مبحث سوم: طبیعت پیوند صفات با هم از حیث آثار و معانی
ما میدانیم صفات الله ﻷهمگی صفات کمالند و تمام اسمایش زیبا و [نیکند] و متضمن اوصاف او هستند، وقتی میگوییم: اسماء و صفات با هم ارتباط دارند، به این معنی است که صفات از معانی اسماء به حساب میآیند و غالباً از آنها گرفته شدهاند، [بنابراین میتوان گفت:] تمام اسماء الله، صفات کمال و تمام صفات نیز اسماء حسنی هستند و در عین حال هم عَلَم محسوب میشوند و هم صفت و وصف بودنشان منافی عَلَم بودن آنها نیست. اما اوصاف بندگان غالباً منافی علمیّت آنان است، جز اسماء رسول الله جزیرا اسماء او دربردارندهی اوصاف او نیز هستند، مانند: الحاشر، العاقب، الماحی، محمّد جو غیره.
از اسمهای الله تعالی اسمایی چون: علیم، حکیم، سمیع، بصیر و غیره أعلامی هستند که بر ذاتی والا که متصف به علم، حکمت، سمع و بصر است دلالت دارند و سایر صفات نیز همینگونهاند، زیرا میتوان گفت: همهی آنها به نسبت ارتباطی که با ذات دارند مترادفند، چرا که بر یک موصوف -آنگونه که شایسته است- دلالت دارند. اما بعضی دیگر به لحاظ معنی مترادف یا متقاربند، ازجمله صفاتی چون: محبّت، رحمت، فرح، تعجّب، ضحک و غیره حتی میتوان گفت: صفاتی که پس از محبّت در بالا ذکر شده است غالباً از آثار محبّت هستند، زیرا آثار محبّت بسیار است، اما صفاتی چون: رفع و خفض، اعزاز و اذلال، عطاء و منع، ظاهر و باطن، نفع و ضرّ [۲۵۲]و غیره معانی متقابل دارند، مانند این حدیث از رسول الله جکه به مدح و ثناء خداوند می پردازد:
«أنْتَ الْأوَّلُ فَلَیْسَ قَبْلَكَ شَیْیءٌ وَأنْتَ الآخِرُ فَلَیْسَ بَعْدَكَ شَیْیءٌ، وَأنْتَ الظَّاهِرُ فَلَیْسَ فَوْقَكَ شَیْيءٌ» [۲۵۳].
«تو همان اوّلی هستی که پیش از تو کسی و چیزی نبوده و نیست و تو همان آخری هستی که بعد از تو کسی و چیزی نخواهد بود و تو همان ظاهر و آشکاری هستی که در ماورای تو کسی و چیزی نیست».
بعضی از صفات نیز وجود دارند که از حیث معنی متضاد هستند، مانند: غضب و سخط، در مقابل رضا، کراهت با حبّ. اتصاف الله تعالی با صفات مترادف در معنا یا متباین و متضاد با هم، در شمار صفات کمالیهای است که هیچکس را با او انباز نیست، زیرا بر قدرت خیره کننده، حکمت بالغه و یگانه بودن در تدبیر جهانی دلالت میکنند، که هیچکس را در آن سهمی نیست [۲۵۴].
[۲۵۲] الصفات الإلهیة: ص ۳۴۷. [۲۵۳] روایت مسلم در الدعوات: ۱/۳۶ همراه شرح نووی. [۲۵۴] الصفات الإلهیة: ص ۳۴۹.