گروه دوم:
گروه دیگری هم بجز گروه اول وجود دارد، گروه اول هم از مسلمان و هم از غیر مسلمان تشکیل شده است، ولی گروه دوم اکثراً مسلمان بوده و از خود احکامی را تراشیدهاند که آن را با احکام حجاب مخلوط کردهاند و تا حال نیز مردد بودهاند، نه با آن طائفهاند و نه با این طائفه ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾[النساء: ۱۴۳]. «آنها افراد بیهدفی هستند که نه سوی اینها، و نه سوی آنهایند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف کافران!)».
و در حالی که مسلمان بوده و به اسلام ایمان آوردهاند به معیارهای اسلامی در زمینهی اخلاق، تهذیب، کرامت و اعمال نیک ایمان ندارند، آنها میخواهند که زنانشان به زیور عفت و حیا آراسته باشند و منازلشان از آلودگیهای اخلاقی پاک باشد و هیچگاه آماده نیستند که نتایج پیروی از تمدن و اجتماع غربی را قبول کنند ولی از طرف دیگر دختران، خواهران و زنانشان به راهی میروند که تمدن غربی میرود و از حدود و چهارچوب نظام اجتماعی اسلام گاهی بر اثر تردد و تذبذب تجاوز میکنند، گاهی به دستورات اسلام عمل میکنند و گاهی از انجام آن امتناع میورزند، ایشان کاملاً در اشتباهند که میگویند با جمع بین بعضی روشهای غربی و بعضی روشهای اسلامی میتوانند از منافع و خوبیهای هردو برخوردار گردند و به این ترتیب هم اخلاق اسلامی در منازل و خانهها محفوظ مانده و رعایت شده است، هم نظام خانوادگی مستحکم و سالم مانده است و هم از محاسن و امتیازات نظام اجتماعی غرب برخوردار گردیده و از بدیها و مضرات آن در امان مانده است، ولی حقیقت این است که جمع بین روشها و دیدگاههای دو تمدن که از نظر اهداف و جهتگیریها با یکدیگر اختلاف ریشهای دارند نادرست و غیر صحیح است؛ زیرا اختلاط و التقاط بین دو چیز متضاد قاعدتاً موجب افزایش مضرات آنها میگردد و سبب بدستآوردن منافع بیشتری نمیشود، این مخالف با عقل و فطرت است که کسی عنان نفس خود را آنقدر رها کند که تجاوز از قوانین اسلامی برایش عادی و بیتقاوت گردد و با این وجود بگوید که میتواند نفس خود را هنگام ضرر و زیان کنترل کند، حرص و علاقهی زیاد به پوشیدن لباسهای جذاب و چسبان و نازک، فنا شدن در تجملات و زینت، شرکت در محافل و توجه زیاد به عکسهای برهنه و داستانهای تحریکآمیز و تعلیم دختران به سبک و شیوهی غربی... تمام اینها نتایج تجاوز و زیر پاگذاشتن حدود اجتماعی اسلام است که اگر ضرر آنها بطور عاجل و سریع به نسل موجود نرسد، احمقانه خواهد بود که فکر شود نسلهای آینده هم از ضرر آن در امان خواهند ماند؛ زیرا هر مکتب و اجتماعی که در مسیر انحراف قرار گیرد، در ابتدای مسیر اندکی از صراط مستقیم منحرف میگردد، ولی وقتی که از آن نسل به نسلهای بعدی برسد بدون شک آن اشتباه و انحراف بسیار گسترده و غیر قابل پیشگیری خواهد بود.
مصداق خارجی ادعای ما آمریکا و اروپا است؛ زیرا اصول و پایههای غلطی را که آنها برای تنظیم اجتماع جدیدشان وضع کرده بودند بزودی و سریعاً نتیجهی آنها معلوم نشد، بلکه در نسلهای سوم و چهارم بود که ثمرات و نتایج این تمدن ظاهر گردید.
لذا این جمع اجباری و ساختگی بین رسوم و روشهای غربی و راه و روش اسلامی و این حجاب و بیحجابی پایدار و استوار نخواهد ماند و بطور طبیعی به صورت یک طرفه به سمت آداب و رسوم غربی سیر خواهد کرد، کسانی که اینگونه عمل مینمایند لازم است بدانند که اگر آنان فعلاً در ابتدای راه قرار دارند و به آخر راه نرسیدهاند، نسلهای آینده به آخر راه خواهند رسید.