س۱۶: برای توضیح بیشتر مسئله(ی تبعیّت از سنّت) میتوانید مثالهایی ارائه نمایید؟
مثالها در این زمینه بسیارند:
الله ﻷمیفرماید: ﴿وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقۡطَعُوٓاْ أَيۡدِيَهُمَا﴾[المائدة: ۳۸]. «دستان زن و مرد دزد را ببُرید». کلمهی «سارق» در این آیه مطلق است. بریده شدن دست هم مطلق است، ولی سنت آن را توضیح میدهد. در تعریفِ سنت، سارق کسی است که یک چهارم دینار به بالا سرقت نماید. رسول اللهصمیفرماید: «لا تُقطَعُ یدُ السَّارِق إلا فی رُبعِ دینارٍ فصاعِداً»: «در دزد فقط در یک چهارم دینار به بالا بریده میشود» [۱۵]. اما قطعِ دست، از مچِ دست راست صورت میگیرد. چنانکه در حدیث آمده است و یاران رسولصهم آن را ثابت دانسته اند.
فرمودهی الاهی ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ٨٢﴾[الأنعام: ۸۲]. «کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالودهاند، آنان راست ایمنى و ایشان راهیافتگانند». عموم آیه دربرگیر تمام ظالمان است؛ هر چند هم کم سن و سال باشند. لذا فهم این آیه بر صحابهشسخت آمد و از رسولصپرسیدند: ای رسول الله کدام یک از ما ایمانش را به ظلم آلوده نمیکند؟ ایشان فرمودند: «إنَّه لیس بذاکَ ألا تَسمَعونَ إلی قولِ لُقمانَ: ﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾[لقمان: ۱۳]. «منظور این که نیست( که شما فهمیدید) آیا این سخن لقمان را نشنیدهاید: براستی ظلم شرکی بسیار بزرگ است» [۱۶].
۱- آیهی: ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ...﴾[المائده:۳- النساء:۲۳]. «مردار و خون بر شما حرام شده است». عموم آیه دلالت بر حرام بودن تمام مردارها و خونها دارد. سنتِ قولی توضیح داده و بیان میدارد که: ملخ و ماهیِ خودمرده، حلال است. و از میان خونها، جگر و سپرز حلال میباشد. رسول اللهصمیفرماید: «أُحِلّتْ لَنَا مَيْتَتَانِ وَدَمَانِ، فأمّا المَيْتَتَانِ: فالجَرَادُ والحُوتُ، وأمّا الدَّمَانِ: فالكَبِدُ والطحَالُ»: «دو نوع مردار و دو نوع خون برای ما حلال شده اند؛ دو مردار عبارتند از: ملخ و ماهی، و دو نوع خون جگر و سپرز است» [۱۷].
۲- الله متعال میفرماید: ﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِ﴾[الأنعام: ۱۴۵]. «بگو: «در آنچه به من وحى شده است، بر خورندهاى که آن را مىخورد هیچ حرامى نمىیابم، مگر آنکه مردار یا خونجاری یا گوشت خوک باشد که اینها همه پلیدند. یا از روى نافرمانى، نام غیر الله بر آن برده شده باشد».
سنت پیامبرصآمد و بقیهی موارد که در آیه بدان اشاره نشده است را، ذکر نمود. مثلاً ایشان از خوردن این حیوانات نهی نمودند: «عَن کُلِّ ذِي نابٍ مِنَ السِّباعِ و کُلِّ ذِي مِخلَبٍ مِنَ الطَّيرِ حَرامٌ»: «از هر نوع حیوان درندهی نیشدار و هر نوع پرندهی چنگالدار و پنجهدار» [۱۸]. یا میفرمایند: «أنَّ الله ورَسُولَهُ يَنْهَيَانِكُمْ عَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ الأهْلِيّةِ، فإنها رِجْسٌ»: «به راستی که الله و پیامبرش شما را از خوردن گوشت الاغ منع می کنند، زیرا نجس است» [۱۹].
حال اگر در مثالهای پیش، فقط به قرآن اکتفا کنیم و به سنت توجه نداشته باشیم، باید هر دزدی دستش به صورت کامل قطع میشد. هر چند آن شئِ سرقت شده ناچیز و بی ارزش باشد. و نیز هر نوع ظلمی مانعِ در امان بودن صاحبش در روز قیامت میشد و ایمان و هدایت را از وی نفی مینمود. ماهی و ملخ، جگر و سپرز را حرام دانسته و از خوردنش منع میشدیم و خوردن درندگان نیشدار و هر پرندهی چنگدار و پنجهدار و الاغ را حلال میدانستیم؛ و این مسئله بسیار واضح و روشن است.
اهمیت سنت از آنجا هویدا و روشن است که، بیانگر احکامِ تفصیلی و روش ادای نمازهای پنجگانه، رمضان، پرداخت انواع زکاتها، ادای حج و شناختن شعائر دینی است. تمام این موارد واجباتی است که از قرآن کریم ثابت است؛ اما به صورت مجمل و کلّی آمده است. لیکن سنت نبوی آن را واضح نموده و به صورت کامل و کافی و مفصّل بیان میدارد. اگر خواسته باشیم سنت را ترک کنیم و به آن عمل نکنیم، کیفیت و چگونگی ادای عبادات که ارکان و پایههای اساسی اسلام است، ناشناخته میماند.
[۱۵] متفق علیه. [۱۶] متفق علیه. [۱۷] بیهقی، به صورت مرفوع و موقوف روایت کرده است. سندِ موقوف صحیح است و حکم ِمرفوع را دارد. زیرا مبنای این سخن عقل نیست بلکه شرع است. [۱۸] مسلم. [۱۹] .متفق علیه.