ساختن.

۱۰۸- ﴿لَّمَسۡجِدٌ﴾: بدون شک مسجدی‌که، مسجد قباء یا مسجد نبوی.

۱۰۹- ﴿عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ﴾: بر کنار چاهی‌که سنگ‌کاری نشده باشد.

۱۰۹- ﴿هَارٖ﴾: شکسته یا در حال ویرانی.

۱۰۹- ﴿فَٱنۡهَارَ بِه﴾: پس ساختمان بر صاحب خود سقوط کرد.

۱۱۰- ﴿رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾: شک و نفاق در دلهای‌شان موج می‌زند.

۱۱۰- ﴿تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡ﴾: دلهای آنها بر اثر مرگ پاره پاره شود.

۱۱۲- ﴿ٱلسَّٰٓئِحُونَ﴾: مجاهدان غازی، یا روزه داران.

۱۱۲- ﴿لِحُدُودِ ٱللَّهِ﴾: برای اوامر و نواهی خدا.

۱۱۴- ﴿لَأَوَّٰهٌ﴾: بسیار با درد و آه، از خشم خدا ترسان و مرد دلسوز و مهربان بود.

۱۱۷- ﴿سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ﴾: وقت سختی و تنگدستی در غزوۀ تبوک.

۱۱۷- ﴿يَزِيغُ﴾: به تخلف از جهاد میل کند.

۱۱۸- ﴿بِمَا رَحُبَتۡ﴾: با همه فراخی و وسعت آن.

۱۱۸- ﴿لِيَتُوبُوٓاْ﴾: تا در آینده به توبه ادامه دهند.

۱۲۰- ﴿لَا يَرۡغَبُواْ بِأَنفُسِهِمۡ﴾: جان خود را عزیزتر ندانند.

۱۲۰- ﴿نَصَب﴾: رنجی.

۱۲۰- ﴿مَخۡمَصَةٞ﴾: گرسنگی.

۱۲۰- ﴿يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ﴾: آنها را به خشم ‌آورد و اندوهگین ‌کند.

۱۲۰- ﴿نَّيۡلًا﴾: چیزی از قبیل کشتن، اسارت و غنیمت.

۱۲۲- ﴿لِيَنفِرُواْ كَآفَّةٗ﴾: که همگی به‌سوی میدان جهاد حرکت کنند.

۱۲۳- ﴿غِلۡظَةٗ﴾: شجاعت، ننگ و شکیبایی.

۱۲۵- ﴿رِجۡسًا﴾: کفر و نفاق.

۱۲۶- ﴿يُفۡتَنُونَ﴾: در بلاها و سختی‌ها مورد آزمایش قرار می‌گیرند.

۱۲۸- ﴿عَزِيزٌ عَلَيۡهِ﴾: بر او سخت و دشوار است.

۱۲۸- ﴿مَا عَنِتُّمۡ﴾: رنج و مشقت شما.

۱۲۹- ﴿حَسۡبِيَ ٱللَّهُ﴾: یاری و کمک خدا مرا بس است.