﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَاۖ وَذَرُواْ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَٰٓئِهِ﴾[الأعراف: ۱۸۰]. اسماء خدا یا آیات او؟!.
در آیۀ شریفۀ فوق، دستور داده شده تا خدای تعالی را با «نیکوترین نامها» بخوانیم زیرا کلمۀ «حُسنی» مؤنّثِ «أحسَن» به معنای نیکوتر است. بنابر این ترجمههای قرآنی که «الأسماءُ الحُسنی» را به «نامهای نیک» بر گرداندهاند [۱۵۷]، خالی از تسامح نیستند. بخشی از نامهای مزبور در قرآن کریم آمده است چنانکه در سورۀ اسراء میفرماید: ﴿قُلِ ٱدۡعُواْ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواْ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواْ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾[الإسراء: ۱۱۰]. و در سورۀ حشر میخوانیم: ﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾[الحشر: ۲۴]. و در سورۀ طه میفرماید: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ٨﴾[طه: ۸].
از این آیات شریفه بر میآید که مراد از اسماء حُسنی، نامهای ملفوظ خداوندی است که شأن عَلَمِیّت یا معانی وصفی دارند مانند الله، الرَّحمن، الخالِق، البارِیء، المُصَوِّر و امثال اینها.
ولی در بعضی از تفاسیر مانند تفسیر عیّاشی و فیض کاشانی و المیزان از قول امام صادق ÷آوردهاند که در تفسیر آیۀ۱۸۰ از سورۀ اعراف فرمود: ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾«به خدا سوگند که ما نیکوترین نامهای خدا هستیم». تا آنجا که صوفی مشهور سلطان محمّد گنابادی در تفسیر «بیانُ السَّعادة» مرقوم داشته است: «الـمَقصُودُ الأمرُ بِدُعائِهِ بِتَوَسُّطِ الأسمـاءِ البَشَرِيةِ الصُّعودِية» [۱۵۸]! «مقصود آنست که خدای تعالی فرمان داده تا به واسطۀ نامهای بلند مرتبۀ بشری، او را بخوانیم»! شگفتا که نامهای برترین خداوند در عرصۀ تفسیر، به بهترین نامهای بشری تبدیل شده است!.
باید دانست که در کتاب خدا هیچگاه از مخلوقات إلهی (چه موجودات سافله وچه نفوسعالیه) به عنوان «أسماء الله» تعبیر نشده بلکه همه را «آیات الله» خوانده است چنانکه به طور نمونه دربارۀ مریم و عیسی ـ عَلَیهِمَا السَّلام ـ میفرماید: ﴿وَجَعَلۡنَٰهَا وَٱبۡنَهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾[الأنبياء: ۹۱]. «او (مریم) و پسرش را آیتی برای جهانیان قرار دادیم» و هر آیتی نیز اسمی دارد که لزوماً از اسماء حُسنی شمرده نمیشود مانند نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمّد و جُز اینها و گاهی هم که مردمان، نامهایی چون کریم و عظیم و عالم و قادر و امثال اینها را برای غیر خدا به کار میبرند، نباید آنها را همچون صفات إلهی، نامحدود و «مطلق» تصوّر کنند.
علاوه بر این، جملۀ ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾به دلیل تقدّم مبتدای آن بر خبرش، افادۀ «حصر» مینماید یعنی بهترین نامها، مخصوصِ خداست. بنابر این نمیتوان آیات تکوینی خدا را به جای اسماء حُسنی نهاد (و آنها را با امامان †تطبیق داد) زیرا همۀ آیات تکوینی از آنِ حق تعالی است نه تنها نیکوترین آیات! بر عکس اسماء که فقط نیکوترین آنها را باید بر خدا اطلاق نمود و این نکته متأسّفانه از نظر مفسّران نام برده مخفی مانده است.
امّا حدیثیکه نقل شد، از جمله احادیث آحادی استکه به دلیل عدم ملایمت با قرآن کریم، اعتبار لازم را ندارند.
***
[۱۵۷] به ترجمههای قرآنی اثر آقایان: ناصر مکارم شیرازی، مسعود انصاری، ابوالقاسم پاینده، مهدی إلهی قمشهای، محمد مهدی فولادوند و مصباح زاده نگاه کنید. [۱۵۸] به تفسیر بيان السَّعادة، جزء ۹، ص ۳۰۹ نگاه کنید.