کار اصلی ما در اینکتاب
باید دانست پژوهش در قرآنکریم زمینههای فراوانی دارد که جای برخی از آنها تا کنون خالی مانده است مانند برداشت پیامهایی از قرآن که در روزگار ما، پاسخگوی مشکلات هستند و مانند توضیح روابط و پیوندهای برخی از آیات با یکدیگر که مفسّـران گذشتـه بدانها کمتر پرداختهانـد. ما بحث از این امور را به بخش دیگر از این کتاب (مجلّد دوّم) موکول کردهایم که به توفیق خداوند ـ عَزَّ ذِکرُه ـ به نگارش آنها اهتمام ورزیم. در این بخش از کتاب، بیشتر کوشش ما معطوف به دو امر بوده است. یکی توضیح و تصحیح اغلاطی که در ترجمههای متد اول قرآن (به زبان فارسی) ملاحظه کردهایم و دیگر، پرداختن به آیاتی که مفسّران در معنای آنها دچار اختلاف شدهاند و گاهی وجه صواب را در تفاسیر خود نشان ندادهاند. در این باره، محور تلاش ما، خود قرآن کریم بوده است و از تفسیر آیات به وسیلۀ یکدیگر و گواه گرفتن از آنها، حلّ مشکلات را طلب کردهایم و اگر توفیقی در این زمینه بدست آمده و سخن تازهای گفته شده همگی مرهون لطف خداوند ـ جَلَّ و علا ـ بوده است و بس ولا حولَ ولا قُوَّةَ إلِّا بِاللهِ العَلِي العَظيم.
در اینجا باید ـ هر چند به اختصارـ توضیح داد که هر کس با قرآن مجید اندک آشنایی داشته باشد، میداند که قرآن کریم مباحثی را با الفاظ گوناگون، تکرار نموده است و چنانکه خود تصریح فرموده کتابی است که اجزائش همگون و شبیه یکدیگرند ﴿كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ﴾[الزمر: ۲۳]. از این موضوع میتوان برای تفسیرقرآن به وسیلۀ شاهدی از خود قرآن، بهره گرفت و این قاعده را «اُمُّ القواعدِ» علم تفسیر شمرد به ویژه نخستین مفسّری که بدین شیوۀ مرضیّه پرداخته ـ چنانکه در تفاسیر شیعه و سنّی آوردهاند [۴]ـ خود رسول خدا صبوده است که آیۀ ۸۲ از سورۀ انعام را با آیۀ ۱۳ از سورۀ لقمان تفسیر نموده و مُهر تأیید بر این روش زده است.
در اینجا ممکن است پرسیده شود که چرا در تفسیر قرآن کریم صرفاً به «احادیث» بسنده نمیکنید و تسلیم آنها نمیشوید؟ باید پاسخ داد که: اگر تفسیر همۀ آیات یا بخش بزرگی از آن به گونهای کاملاً مطمئن، از رسول خدا صبه ما رسیده بود، بیتردید تفسیری جُز آن را نمیپذیرفتیم و دیگر تفاسیر را زائد میشمردیم و اختلافات تفسیری را به احادیث نبوی ارجاع میدادیم ولی چنین تفسیری از پیامبر گرامی ما صدر دسترس نیست و احادیث تفسیری که از آن بزرگوار در کتابها آوردهاند اوّلاً به آیات بسیار معدودی از قرآن اشارت دارند و ثانیاً در اسناد آنها به اصطلاح، ضعف و ارسال دیده میشود به طوریکه اطمینان کافی را جلب نمیکنند. از همینرو آوردهاند که احمد بن حنبل گفته است: «ثَلاثَةٌ لَيسَ لَـها أصلٌ، التَّفسِيرُ والـمَلاحِمُ والـمَغازي». «سه چیز است که پایه و اساسی ندارد، روایات تفسیری و اخبار پیشآمدهای ناگوار و گزارش (جزئیّات) غزوات». و محقّقان اصحاب وی گفتهاند مراد احمد آن بوده است که روایات مزبور، غالباً فاقد اسناد صحیح و متّصلاند. با وجود این، ما به احادیث معدودی که مفسّران محترم در خلال تفسیرها از رسول اکرم صآوردهاند، به هنگام بحث در آیات شریفه رجوع کردهایم و در صورت موافقت با متن قرآن، از آنها بهره گرفتهایم.
امّا روایات شیعی که از ائمّۀ اهل بیت †دربارۀ تفسیر قرآن جمع آوری شده است، متأسّفانه این کار مهم در مذهب امامیّه از سوی علمای «اخباری» صورت گرفته و کسانی مانند «محدّث بحرانی» صاحب تفسیر «البُرهان» بدین عمل برخاستهاند و محدّثان مزبور هیچگاه درصدد بر نیامدند تا به «نقد حدیث» پردازند و اخبار را به لحاظ سند و متن بررسی کنند و با مدالیل قرآن بسنجند (چنانکه ائمّۀ اهل بیت †بدین کار به تأکید سفارش فرمودهاند) از این رو کوشش آنها چندان ثمری به بار نیاورده و اخباری را فراهم آوردهاند که غالباً بیاعتبار و ضعیف شمرده میشوند و بیشتر، ساخته و پرداختۀ غالیان به شمار میآیند. به همین جهت دانشمندان اصولگرا و نامدار امامیّه که در تفسیر قرآن به تصنیف و تألیف پرداختهاند (همچون شریف رضی و شیخ طوسی و شیخ طبرسی و ابوالفتوح رازی و دیگران) راه اخباریها را نسپرده و صرفاً به «تفسیر روایی» روی نیاوردهاند. ابوجعفر طوسی که در مذهب امامیّه وی را «شیخ الطّائفه» لقب دادهاند در آغاز تفسیرش مرقوم داشته است:
«فَإنَّ الَّذي حَمَلَني عَلَي الشُّرُوعِ في عَمَلِ هذَا الكتابِ إنِّي لـَم أجِد أحَداً مِن أصحابِنا قَديمـاً وَحَديثاً عَمِلَ كتاباً يحتَوي عَلي تَفسيرِ جَميعِ القُرآنِ ويشتَمِلُ عَلي فُنُونِ مَعانِيهِ. وإنَّمـا سَلَك جَـمـاعَةٌ مِنهُم فِي جَـمعِ ما رَواهُ وَنَقَلَهُ وَانتَهي إلَيهِ فِي الكتُبِ الـمَروِيةِ فِي الـحَدِيثِ وَلـَم يتَعَرَّض أحَدٌ مِنهُم لِاستيفاءِ ذلِك وتَفسيرِ ما يحتاجُ إلَيهِ» [۵]. یعنی: «آنچه مرا به شروع در کار اینکتاب واداشت این بود که هیچ کس از یاران خودمان (شیعیان امامی) را در گذشته و حال ندیدم که کتابی بپردازد شامل تفسیر تمام قرآن و فنون و معانی آن. تنها گروهی از ایشان در راه گرد آوری روایاتی گام برداشتند که خودشان، آنها را گزارش مینمودند و در کتب حدیث به ایشان رسیده بود و هیچ یک از آنان، حقّ مطلب را کامل نکرده و تفسیر آنچه را مورد نیاز بوده نیاورده است».
مدّتها پس از شیخ طوسی، مفسّر نامدار دیگر امامی، یعنی «ابوعلی طبرسی» در آغاز تفسیرخود چنین نوشت:
«أنَّ أصحابَنا شلـَم يدَوِّنُوا فِي ذلِك غَيرَ مُختَصَراتٍ نَقَلُوا فيها ما وَصَلَ إلَيهِم في ذلِك مِنَ الأخبارِ وَلـَم يعنُوا بِبَسط الـمَعانِي وَكشفِ الأسرار» [۶]. یعنی: «یاران ما که خدای از ایشان خشنود باد دربارۀ تفسیر قرآن جُز مطالبی مختصر تدوین نکردند و آنها را از اخباری فراهم آوردند که به ایشان رسیده بود و به گسترش معانی و کشف اسرار قرآن نپرداختند».
با توجّه بدانچه گفته شد لازم است منهج صحیح تفسیر را در طریقۀ دیگری بیابیم که از آفات «سطحینگری» و «روایت زدگی [۷]» بر کنار باشد و آن جُز شیوهای که خود قرآن سفارش نموده نیست یعنی تدبّر و ژرفنگری در کلام إلهی و احاطه بر جوانب بحث چنانکه فرمود: ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ﴾[محمد: ۲۴]. ﴿بَلۡ كَذَّبُواْ بِمَا لَمۡ يُحِيطُواْ بِعِلۡمِهِ﴾[یونس: ۳۹]. و همچنین روش «تفسیر قرآن به قرآن» که رسول اکرم صبه یارانش آموخت. و ما کوشیدهایم تا در این کتاب از این روش جدا نشویم و این دو مشعل هدایت را پی گیریم در عین حال، از توجّه به روایاتی که با قرآن کریم ساز گارند نیز غفلت نور زیدهایم. در پایان این پیشگفتار لازم است گفته شود که ترجمههای جدید قرآنی در خور قدر دانی و بهره برداری و سپاسگزاری هستند و همچنین تفاسیر بزرگ و ارزشمند علمای ارجمند اسلامی که جای خود دارند ـ شَكرَ اللهُ تَعالي سَعيهُم وَزادَ اللهُ أجرَهمـ پس اگر در اینکتاب انگشت نقد بر پارهای از آنها نهادهایم، نه از باب نا سپاسی بوده است بلکه به نظر این کمترین، برای کشف حقیقت لازمست به نقد آراء بزرگان پرداخت نه آنکه در برابر اقوال ایشان حالت تعبّد و پرستش گرفت و البتّه در هر نقد منصفانۀ علمی باید به صحّت و سقم سخنان ـ هر دو ـ توجّه کرد و از افکار صحیح قدردانی و سپاسگزاری نمود. عَصَمَنَا اللهُ تَعالى عَنِ الزَّلَلِ كلِّها بِفَضلِهِ وكرَمِه.
۱۴۳۲ هجری قمری برابر با ۱۳۹۰ هجری شمسی
ایران - مصطفی حسینی طباطبائی
[۴] به عنوان نمونه، به تفسیر التّبیان اثر شیخ طوسی و مجمع البیان اثر شیخ طبرسی و تفسیر جامع البیان اثر ابوجعفر طبری و مفاتیح الغیب اثر فخرالدّین رازی ذیل آیۀ ۸۲ سورۀ أنعام نگاه کنید. [۵] التّبیان فی تفسیر القرآن، اثر شیخ الطّائفه طوسی، ج۱، ص ۱. [۶] مجمع البیان، اثر شیخ ابوعلی طبرسی، ج۱، ص ۲۰. [۷] روایت زدگی غیر از قبول روایات استوار و موثّق و به ویژه موافق با متن قرآن است که در برخی از موارد، ما آنها را شاهد آوردهایم.
«أَعرِبُوا القُرآنَ وَالتَمِسُوا غَرائِبَهُ»
(النّبیُّ الأکرم ص)
به رسم بزرگداشت از مفسّر بلند پایۀ قرآن،
شادروان استاد، میرزا یوسف شعار
رَفَعَ اللهُ تعالی درجتَه