تفسیر و بیان کلمات قرآن

فهرست کتاب

سورۀ طه

سورۀ طه

۱- ﴿لِتَشۡقَىٰٓ﴾: تا از اندوه و تأسف قومت، خود را خسته کنی.

۵- ﴿عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ﴾: استوایی‌که سزاوار جلالت اوست.

۶- ﴿مَا تَحۡتَ ٱلثَّرَىٰ﴾: آنچه را که خاک پنهان کرده است یا ماورای زمین.

۷- ﴿أَخۡفَ﴾: سخن نهانی دل و آنچه به ذهن می‌گذرد.

۱۰- ﴿ءَانَسۡتُ نَارٗا﴾: آتشی دیدم.

۱۰- ﴿بِقَبَس﴾: شعله‌ای از آتش را بر سر چوب.

۱۰- ﴿هُدٗى﴾: راه را بیابم یا راهنمایی پیدا کنم.

۱۲- ﴿ٱلۡمُقَدَّسِ﴾: پاکیزه یا مبارک.

۱۲- ﴿طُوٗى﴾: نام وادیی است.

۱۵- ﴿أَكَادُ أُخۡفِيهَا﴾: وقت آمدن قیامت را نزدیک است از خودم نیز نهان دارم.

۱۶- ﴿فَتَرۡدَىٰ_: آنگاه هلاک ‌شوی.

۱۸- ﴿أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا﴾: هنگام راه رفتن و مانند آن بر او تکیه می‌کنم.

۱۸- ﴿أَهُشُّ بِهَا﴾: با این درخت را می‌زنم تا برگ‌هایش بریزد.

۱۸- ﴿مَ‍َٔارِبُ أُخۡرَىٰ﴾: منافع و نیازهای دیگر.

۲۰- ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾: ماری پر جنب و جوش و سریع.

۲۱- ﴿سِيرَتَهَا ٱلۡأُولَىٰ﴾: به حالت اولی‌اش.

۲۲- ﴿إِلَىٰ جَنَاحِكَ﴾: به پهلویت زیر بازوی چپ.

۲۲- ﴿بَيۡضَآءَ﴾: روشنتر از آفتاب.

۲۲- ﴿غَيۡرِ سُوٓءٍ﴾: بدون پیسی و مانند آن.

۲۴- ﴿طَغَىٰ﴾: در سر‌کشی و ستمگری از حد تجاوز کرده است.

۲۹- ﴿وَزِيرٗا﴾: همکار و معین.

۳۱- ﴿أَزۡرِي﴾: پشت مرا یا قوت مرا.

۳۶- ﴿أُوتِيتَ سُؤۡلَكَ﴾: خواسته و خواهشت به تو داده شد.

۳۹- ﴿فَٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ﴾: پس او را به دریای نیل بینداز.

۳۹- ﴿لِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ﴾: تا زیر نظر من تربیه شوی.

۴۰- ﴿مَن يَكۡفُلُهُ﴾: کسی‌که این را بگیرد، نگهداری و تربیه‌اش نماید.

۴۰- ﴿تَقَرَّ عَيۡنُهَا﴾: به دیدار تو خوشحال شود.

۴۰- ﴿فَتَنَّٰكَ فُتُونٗا﴾: بارها تو را از محنت‌ها نجات دادیم.

۴۰- ﴿جِئۡتَ عَلَىٰ قَدَرٖ﴾: موافق زمانی‌که برای آغاز رسالتت تعیین شده بود به مصر بازگشتی.

۴۱- ﴿وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي٤١﴾: تو را برای رسالت و اقامه حجت خود برگزیدم.

۴۲- ﴿لَا تَنِيَا فِي ذِكۡرِي﴾: در تبلیغ رسالت من سستی نکنید.

۴۵- ﴿يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ﴾: به شکنجه ما عجله نماید.

۴۵- ﴿يَطۡغَىٰ﴾: به سرکشی و طغیان بیفزاید.

۴۶- ﴿إِنَّنِي مَعَكُمَآ﴾: من حافظ و نگهبان شما هستم.

۵۰- ﴿خَلۡقَهُ﴾: شکل اشیاء را که با منافع و خصوصیت مربوط به آن سازگار است.

۵۰- ﴿هَدَى﴾: آنچه به خیر و صلاح اوست به او نشان داده.

۵۱- ﴿فَمَا بَالُ ٱلۡقُرُونِ﴾: پس حالت ملل گذشته چه خواهد شد؟

۵۲- ﴿لَّا يَضِلُّ رَبِّي﴾: هیچ چیز از علم پروردگار من پوشیده نیست.

۵۳- ﴿مَهۡدٗا﴾: محل آسایش مانند رختخواب کودک.

۵۳- ﴿سُبُلٗا﴾: راه‌های‌که برای نیازمندی‌های خویش بر آنها می‌روید.

۵۳- ﴿أَزۡوَٰجٗا﴾: گوناگون یا به اشکال مختلف.

۵۳- ﴿شَتَّىٰ﴾: به صفات و خصایص گوناگون.

۵۴- ﴿لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ﴾: برای صاحبان خرد و بصیرت.

۵۶- ﴿أَبَىٰ﴾: از ایمان و اطاعت امتناع ورزید.

۵۸- ﴿مَكَانٗا سُوٗى﴾: جای میانه یا میدان هموار.

۵۹- ﴿يَوۡمُ ٱلزِّينَةِ﴾: روز عید شما.

۶۰- ﴿فَجَمَعَ كَيۡدَهُۥ﴾: ساحرانش را جمع کرد که به وسیله آنها دست به فریب بزند.

۶۱- ﴿وَيۡلَكُمۡ﴾: هلاک شوید.

۶۱- ﴿فَيُسۡحِتَكُم﴾: پس شما را نابود خواهد کرد.

۶۲- ﴿َأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَىٰ﴾: در خفا با هم راز گفتند.

۶۳- ﴿بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلۡمُثۡلَىٰ﴾: راه و روش و شریعت برتر شما را.

۶۴ - ﴿فَأَجۡمِعُواْ كَيۡدَكُمۡ﴾: پس تمام نیرنگ‌های خود را به دقت جمع کنید و به توانمندی و پایداری کامل سحر خود را انجام دهید.

۶۴- ﴿أَفۡلَحَ﴾: به مطلوب خود دست‌یابد.

۶۷- ﴿فَأَوۡجَسَ فِي نَفۡسِهِ﴾: نهان کرد یا در نهاد خود احساس کرد.

۶۹- ﴿تَلۡقَف﴾: به سرعت می‌بلعد.

۷۲- ﴿وَٱلَّذِي فَطَرَنَا﴾: و ذاتی‌که ما را آفریده است.

۷۶- ﴿تَزَكَّى﴾: خود را از آلودگی‌های کفر و شرک پاکیزه دارد.

۷۷- ﴿أَسۡرِ بِعِبَادِي﴾: با بندگان من شبانه از مصر برو.

۷۷- ﴿يَبَسٗا﴾: خشک، بدون آب و گِل.

۷۷- ﴿لَّا تَخَٰفُ دَرَكٗا﴾: از رسیدن فرعون و لشکرش نترس.

۷۷- ﴿لَا تَخۡشَىٰ﴾: از غرق شدن هم بیم نداشته باش.

۷۸- ﴿فَغَشِيَهُم﴾: امواج خروشان آنها را برداشت و به کام خود فروبرد.

۸۰- ﴿ٱلۡأَيۡمَنَ﴾: ماده صمغی شیرین مانند عسل.

۸۰- ﴿وَٱلسَّلۡوَىٰ﴾: پرنده مشهور به سمانی.

۸۱- ﴿لَا تَطۡغَوۡاْ﴾: ناسپاسی یا ستم نکنید.

۸۱- ﴿فَيَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ﴾: بر شما لازم و ثابت می‌‌شود.

۸۱- ﴿هَوَى﴾: هلاک شد یا به جهنم افتاد.

۸۳- ﴿مَآ أَعۡجَلَكَ﴾: چه چیز تو را به عجله واداشت؟

۸۵- ﴿فَتَنَّا قَوۡمَكَ﴾: قومت را آزمودیم یا به فتنه افکندیم.

۸۶- ﴿أَسِفٗا﴾: حزین یا بسیار خشمگین.

۸۶- ﴿مَّوۡعِدِي﴾: با من وعده داشتید که به دین من ثابت و استوار می‌مانید.

۸۷- ﴿بِمَلۡكِنَا﴾: به قدرت و توان خود.

۸۷- ﴿أَوۡزَارٗا﴾: بارهای سنگین یا گناهانی را.

۸۷- ﴿مِّن زِينَةِ ٱلۡقَوۡمِ﴾: از زیورات قبطیان مصر.

۸۸- ﴿عِجۡلٗا جَسَدٗا﴾: مجسمه گوساله، از طلای سرخ.

۸۸- ﴿لَّهُۥ خُوَارٞ﴾: مانند گاو صدا داشت.

۹۲- ﴿مَا مَنَعَكَ﴾: چه چیز ناگزیرت ساخت.

۹۵- ﴿فَمَا خَطۡبُكَ﴾: این کار خطرناک را چرا انجام دادی؟

۹۶- ﴿بَصُرۡتُ﴾: به بصیرت آگاه شدم.

۹۶- ﴿أَثَرِ ٱلرَّسُولِ﴾: خاک زیر سم اسب جبریل.

۹۶- ﴿فَنَبَذۡتُهَا﴾: پس آن را در زیورات ذوب شده ‌انداختم.

۹۶- ﴿سَوَّلَتۡ﴾: زیبا و نیکو جلوه داد.

۹۷- ﴿لَا مِسَاسَ﴾: من به تو نزدیک نمی‌شوم و تو هم به من نزدیک نشو.

۹۷- ﴿لَنَنسِفَنَّهُ﴾: پراکنده‌اش می‌کنیم.

۱۰۰- ﴿وِزۡرًا﴾: عذاب سنگین بخاطر اعراض از قرآن.

۱۰۲- ﴿زُرۡقٗا﴾: کبود چشم یا نابینا یا تشنه.

۱۰۳- ﴿يَتَخَٰفَتُونَ﴾: آهسته با هم گفتگو می‌کنند.

۱۰۴- ﴿أَمۡثَلُهُمۡ طَرِيقَةً﴾: کسی‌که اندیشه برتر و روش پسندیده‌تر داشت.

۱۰۵- ﴿يَنسِفُهَا﴾: آنها را از بیخ می‌کند یا آنها را به وسیلۀ باد پراکنده می‌کند.

۱۰۶- ﴿قَاعٗا﴾: زمین صاف فاقد گیاه و آبادی.

۱۰۶- ﴿صَفۡصَفٗا﴾: زمین هموار یا بی‌گیاه.

۱۰۷- ﴿عِوَجٗا﴾: جای پست.

۱۰۷- ﴿أَمۡتٗا﴾: جای بلند.

۱۰۸- ﴿لَا عِوَجَ لَهُ﴾: هیچ دعوت شده‌‌ای نمی‌تواند از آن سرپیچی ‌کند.

۱۰۸- ﴿هَمۡسٗا﴾: صدای آهسته.

۱۱۱- ﴿عَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ﴾: انسانها فرمانبردار می‌شوند.

۱۱۱- ﴿لِلۡحَيِّ﴾: در برابر خدای جاوید و فنا ناپذیر.

۱۱۲- ﴿ٱلۡقَيُّومِ﴾: نگهبان جهانیان و مجری امور جهان.

۱۱۲- ﴿حَمَلَ ظُلۡمٗا﴾: بار شرک و کفر را بر دوش گرفت.

۱۱۲- ﴿هَضۡمٗا﴾: از کم شدن ثوابش.

۱۱۳- ﴿صَرَّفۡنَا فِيهِ﴾: در قرآن به روش‌های مختلف بیان کردیم.

۱۱۳- ﴿ذِكۡرٗا﴾: پند و عبرت را.

۱۱۴- ﴿يُقۡضَىٰٓ إِلَيۡكَ﴾: بر تو کامل گردد.

۱۱۵- ﴿عَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ﴾: به آدم دستور دادیم یا وحی فرستادیم.

۱۱۶- ﴿أَبَىٰ﴾: با تکبر از سجده امتناع ورزید.

۱۱۸- ﴿لَا تَعۡرَىٰ﴾: برهنه نمی‌شوی.

۱۱۹- ﴿لَا تَضۡحَىٰ﴾: در برابر گرمای آفتاب قرار نمی‌گیری.

۱۲۰- ﴿لَّا يَبۡلَىٰ﴾: از بین نمی‌رود.

۱۲۱- ﴿سَوۡءَٰتُهُمَا﴾: عورتشان.

۱۲۱- ﴿طَفِقَا يَخۡصِفَانِ﴾: شروع کردندکه بچسبانند.

۱۲۱- ﴿عَصَىٰٓ ءَادَمُ﴾: آدم به سهو یا به تأیل نافرمانی کرد.

۱۲۲- ﴿ٱجۡتَبَٰهُ﴾: او را به نبوت بر گزید و از مقربین خود گردانید.

۱۲۴- ﴿مَعِيشَةٗ ضَنكٗا﴾: حالت سخت و دشوار، در گورش.

۱۲۸- ﴿أَفَلَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ﴾: آیا به این غافلان سرانجام گذشتگان آشکار نشد.

۱۲۸- ﴿كَمۡ أَهۡلَكۡنَا﴾: کثرت نابود ساختن ما امتهای گذشته را.

۱۲۸- ﴿لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ﴾: برای صاحبان عقل و بصیرت.

۱۲۹- ﴿لَكَانَ لِزَامٗا﴾: لازم بود که نابودی‌شان سرعت یابد.

۱۲۹- ﴿أَجَلٞ مُّسَمّٗى﴾: روز قیامت، به ﴿كَلِمَةٞ﴾عطف است.

۱۳۰- ﴿سَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ﴾: نماز بخوان و خدایت را حمد و ثنا بگو.

۱۳۰- ﴿ءَانَآيِٕ ٱلَّيۡلِ﴾: ساعاتی از شب.

۱۳۱- ﴿أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾: گروه‌های از کفار.

۱۳۱- ﴿زَهۡرَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾: زینت و زیبایی زندگی دنیا.

۱۳۱- ﴿لِنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِ﴾: تا این زیبایی‌ها را وسیله آزمون و امتحان آنها قرار دهیم.

۱۳۳- ﴿بَيِّنَةُ﴾: قرآن اعجاز آفرین.

۱۳۴- ﴿مِّن قَبۡلِهِۦ﴾: پیش از بعثت پیامبران.

۱۳۴- ﴿نَخۡزَى﴾: در آخرت عذاب و رسوا شویم.

۱۳۵- ﴿مُّتَرَبِّصٞ﴾: در انتظار نتیجه آن هستید.

۱۳۵- ﴿ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِيِّ﴾: راه مستقیم.