ج) وفات آخرین صحابه
چنین اطلاق میگردد:
عامر بن واثلۀ اللیثی در سال ۱۱۰ هجری در مکه فوت کرد، و او آخرین صحابهای بود که در مکه فوت نمود.
و آخرین صحابهای که در مدینه فوت کرد: محمود بن ربیع انصاری خزرجی بود که در سال ۹۹ هجری فوت کرد.
و آخرین صحابهای که در سرزمین شام فوت کرد: واثلۀ بن الأسقع اللیثی بود که در سال ۸۶ هجری در دمشق فوت کرد.
و همچنین در حمص (شهری در شام): عبد الله بن بسر المازنی در سال ۹۶ هجری.
و آخرین صحابهای که در بصره فوت کرد: انس بن مالک انصاری خزرجی در سال ۹۳ هجری.
و آخرین صحابهای که در کوفه فوت کرد: عبد الله بن أبی أوفى الأسلمی در سال ۸۷ هجری.
و آخرین صحابهای که در مصر فوت کرد: عبد الله بن الحارث بن جزء الزبیدی در سال ۸۹ هجری.
و بعد از سال صد و ده (۱۱۰) هجری هیچکدام از صحابهی پیامبر جدر حیات باقی نماندند؛ و دلیل آن این گفتهی ابن عمرباست که گفت: با پیامبر جدر یکی از آخرین روزهای حیات مبارکشان نماز خواندیم، هنگامی که سلام دادند برخواست و فرمود: «أرأيتكم ليلتكم هذه فإن رأس مئة سنة منها، لا يبقى ممن هو اليوم على ظهر الأرض أحد». (متفق علیه). [۲۷۸]
«امشب را بخاطر بسپارید، زیرا پس از گذشت صد سال از این تاریخ، هیچیک از کسانی که امروز زنده هستند، بر روی زمین باقی نخواهند ماند». و این فرمایش پیامبرجیکماه قبل از وفاتشان بود چنانکه مسلم از حدیث جابر روایت کرده است. [۲۷۹]
اما فایدهی شناخت زمان فوت آخرین صحابه دو امر است:
اول: کسی که فوت وی بعد از آن زمان باشد، در اینصورت ادعای صحابه بودن از وی قبول نمیگردد.
دوم: کسی که تا قبل از آن زمان به حد سن تمییز نرسیده باشد، روایت وی از صحابه منقطع محسوب میشود. [۲۸۰]
[۲۷۸] بخاری (۱۱۶) کتاب العلم، ۴۱- باب شب بیداری برای فراگیری علم. و مسلم (۲۵۳۷) کتاب فضائل صحابه. [۲۷۹] حدیث جابر (۲۵۳۸) در صحیح مسلم. و چنانکه در صحیح مسلم (کتاب الفضائل) آمده، پیامبر جدر روز دوشنبه دوازدهم ربیعالاول سال یازدهم هجری بعد از زوال خورشید و در سن ۶۳ سالگی وفات فرمودند. و یک ماه قبل از این تاریخ، اوایل ماه صفر سال یازده هجری خواهد بود، چون ربیع الاول سومین ماه از سال قمری است. [۲۸۰] علما فرمودهاند که سن تمیز هفت سالگی است، و دلیل خود را این فرمودهی پیامبر جذکر کردهاند که فرمود: «مُرُوا أوْلادَكُمْ بِالصَّلاةِ وَهُمْ أبْنَاءُ سَبْعِ سِنينَ، وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا، وَهُمْ أبْنَاءُ عَشْرٍ، وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ في المضَاجِعِ». (روایت ابو داود و حاکم). «وقتی بچههایتان به سن هفت سالگی رسیدند آنها را به نماز خواندن امر کنید و چنانچه به ده سالگی رسیدند و نماز نخواندند و امر شما را اطاعت نکردند، آنان را تنبیه کنید، از ده سالگی به بعد جای خواب بچههایتان را از هم جدا کنید». مثلا اگر کسی در سال ۱۱۰ هجری پنج سال داشته باشد، اخذ حدیث توسط او از اصحابشمعتبر نیست، بنابراین، اگر او در آینده حدیثی را از صحابه روایت نمود، چون حدیث را به صحابه نسبت داده و از طرفی سن او در سال (۱۱۰) هجری از حد تمییز کمتر بوده، پس میبایست روایت خود را از یک تابعی اخذ کرده باشد و لذا گفته میشود که روایت او منقطع است. (یعنی تابعی از سند محذوف است).