سلیمان و هدهد
سلیمان÷علاوه برمقام پیامبری، پادشاه هم بود و پادشاهی و فرمانروای فقط محدود به انسانها نبود، بلکه شامل دنیای انسانها و جنیان نیز میشد سلیمان÷باد و حیوانات را نیز در تسخیر داشت و همچنین زبان پرندگان را بلد بود و میتوانست با آنان سخن بگوید و سخنان آنان را بفهمد. این حکومت وسیع و پهناور و این قدرت فراوان (همگی) از فضل و بخشش خداوند متعال بود که به سلیمان، سروری و آقایی بخشیده بود، به این حقیقت ایمان داشت که هدف از این همه عطا و بخشش از جانب خدا به او آزمایش و امتحان اوست. پس گفت:
﴿قَالَ هَٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّي لِيَبۡلُوَنِيٓ ءَأَشۡكُرُ أَمۡ أَكۡفُرُۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشۡكُرُ لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيّٞ كَرِيمٞ ٤٠﴾[النمل: ۴۰].
«... این از فضل و لطف پروردگار من است(این همه قدرت و نعمت به من عطا فرموده) تا مرا بیازماید که آیا شکر را به جا میآورم یا ناسپاسی میکنم، هرکس که سپاسگذاری کند، تنها به سود خودش سپاسگذاری میکند و هرکس ناسپاسی کند، پروردگار من بینیاز است».
(دقت کنید که) خندهی سلیمان÷از روی تکبر و خودپسندی نبود، بلکه خندهای از خشنودی و برای سپاس و شکرخداوند بلندمرتبه بود. او گفت:
﴿رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَدۡخِلۡنِي بِرَحۡمَتِكَ فِي عِبَادِكَ ٱلصَّٰلِحِينَ ١٩﴾[النمل: ۱۹].
«... پروردگارا! چنان کن که پیوسته سپاسگزار نعمتهایی باشیم که به من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای و مرا (توفیق عطا فرما تا) کارهای نیکی را انجام دهم که تو از آنها راضی باشی (و من بدانها رستگار باشم) و مرا در پرتو مرحمت خود از زمره بندگان شایسته ات گردان».
سپس همچون فرماندهی (قدرتمندی) که از لشکریانش دیدن میکند، سلیمان÷نیز از پرندگان دیدن کرد،(اما) هدهد (شانه بهسر) را در میان آنان نیافت.
﴿فَقَالَ مَا لِيَ لَآ أَرَى ٱلۡهُدۡهُدَ أَمۡ كَانَ مِنَ ٱلۡغَآئِبِينَ ٢٠﴾[النمل: ۲۰].
«... گفت: چرا شانهبهسر را نمیبینم؟ (آیا او در میان شماست و او را نمیبینم؟) یا این که از جمله غایبان است؟»
بدون اجازه و بیخبر از دستورات من سرپیچی و تخلف میکند؟
﴿لَأُعَذِّبَنَّهُۥ عَذَابٗا شَدِيدًا أَوۡ لَأَاْذۡبَحَنَّهُۥٓ أَوۡ لَيَأۡتِيَنِّي بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ ٢١﴾[النمل: ۲۱].
«حتماً او را کیفر سختی خواهم داد. یا او را سر میبرم یا این که باید برایمان دلیل روشن (و قانعکنندهای) اظهار کند».
یا باید دلیل موجه و قانعکنندهای برای غیبت و تخلف خود ارائه دهد، یا این که از طرف من به درستی مجازات میشود. سلیمان خشمگینی خود را به خاطر اجرای عدالت در میان لشکریانش به طور آشکار اعلام کرد. هنوز از سخنان سلیمان÷و خشم او بر هدهد لحظاتی بیش نگذشته بود که هدهد در مقابل او با معذرتخواهی و اعلام شرمندگی حاضر شد و دلیل غیبت خود را اینگونه توضیح داد: «سرورم! در گوشه و کنار (سرزمین) گشتم و بر فراز شهرهای دوربه پرواز درآمدم، چیزی را دیدم که تو از آن خبرنداری و برایت مهم است و از سرزمین سبأ برای تو یک خبر قطعی و مورد اعتماد آوردهام».