درجه دوم: تأثیر گرفتن و خشوع قلب:
خشوع قلب: ذلت و آرام گرفتن آن در مقابل الله میباشد [۱۵۳]؛ در این هنگام است که روح اوج گرفته و چشم به گریه افتاده و جوارح تأثیر میپذیرد و نفس در برابر خالقش ذلیل میشود و در مقابل پروردگارش خضوع میکند، که در نتیجه آن خضوع ظاهر، نمایان میشود. آگاهان بر این اجماع کردهاند که، محل خشوع قلب است [۱۵۴]. و قرطبی/در تفسیر کلامِ الله تعالی که میفرماید: ﴿ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾[الزمر: ٢٣] ترجمه: «خداوند بهترین سخن را نازل کرده است. کتابی همگون [و] مشتملِ بر مکررات. پوستهای آنان که از پروردگار میترسند از [شنیدن] آن به لزره میافتد»، گفته است: «از آنجا که قرآن در نهایت بلاغت و زبان آوری میباشد، مو بر روی بدن راست میشود؛ و نکته عجیب آن حُسن ایجاد شادمانی و ترس است که در آن [بطور همزمان] وجود دارد» [۱۵۵]. اللهﻷکسانی که وقتی خبری از پیامبران و یا پیروان آنها – اولیاء – دریافت میکنند و به گریه میافتند را در کتابش مدح کرده و میفرماید: ﴿قُلۡ ءَامِنُواْ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ ١٠٧ وَيَقُولُونَ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِن كَانَ وَعۡدُ رَبِّنَا لَمَفۡعُولٗا ١٠٨ وَيَخِرُّونَ لِلۡأَذۡقَانِ يَبۡكُونَ وَيَزِيدُهُمۡ خُشُوعٗا۩ ١٠٩﴾[الإسراء: ١٠٧- ١٠٩]. ترجمه: «بگو: خواه به آن ایمان آورید یا نیاورید، بیگمان دانش یافتگانِ پیش از آن –چون بر آنان خوانده میشود – بر چهرهها سجده کنان [بر زمین] میافتند. * و میگویند: پاک و منزه است پروردگارمان. به راستی وعدهی پروردگارمان انجام یافتنی است * و بر چهرههایشان گریهکنان [بر زمین] میافتند و [قرآن] به فروتنی آنها میافزاید»، و بیان میفرماید که گریه خشوع آنها را زیاد میکند؛ و به همین دلیل است که میگویند: «خشوع قلب در مقابل قرآن واجب است» [۱۵۶].
[۱۵۳] نگاه شود به مدارج السالکین، ۱/۵۲۱. [۱۵۴] الجامع لأحکام القرآن، ۱/۳۷۵، و قرطبی گفته است: «وقتی قلب آرامش مییابد خشوع ظاهر آشکار میشود». [۱۵۵] الجامع لأحکام القرآن، ۱۵/۲۵۰. [۱۵۶] ابن مفلح از شیخ الإسلام در الآداب الشرعیة آن را ذکر میکند، ۲/۳۰۴.