تفسیر و بیان کلمات قرآن

فهرست کتاب

سورۀ بلد

سورۀ بلد

۱- ﴿لَآ أُقۡسِمُ﴾: قسم می‌خورم «لا» زاید است.

۱- ﴿بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ﴾: به این شهر.

۳- ﴿وَالِدٖ وَمَا وَلَدَ﴾: قسم به آدم و فرزندانش یا فرزندان صالح او.

۴- ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ﴾: بدون شک انسان را آفریدیم، جواب قسم.

۴- ﴿كَبَدٍ﴾: مشقت و رنج کشیدن.

۶- ﴿أَهۡلَكۡتُ مَالٗا لُّبَدًا﴾: من مال فراوانی را برای کسب افتخار و بزرگ منشی نابود کردم.

۱۰- ﴿هَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ﴾: راه خوب و بد را به او نشان دادیم.

۱۱- ﴿فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ١١﴾: پس چرا در کار خیر تلاش نکرد.

۱۳- ﴿فَكُّ رَقَبَةٍ١٣﴾: آزاد کردن برده‌ای.

۱۴- ﴿ذِي مَسۡغَبَةٖ﴾: قحطی وگرسنگی.

۱۵- ﴿يَتِيمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ١٥﴾: یتیم خویشاوند.

۱۶- ﴿مِسۡكِينٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ﴾: بینوای خاکنشین و نیازمند.

۱۷- ﴿بِٱلۡمَرۡحَمَةِ﴾: به مهربانی با یکدیگر.

۱۸- ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ﴾: اهل سعادت یا جانب راست.

۱۹- ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ﴾: افراد شوم یا ناحیه چپ.

۲۰- ﴿نَارٞ مُّؤۡصَدَةُۢ﴾: آتشی‌که آنها را احاطه کرده و امکان فرار ندارند.