مانع
مانع به معنای بازدارنده است، و مقصود از آن در اصول: امر ظاهر و منضبطی است که شارع آن را وضع کرده است تا از حکم یا سببی جلوگیری کند.
و این مستلزم دو مثال است:
۱- مانع حکم، مانند ابوت در باب قصاص قتل عمد، که اگر پدری پسرش را عمداً بکشد، پدر بودن قاتل مانع از اجرای قصاص است.
۲- و مانع سبب، مانند اختلاف دین که مانع قرابت است، و قرابت از اسباب ارث است.
باید توجه شود که مانع وصف وجودی است لذا فقدان شرط را نباید مانع نامید.
برای اینکه فرق بین سبب و شرط و مانع روشن شود به مثال زیر توجه کنید:
اگر شخصی وفات کند پسرش از او میراث میبرد به سبب نسبی که بین آنها وجود دارد مشروط بر اینکه پدر قبل از پسر وفات کند ولی اگر پسر پدر خود را کشته باشد از او میراث نمیبرد اگرچه سبب و شرط ارث حاصل شده است، زیرا قتل مانع میراث بردن قاتل است. در این مثال: نسب: سبب ارث، و تأخر وفات میراث بر: شرط ارث، و قتل: مانع ارث است.