١- مفهوم تسامح
محمّد طاهر بن عاشور / میگوید: «تسامح از نظر لغوی مصدر "سامَحَهُ"؛ یعنی با وی بسیار نرمی و خوشرفتاری کرد، است.»
وی در ادامه چنین میآورد: «اصل سماحت به معنای آسانگیری در رفتار و آمیزش و زندگی با دیگران است؛ یعنی نرمی در مواردی که معمولا در آنها خشونت صورت میگیرد.
در حدیثی صحیح آمده است که پیامبر ج فرمودند: «رَحِمَ اللَّهُ رَجُلًا سَمْحًا إِذَا بَاعَ، وَإِذَا اشْتَرَى، وَإِذَا اقْتَضَى»[١٠٦٣]؛ «الله تعالی رحمت کند مرد آسانگیر را زمانی که میفروشد و هنگامی که میخرد و وقتی که [طلبش را] درخواست میکند.»[١٠٦٤]
محمّد طاهر بن عاشور میگوید: «هدف من از تسامح در این مبحث، خوشرفتاری و مدارا با مخالفان دینی است و این اصطلاح در میان محقّقان و پژوهشگران متاخّر دینی در اواخر قرن گذشته رایج گشته و از این حدیث گرفته شده است: «بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَةِ»[١٠٦٥]؛ «من با دین حنیف [متمایل به حق] و آسان مبعوث گشتهام.»
پس لفظ مذکور حقیقتی عرفی در این مفهوم گردیده است.
در گذشته، بسا اوقات این لفظ را به معنای تساهُل؛ یعنی سهلانگاری میدانستند.
از نظر لغوی این دو اصطلاح مترادف یکدیگرند، امّا مفهومی که واژۀ «تسامح»؛ یعنی برخورد خوب و مناسب در برابر مخالفان دینی، برای آن به کار میرود، کاملاً با مفهوم تساهل و سهلانگاری تفاوت دارد و به همین سبب، اصطلاح تساهل را به کار نمیبرند، چون بیانگر سهلانگاری و غفلت فرد مسلمان در اجرای احکام دین است. در نتیجه، واژۀ «تسامح» برای این معنا؛ یعنی همزیستی مسالمتآمیز به کار رفت.
اصطلاح مذکور به نحو احسن و کامل معنای مقصود را میرساند و شایسته نیست که لفظ دیگری جایگرین آن شود.»[١٠٦٦]
[١٠٦٣]- صحیح بخاری، شمارۀ حدیث: ١٩٧٠.
[١٠٦٤]- نک: أصول النّظام الاجتماعي في الإسلام، ص ٢١٣.
[١٠٦٥]- مسند احمد، شمارۀ حدیث: ٢٢٣٤٥؛ المعجم الکبیر، طبرانی، شمارۀ حدیث: ٧٨٠٣؛ آلبانی این روایت را در السّلسلة الصّحیحة، شمارۀ حدیث: ٢٩٢٤، صحیح دانسته است.
[١٠٦٦]- أصول النّظام الاجتماعي في الإسلام، ص ٢١٣.