رعایت حقوق نزدیکان پیامبر جو حضرت فاطمه لتوسط دو خلیفه: حضرت ابوبکر و حضرت عمر ب
حضرت ابوبکر و حضرت عمر ب همواره حضرت علی سرا از هر طریقی و به طور کامل اکرام میکردند، و او و حتی سایر بنیهاشم را در عطا و بخشش بر دیگران مقدم میداشتند، و او را در احترام و محبت و تمجید و تعظیم مقدم میداشتند، همانگونه که افراد نظیر او را نیز مقدم میداشتند. آنان حضرت علی سرا به واسطهی فضلی که خداوند به او عنایت کرده بود، بر سایر افرادی که چنین فضیلتی نداشتند، برتر میدانستند. هرگز سخن ناروایی از آنان در حق حضرت علی سدیده نشده است. بلکه آنان دربارهی هیچ یک از بنیهاشم سخن ناروایی نگفتهاند.
حضرت عمر ساهل بیت پیامبر جرا در عطا و بخشش بر همهی مردم مقدم میداشت، و در عطا و بخشش آنان را بر همهی مردم برتر میدانست. حتی زمانی که برای عطا و بخششها دیوانی قرار داده شد و اسامی مردم نوشته شد به حضرت عمر سگفتند: از تو شروع میکنیم. گفت: نه، از نزدیکان رسول خدا جشروع کنید، و حضرت عمر را در جایگاهی قرار دادند که خداوند او را در آن جایگاه قرار داد. از این رو از بنیهاشم شروع کردند و بنیمطلب را به آنان ملحق کردند، چرا که پیامبر جفرمود: «إِنَّمَا بَنُو هَاشِمٍ وَبَنُو الْمُطَّلِبِ شَىْءٌ وَاحِدٌ إِنَّهُمْ لَمْ يُفَارِقُونَا فِي جَاهِلِيَّةٍ وَلا إِسْلامٍ» [۸۵]. «بنیهاشم و بنی مطلب یک چیز واحد هستند نه در جاهلیت و نه در اسلام از ما جدا نشدند». پس حضرت عمر، حضرت عباس و حضرت علی و حضرت حسن و حضرت حسین را مقدم کرد، و برای آنان مقداری بیشتر از آنچه برای افراد نظیر آنان در سایر قبائل قرار داده بود، قرار داد، و در بخششف اسامه بن زید را بر پسر خود ترجیح داد. پسرش عصبانی شد و گفت: اسامه را بر من ترجیح میدهی؟ حضرت عمر گفت: او در نزد رسول خدا جمحبوبتر از پدرت بود. آنچه که دربارهی مقدم داشتن بنیهاشم و برتر دانستن آنان ذکر کردیم در نزد همهی علمای سیرت و تاریخ امری مشهور است که کسی دربارهی آن اختلافی ندارد.
کسی که اینگونه حق و حقوق نزدیکان و عترت رسول الله جرا رعایت کند آیا به نزدیکترین مردم برای پیامبر جو بانوی زنان اهل بهشت ظلم و ستم میکند، آن هم به دلیل مقدار ناچیزی از مال که به فرزندان او چندین برابر آن مال را عطا میکرد و به کسی که بیشتر از او از پیامبر جدور بود، عطا میکرد [۸۶].
[۸۵] بخاری، ابوداود و نسائی آن را روایت کردهاند. [۸۶] ج(۳) ص(۱۷۲،۱۷۳).