امام نووی رحمه الله

فهرست کتاب

المجموع شرح المهذب

المجموع شرح المهذب

شایسته می‌بود که در ابتدای سخن گفتن از تألیفات نووی از این کتاب بزرگ سخن بگوییم اما متأسفانه در جمع کتاب‌هایی قرار داشت که شیخ فرصت تکمیل آن را نداشته است. اگر بخواهیم بعضی از حق این کتاب را ادا کنیم کمترین مدح آن این است که بگوییم: آن بزرگ‌ترین کتاب در مذهب شافعی می‌باشد. و اگر مؤلف آن فرصت می‌یافت که آن را تکمیل کند بدون تردید بجز کتاب‌هایی که پیشوایان مذاهب آن را نوشته‌اند بزرگ‌ترین کتاب فقهی به حساب می‌آمد.

هر گاه عالمی بخواهد حکم مسأله‌ای را بداند و بخواهد چیزی را که مؤلف از تحقیق و پژوهش و دلایل آن و اثبات دلایل یا ضعف آن و آنچه که بعضی از مذاهب در مورد آن مسأله گفته‌اند و ادلۀ آن‌ها و مناقشاتشان در آن مسأهل می‌باشد بداند، به طور قطع با خواندن المجموع به نتیجۀ دلخواهش می‌رسد، و آن فرد عالم از لحاظ فکری و عقیدتی دلش آرام می‌گیرد. این فوائد غیر از فوائد نادر دیگری است که در لغت و حدیث و اصول و موارد دیگر نصیب خواننده می‌گرداند.

هر کس بخواهد به طور وسیع از کتاب شناخت حاصل نماید باید مقدمۀ نووی بر کتاب را بخواند. اکنون به شهادت برخی از علماء در مورد کتاب می‌پردازیم:

امام ذهبی می‌گوید: «این کتاب در کمال زیبائی و نیکی است». و عماد ابن کثیر در طبقات الشافعیه دربارۀ او می‌گوید: شیوه‌‌ای را که نووی در «المجموع» پیشۀ خود ساخته شیوه‌ای معتدل، نیکو، شیرین و پاک، آسان، مجموعه‌‌ای از فضائل مختلف و سرچشمۀ مسائل، مجامع گذشتگان، و مذاهب علماء و مفردات فقهاء و نوشتن الفاظ، و شیوۀ امامان حافظ، و بیان صحت حدیث از ناقص آن و مشهورش برعکس می‌باشد. و به طور کلی کتابی است که ما به این شیوه نزد متقدمین چنین کتابی را سراغ نداریم و از متأخرین نیز کسی بر این اسلوب حرکت ننموده است.

عثمانی قاضی صفد می‌گوید: رقیبی ندارد و مثل و مانند آن تألیف نشده است ولی متأسفانه (مؤلفش نتوانست آن را) تکمیل کند ولا حول ولا قوة إلا بالله. و اگر آن تکمیل می‌گشت نیازی به کتابای دیگر نبود و به وسیلۀ آن قدرت‌نمایی عجیب نووی در میدان علوم شریعت بیش از پیش نمایان می‌گشت.

می‌گوید: جسارت من به تألیف این کتاب با وجود اینکه در این جایگاه نبودم ترسیدم که مبادا این یک بی‌ادبی از جانب من نسبت به او باشد و من باید در این راه منهج او در شرح کتاب می‌پیمودم ولی تأیید و توفیق الهی شامل حالم شد و قضا و قدر الهی با این شرح همراه گردید و من هر نکته دور از ذهن را به اذهان و افکار نزدیک نمودم و هیچ شکی در آن نیست که پس از بدست آوردن شایستگی آن برای ادامۀ راه او در شرح المذهب به سه چیز دیگر نیز نیاز است: اول آسودگی خاطر و زمان زیاد که او /بیشترین برگ برنده را در دست داشت؛ زیرا او از خود بریده و مشغولیت خانواده نیز نداشت. دوم، نوشتن چنین کتابی نیاز به کمک علماء و اطلاع از کلام آن‌ها می‌باشد، که او /بیشترین شانس را داشته، زیرا در آن زمان در شهرش، دسترسی به آن آسان بود.

سوم، نیت پاک و تقوای زیاد و زهد و اعمال صالحه‌ای که نورهای آن بدرخشد، که او /در حدّ اعلای آن صفات بود. پس او کسی است که همۀ این صفات را به طور کامل داراست و منی که یکی از آن صفات را ندارم چگونه می‌توانم گام در مسیر او بردارم؟ پس از خداوند خواهانم که نیاتمان را نیک و ما را از مدد و کمک خود بهره‌مند گرداند [۳۵۰].

[۳۵۰] سبكي گرچه در حد و اندازه او نبود ولي باز اين سخنان او حكايت از تواضع و فروتني او نسبت به استاد مي‌باشد (مترجم).